وقتی قانون فرصت می دهد

آزادی مشروط، دوراهی‌خوبی و بدی

قاضی می‌گوید: «سکوت را رعایت فرمایید، جلسه رسمی است. قرائت حکم دادگاه را با توجه به مدارک و شواهد موجود اعلام می‌نماید. شیطان فرزند اهریمن به جرم قدرت‌نمایی و مزاحمت اشخاص با چاقو محکوم به حبس به مدت 2 سال و 74 ضربه شلاق است.»
کد خبر: ۱۷۹۹۲۹
ختم جلسه اعلام می‌شود. حضار همهمه می‌کنند، از هر طرف صدایی به گوش می‌رسد:

«حکم خوبی بود، حقشه.»، «2 روز بره آب خنک بخوره آدم می‌شه»، «یعنی زیر شلاق دوام می‌یاره؟»، «صدایی رساتر از همه می‌گوید: ای بابا 2 روز میره تو هلفدونی، بعدش آزادی مشروط بهش می‌خوره و می‌یاد بیرون، دوباره روز از نو روزی از نو.»

براستی آیا این‌گونه است؟ به همین راحتی آزادی مشروط شامل افراد مجرم می‌گردد؟ آیا اگر متهمان آزادی مشروط بگیرند جری‌تر و باتجربه‌تر از قبل می‌شوند و دوباره به جرائم خود ادامه می‌دهند، آیا امکان دیگری هم وجود دارد و آن این است ‌که با آزادی مشروط، مجرم پشیمان از رفتار خویش با لطف و گذشت و فرصت دوباره‌ای که قانون به او می‌دهد تمام سعی خود را می‌کند تا هیچ خطایی از او سر نزد ضمن این‌که با این آزادی، کلی صرفه‌جویی هم در هزینه‌های زندان می‌شود.

نظر شما چیست با کدام یک از این دیدگاه‌ها موافقید؟

آزادی مشروط فرصت و مجالی است که پیش از پایان دوره محکومیت به محکومان دربند داده می‌‌شود تا چنانچه در طول مدتی که دادگاه تعیین می‌کند از خودشان رفتاری پسندیده نشان دهند و دستورهای دادگاه را بموقع اجرا کنند از آزادی مطلق برخوردار شوند.

آزادی مشروط، مهربانی با نادمان

اعطای آزادی مشروط تنها درباره کسانی که اصلاح شده و بتوانند وارد جامعه شوند صورت می‌گیرد و قانونگذار برای زندانیانی که از خود حسن رفتار نشان دهند، این امتیاز را قائل می‌شود که آنها بتوانند پس از سپری شدن مدت معقولی، آزادی خود را به دست آورند.

درخصوص مبانی آزادی مشروط زندانیان به موارد متعددی اشاره شده است. آزادی مشروط یکی از ابزارهای مقابله برای تکرار جرم است و باعث تشویق زندانیان به نشان دادن مستمر حسن‌ اخلاقی می‌شود و همچنین ابزار مهر و شفقت نسبت به کسانی است که متنبه و پیشمان شده‌اند.

همچنین اجرای آزادی مشروط یکی از موارد مهم تشویق زندانیان به‌کار، حفظ نظم و آرامش، حسن‌سلوک و خوشرفتاری با دیگران محسوب می‌شود و از اثرات سوء محیط زندان تا حدودی جلوگیری کرده و در اصلاح و تربیت زندانیان نیز در بین مرحله زندان و آزادی بسیار موثر و مفید است. اعطای آزادی مشروط یک نوع گذشت و بخشش، کرامت و سخاوت مقامات قضایی محسوب نمی‌شود؛ بلکه حقی است که قانونگذار به واجدان شرایط اعطا کرده و مرحله‌‌ای از اجرای روش‌های اصلاحی و تربیتی به‌شمار می‌آید.

آزادی مشروط پس از عفو، مطلوب‌ترین تشویق برای زندانیان است و زندانیان بشدت از آن استقبال می‌کنند، زیرا به موجب آن آزادی خود را به‌دست می‌آورند و برای ورود مجدد به جامعه و زندگی اجتماعی آماده می‌شوند.

اما این آزادی مطلق نیست و قانونگذار به موجب تبصره 3 ماده 38 شرایطی را برای زندانیان مقرر کرده است که در صورت تخلف از آن زندانی مجبور است بقیه دوران محکومیت خود را در زندان سپری کند. (در ادامه به ذکر این شروط خواهیم پرداخت)‌

از دیدگاه قضایی هدف مهم و اساسی مجازات، اصلاح و تربیت مجرم است، در صورتی‌که این هدف قبل از پایان دوران محکومیت تحقق یابد، ادامه بازداشت زندانی معقول نخواهد بود.

- نظریه‌های مشورتی آزادی مشروط‌

- نظریه مشورتی 6220/7  30/10/1365، شرط استفاده از آزادی مشروط رضایت مدعی خصوصی ملاک نیست.

- نظریه 7605/7  10/12/1373، پس از احراز قطعیت محکومیت، علت ارتکاب جرم جدید، می‌توان حکم به اجرای بقیه مجازات حکم مورد آزادی مشروط داد.

- نظریه 529/7 ‌21/2/1372، تعدد جرم مانع از استفاده آزادی مشروط نیست.

- تحول تاریخی آزادی مشروط‌

از جمله نهادهایی که در تحولات اخیر حقوق جزایی به‌وجود آمده، آزادی مشروط با هدف اصلاح و تربیت مجرم و حمایت از جامعه است که ریشه در تحولات قانون جزای سال 1930 ایتالیا دارد. در قانون جزای ایتالیا، حتی برای کسانی‌که محکوم به حبس ابد هستند درصورت گذشت 28 سال می‌توانند از آزادی مشروط استفاده کنند و عموما به آزادی مشروط به عنوان یک مزیت نگاه می‌شود که زندانیان می‌توانند با رعایت شرایطی از آن استفاده کنند.

در ایالات متحده امریکا، آزادی مشروط که Parole نامیده می‌شود در همه ایالات و در نظام فدرالی پذیرفته شده است و هیاتی به نام «هیات آزادی مشروط» در این کشور وجود دارد که درباره آزادی مشروط زندانی در حدود مقررات قانونی تصمیم می‌گیرند. پس از اعمال آزادی مشروط، فرد آزاد به حال خود گذاشته نمی‌شود؛ بلکه معمولا تحت‌نظر و مراقبت «مامور آزادی مشروط» باقی می‌ماند.

در انگلستان اجرای این تاسیس حقوقی موفقیت‌آمیز بود و تحت عنوان روش تدریجی ایرلندی مورد استفاده قرار گرفت. در فرانسه قبول آن به کندی صورت گرفت تا این که تحت‌تاثیر افکار مکتب تحققی،‌از 14 اوت 1885 تصویب و به صورت یک تاسیس همگانی لازم‌الاجرا شد.

سپس نخستین بار با اقتباس از قوانین جزایی فرانسه در سال 1337 با تصویب قانون راجع به آزادی مشروط زندانیان وارد نظام کیفری ایران شد. به موجب ماده واحده این قانون هر کس برای بار اول به علت ارتکاب جنحه یا جنایت به مجازات حبس محکوم شده بود،‌ تحت شرایطی می‌توانست از آزادی مشروط استفاده کند. این قانون بعدها وارد قانون مجازات اسلامی شد و آخرین‌بار در سال 1377 اصلاحاتی روی آن انجام گرفت.

فواید آزادی مشروط‌

1- پذیرش مقررات زندان: یکی از عمده دلایلی که می‌تواند سبب انعطاف‌پذیری زندانیان از برنامه‌های آموزشی و پرورشی زندان‌ها و تبعیت آنها از مقررات زندان و حسن سلوک و حفظ نظم عمومی زندان باشد آزادی مشروط است، زیرا رعایت مقررات زندان و کسب مهارت‌‌‌های لازم و کوشش در تحصیل مدارج علمی، اوضاع و احوال و قرائنی است که او را واجد شرایط آزادی مشروط می‌کند.

2- انطباق با هنجارهای جامعه: گاهی پیش می‌آید که مجرم قبل از پایان دوران محکومیت اصلاح شده و دیگر به فکر ارتکاب جرم نمی‌افتد، در این حالت فعلا دیگر نیازی به تحمل بقیه مدت محکومیت نیست و شایسته است جامعه نسبت به او ارفاق کرده و برای مدتی تحت شرایط مقرره و نظارت اجتماعی او را آزاد کند و چنانچه در آن مدت مطابق شرایط رفتار کند، آزادی‌اش قطعی وگرنه به زندان بازگردانده می‌شود. بنابراین او در مدت آزادی مشروط، خود را آزاد بی‌قید نمی‌بیند و این امر سبب می‌شود که او بکوشد ناهنجاری‌ها را از وجود خود پاک کند و با مقررات اجتماعی سازش و حرمت آن را رعایت و به طریق اولی از بازگشت مجدد او به زندان جلوگیری شود.

3- صرفه‌جویی در بودجه عمومی کشور: با آزادی مشروط و اعاده زندانیان اصلاح شده به جامعه سبب صرفه‌جویی در مخارج عمومی کشور می‌شود، زیرا نگهداری زندانیان واجد شرایط آزادی مشروط، تحمیل غیرمستقیم هزینه‌های مضاعف به افراد جامعه است.

آیا زندانیان محکوم به حبس دائم در صورت احراز شرایط اصلاح می‌توانند از آزادی مشروط استفاده کنند؟

تبصره یک ذیل ماده واحده قانون راجع به آزادی مشروط زندانیان، مصوب 1337 با پیش‌یبنی این که «محکومین به حبس دائم پس از گذراندن 12 سال حبس ممکن است از آزادی مشروط استفاده کنند.»

تکلیف را مشخص کرده بود، اما در حال حاضر قانون مجازات اسلامی در فصل مربوط به آزادی مشروط در این زمینه ساکت است و از طرف دیگر احتساب نصف محکومیت حبس برابر ماده 38 قانون مجازات اسلامی که تمامی قوانین مغایر با این قانون را ملغی کرده است، به نظر می‌رسد تبصره یک قانون یاد شده به دلیل این که با مفاد این فصل قانون مجازات اسلامی مغایرت ندارد، هنوز قابلیت اجرایی داشته باشد.

یعنی چنانچه لیاقت و صلاحیت زندانی محکوم به حبس دائم در طول تحمل کیفر در استفاده آزادی مشروط احراز شد به شرط گذراندن 12 سال از محکومیت مذکور در دادنامه می‌تواند از آزادی مشروط استفاده کند؛ هنوز هم نکات مبهمی درباره آزادی مشروط وجود دارد برای مثال بد نیست که قوه قضاییه در یک بررسی همه‌جانبه و تحقیقی معلوم کند.

 چند درصد از زندانیان ظرف 10 سال پیش تاکنون از آزادی مشروط استفاده کرده‌اند.

 چند درصد از این مشمولین مجددا مرتکب جرم شده‌اند. علت، شرایط و دلایل آن چیست؟ چه راهکارهایی برای جلوگیری از ارتکاب جرم جدید در قوه قضاییه اندیشیده و به کار گرفته شده است؟

 آیا بهتر نیست با استفاده از آزادی مشروط و تعلیق اجرای مجازات فضای کنونی را آکنده از مهر و محبت و وفاق کرد؟

مدت آزادی مشروط: برابر ماده 40 قانون مجازات اسلامی از یک تا 5 سال خواهد بود. در این مدت چنانچه دادگاه از وقوع تخلف محکوم‌علیه از شرایط مزبور مطلع شود، می‌تواند آزادی مشروط را لغو کند و در صورت وقوع جرم مجازات جرم جدید یا بقیه مجازات قبلی جمع خواهد شد.

قانون مجازات اسلامی طریقه احراز تخلف از شرایط موضوع تبصره 3 ذیل ماده 38 را مشخص نکرده است، از این رو به نظر می‌رسد طبق تبصره 6 ذیل ماده واحده قانون راجع به آزادی مشروط زندانیان مصوب 1337 دادگاه به زندانی آزاد شده حداقل یک بار اخطار کتبی با ابلاغ واقعی کند تا مطمئن شود که محکوم‌علیه به تخلف خود از شرایط ادامه می‌دهد و عدم لیاقت او از اعتمادی که برای او شده نیز ثابت شود سپس حکم به بازگشت او به زندان برای اجرای بقیه محکومیت صادر کند.

شروط ماده 38 قانون مجازات اسلامی‌

این ماده قانونی می‌گوید هر کس برای بار اول به علت ارتکاب جرمی به مجازات حبس محکوم شده و نصف مجازات را گذرانده باشد، دادگاه صادر‌کننده دادنامه محکومیت قطعی، می‌تواند در صورت وجود شرایط زیر حکم به آزادی مشروط صادر کند:

1- هرگاه در مدت اجرای مجازات دائما حسن اخلاق نشان داده باشد.

2- هرگاه از اوضاع و احوال محکوم پیش‌بینی شود که پس از آزادی دیگر مرتکب جرمی نخواهد شد.

3- هرگاه تا آنجا که استطاعت دارد ضرر و زیانی که مورد حکم دادگاه یا مورد موافقت مدعی خصوصی واقع شده بپردازد یا قرار پرداخت بدهد.

بنابراین چنانچه از این ماده پیداست، مجرم باید 2 شرط اساسی را داشته باشد تا قانونگذار بتواند او را مشمول آزادی مشروط قرار دهد:

 1- محکومیت حبس برای اولین بار

 2- سپری شدن نیمی از مجازات حبس


ولی محکومت قبلی محکوم به غیر از مجازات حبس مانع استفاده از آزادی مشروط نیست اما حبس معلق مانع آن است و درخصوص حبس تبدیل شده به جزای نقدی،‌ جای تردید است و عدم ماهیت آن ، ترجیح دارد و این‌که آزادی مشروط سبب زوال آثار محکومیت نمی‌شود؛ به موجب ماده 39 قانون مجازات اسلامی صدور حکم آزادی مشروط ، منوط به پیشنهادات سازمان زندان‌ها و تایید دادستان یا دادیار زندان خواهد بود.

میترا پازکی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها