کانال کمیل نام گردانی با همین عنوان (کمیل) در دوران دفاع مقدس بود. آیا در متن نمایشنامه کانال کمیل هم از استنادات آن گردان در جنگ تحمیلی استفاده شده بود؟
همانطور که میدانید، گردان کمیل گردانی بود که در یک عملیات همگی به شهادت رسیدند و سیدحسین فدایحسین، نویسنده کار، با الهام گرفتن از این گردان و فضای ذهنی خودش متنی را خلق کرد با نام کانال کمیل که بخش اصلی متن زاییده ذهن نویسنده است.
نمایش کانال کمیل 12 سال پیش در جشنواره تئاتر دفاع مقدس برای اولین بار اجرا شد. بعد از این سالها چه مسالهای باعث اجرای مجدد این نمایش شد؟
12 سال پیش اجرای کانال کمیل حال و هوای دیگری داشت، موضوع تازهتر بود و استقبال بهتر، از اینرو اجرای بسیار خوب و موفقی در آن جشنواره داشتیم. بعد از آن سالها، به گروه سفارش کاری سپرده شد و ما تصمیم گرفتیم برای آشنایی بیشتر نسل سوم و جوان کشور متن را بازنویسی و ابهامات و پیچیدگیهای آن اجرای قبل را هم رفع کنیم تا اجرای قابل قبولتری به مخاطبانمان ارائه دهیم.
نکته قابل ذکر آن است که بهزعم ما اجرای کانال کمیل فقط یک اجرای نمایشی نباید باشد، بلکه شناخت و آشنایی جوانان کشور با مقوله دفاع مقدس، ایثار، شهادت و... است که امیدوارم در ارائه این مسائل موفق عمل کرده باشیم.
فکر نمیکنید این نمایش برای جوانترها چندان جذاب نیست؟
نمایش کانال کمیل اگرچه صحنههایی از جنگ را روایت میکند، ولی بحث اصلی بعد از جنگ است؛ یعنی همان گروه تفحص. با این حال هم مساله تفحص مسالهای بهروز است چراکه هنوز هم هرروزه شهدای گمنامی پیدا میشوند و هم مساله جنگ مسالهای است که همه بویژه نسل جوان باید با آن آشنا شوند. با این کارها ما میتوانیم ارزشهایمان را حفظ کنیم.
شما نگاه کنید که اگر نسل جوان ما با فرهنگ شهادت، دفاع کردن و ایثار آشنا نشود، چگونه میتواند از این مرز و بوم دفاع کند.
من میگویم دشمن همیشه دشمن است و بیگانه همیشه بیگانه، شما به کشور دوست و همسایهمان عراق نگاه کنید که به اسم آزادی و دموکراسی چه ضرباتی را متحمل شده و مردم آنجا در چه شرایطی به سر میبرند. بهطور قطع اگر جوانان غیور و ایثارگر ما هم در دوران 8 ساله دفاع مقدس نبودند، شرایط ما بسیار بدتر بود.
در هر دولت و حکومتی بحث بچههای جنگ باید جدا باشد، بچههای رزمنده یعنی قداست، از اینرو گرامیداشت و پاسداشت همه آنها ضروری است.
اجرای این نمایش در این برهه تاریخی، بیشتر برای آماده بودن نسل جوان برای دفاع احتمالی است یا آشنایی آنها با مقوله دفاع؟
هر آشنایی زمینه آمادگی است، هر چند ما ایرانیها همیشه آماده دفاع هستیم. در نگاهی دیگر، جنگ ما جنگ ارزشهای انسانی والا و عشق و دل بود و نمایش این ارزشها کاری بومی و ملی است. البته شاید برخی معتقد باشند که تئاتر دفاع مقدس باید در برههای مشخص اجرا شود ولی به نظر من اینطور نیست. دوران دفاع مقدس و پایداری به قسمتی از تاریخ ما تبدیل شده و اگر بخواهیم کار بومی ملی هم انجام دهیم، باید به این مقوله با زیرشاخههای متنوع بپردازیم. در آن صورت حتی میتوانیم حرفهای جهانی و فراملی بزنیم.
به هر حال معتقدم در این زمینه کم کار کردیم و باید بیشتر به مقوله پایداری و دفاع مقدس بپردازیم، چرا که ما هنوز هم در حال دفاع هستیم و دفاع مقدس هنوز تمام نشده است.
کار در حوزه پایداری فقط صرف آشنایی و آمادگی نسل سوم ما نباید باشد، باید نقاط ضعف فرهنگیمان را در این حوزه برطرف کنیم. ورود تدریجی تهاجم فرهنگی به کشورمان از تهاجم دشمن خطرناکتر است. از اینرو سیاسیون، دولتمردان و متولیان فرهنگی ما باید بیشتر به گوش باشند که جبهه فرهنگی ما نیاز به سرمایهگذاری بیشتری دارد و باید حمایت شود.
ما در حوزههای مختلف فرهنگی شعار زیاد میدهیم و کمتر عمل میکنیم. بهتر است از شعار پرهیز کنیم وگرنه ضربه مهلکی به فرهنگ ما خواهد خورد.
پس از 12 سال آیا تغییرات عمدهای در متن نمایشنامه دادهاید؟
خط داستان همان خط است ولی سعی کردیم ابهاماتی که در آن متن وجود داشت را با میزانسنها و بازیها برطرف کنیم و به طور کلی نمایش را امروزیتر کردیم تا با مخاطب ارتباط بهتری برقرار کند.
این نمایش برخلاف تعدادی از آثار تئاتر دفاع مقدس، به حال و هوای جبهههای جنگ بسیار نزدیک است. چگونه به این فضا رسیدید؟
دلیل عمده و اصلی این وجه تمایز این است که اکثر عوامل کار با مقوله جبهه و جنگ از نزدیک آشنا بودهاند. ببینید میان کاری که درکش کنی و تجربهاش کرده باشی، با کاری که به آن اشراف نداری، خیلی تفاوت وجود دارد.
شما به کارهای اجرا شده در تئاتر دفاع مقدس نگاه کنید؛ اغلب کارها بدون شناخت نسبت به مقوله پایداری است و در 90 درصد آنها هیچگونه پژوهشی وجود ندارد. در صورتی که ما در این کار جدای از تجربه، کار پژوهشی هم انجام دادیم تا مخاطب در هیچ کجای کار احساس غریبی پیدا نکند.
دلیل بعدی تعلق خاطری است که آدمهای این گروه نسبت به کار در این حوزه داشتهاند. ببینید وقتی در کاری پای دل در میان باشد، حس دیگری خلق میشود. حوزه پایداری و دفاع مقدس هم مقولهای است که همیشه بخش عمدهای از زندگی هنریمان را به خود معطوف کرده است.
نمایش کانال کمیل از 28 اردیبهشت ماه امسال در سالن اصلی تئاتر شهر، اجرای خودش را شروع کرده و قرار است تا پایان خردادماه هم ادامه پیدا کند. علت اجرای این نمایش در این تاریخ یعنی همزمانی آزادسازی خرمشهر و... تصمیم شما بوده یا مسوولان اجرا در مجموعه تئاتر شهر؟
علت اجرا در این تاریخ خوب، کار مسوولان سالنها و تئاتر شهر است. به طور قطع اگر تاریخ دیگری غیر از مقارن بودن با آزادسازی خرمشهر میبود، برای اجرا موافقت نمیشد.
چرای این سوالها باید کارشناسی شود، اغلب مخاطبان در مقابل این حوزه چه در سینما، چه در تلویزیون و تئاتر و چه در ادبیات گارد میگیرند. آیا دلیلش این نیست که ما یک کار فرهنگی درست بعد از جنگ انجام ندادیم؟
کار فرهنگی حوزه پایداری ما خلاصه شده به یک یا چند بیلبورد، پوستر و برنامه تلویزیونی مناسبتی. تلویزیون ما هم مقصر است؛ چراکه گاهی اوقات با تولید برنامههای دفاع مقدسی کارشناسی نشده، مردم را نسبت به این حوزه دلزده میکنند. در صورتی که مقدسترین مقوله بعد از انقلاب، مقوله دفاع مقدس است.
ما باید از برخی کشورها همچون فرانسه الگوبرداری کنیم. مردم فرانسه هرساله برای حفظ یاد و نام کشتهشدگان و جانبازان خود برنامههای بسیاری دارند و به ایثارگران کشورشان افتخار میکنند. من خیلی نگرانم و به نظرم اگر روزی به آن فراموشی تاریخی برسیم، بسیار ترسناک است.
با این جبههگیری که به آن اشاره کردید، پس چرا بعد از 12 سال دوباره به فکر اجرای این کار افتادید؟
بیشتر به خاطر وظیفه و دلم. آن آدمها اینقدر بزرگ هستند و اینقدر کارهای بزرگی انجام دادند که اجرای این کارها، حداقل کاری است که ما میتوانیم برایشان انجام دهیم.
من با اجرای این کار میخواهم به دوستان هنرمندم بگویم که بیایید و در این حوزه کار کنید. خوب هم کار کنید، مطمئن باشید اگر با مطالعه و نیت کار کنید، تماشاگر هم جذب خواهد شد.
این یک وظیفه ملی است
معتقدم که برای اجرا و حفظ یاد ایثارگران دفاع مقدس باید از هر فصل و از هر زمان استفاده کرد. اگر با همین روند ادامه دهیم، مطمئن باشید در آینده باید شرمنده آن عزیزان باشیم. پاسداشت مبارزان حق در جنگ تحمیلی 8 ساله، یک وظیفه ملی است. بنابراین دولت باید با اجرای طرحها برای تمام فصول حفظ و یاد و نام ایثارگران و مبارزان را در کشور نهادینه کند. ولی به طور کلی باید عرض کنم ما تئاتر دفاع مقدس و پایداری به معنی واقعی نه داشتیم و نه داریم. این که ما نتوانستیم تماشاگرانی را برای این ژانر جذب کنیم، دلایل بسیاری دارد. ما اصلا در این ژانر هنرمند تربیت نکردیم که بخواهیم مخاطب دفاع مقدس داشته باشیم. از این رو ما در حال نزدیکی به یک فراموشی تاریخی هستیم.
سیدکامران علمدهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم