در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اول از همه توصیه می کنم از دی وی دی دوم بازی یک image بگیرید! زیرا برای بازی کردن اورکلاکد و مخصوصا اجرای دموها باید دی وی دی دوم در درایو حاضر باشد و بعضی وقت ها در حین اجرا دموها از روی دیسک، صداهای عجیب و غریبی از درایو بلند می شود! گرافیک اصلا خوب نیست و فرقی با بازیهای ماجرایی دو سه سال پیش ندارد. اما همینکه دهدقیقه اورکلاکد بازی کنید از گرافیک و باگ های عجیب آن یادتان می رود.
جو بازی بسیار تاریک است و از همان اول موفق میشود به خوبی شما را درگیر کند. شروع داستان و اولین میان پرده کارگردانی بسیار خوبی دارد. قهرمان داستان یک روانپزشک جوان به نام دیوید است. شروع داستان همزمان است با رسیدن دیوید به نیویورک. با دیدن هوای ابری و باران یکنواخت شهر متوجه می شوید که جو کلی حاکم بر بازی هم تیره و تار خواهد بود. ماجرای مرموزی در نیویورک رخ داده و دیوید از طرف دولت برای سردرآوردن از دلیل این ماجرا به نیویورک فرستاده شده است.
داستان در مورد پنج جوان است که اسلحه به دست در خیابان های شهر دستگیر شده اند. همه پنج نفر وضعیت روانی یکسانی دارند و هیچ عکس العملی به محرک های بیرونی نشان نمی دهند. دولت در حالی که به شدت روی این حادثه سرپوش گذاشته، از دیوید که یک روش روان درمانی منحصر به فرد دارد برای درمان آنها کمک گرفته است. اولین و آخرین هدف شما در بازی، نفوذ به حافظه بیماران، به حرف کشیدن آنها و کنار هم قرار دادن اطلاعاتی است که آنها به شما می دهند.
داستان و نحوه روایت آن نقاط قوت اورکلاکد هستند. شما در طول بازی به جز دیوید، هدایت پنجبیمار او را در همه خاطراتشان بر عهده دارید. دو خط ماجرایی متفاوت در طول بازی دنبال می شوند؛ زمان حال و تلاش دیوید برای ورود به ذهن بیمارانش و زمان گذشته و فلش بک های متعدد. در زمان حال معمولا باید دنبال سرنخی یا چیزی بگردید که بیماران با دیدن یا شنیدن آن به حرف بیایند و بخشی از اتفاقاتی که بر آنها گذشته را برایتان تعریف کنند. در این خط داستان، خود دیوید نقش اول است و به جز درمان بیمارانش، درگیری فکری دیگر هم دارد که به اختلاف او با همسرش مربوط می شود. اما بیشتر معماهای منطقی و استفاده از آیتم های مرسوم در بازی ماجرایی، در فلش بک ها رخ می دهد.
در طول فلش بک هر بیمار، شما هدایت او را برعهده می گیرید. یکی از نکات جالب بازی، ترتیب زمانی ورود به فلش بک هاست. مثلا وقتی از بیمار شماره یک شروع کنید، او را همراه با یک اهرم و یک کلت می بینید که از یک نردبان بالا می آید. پس از چند فلش بک با بیمارهای دیگر، وقتی دوباره به سراغ بیمار اول بروید، از چند و چون برداشتن اهرم و کلت و اینکه چطور او به نردبان رسیده مطلع می شوید. شاید بد نباشد روایت داستان اورکلاکد را ترکیبی از نحوه روایت داستان فیلم Irreversible و سریال Lost بدانیم.
کمی که از شروع خط اصلی داستان بگذرد، متوجه می شوید که این پنج نفر در گذشته با هم رابط داشته اند و همه شان سعی می کرده اند از یک اردوگاه نظامی مرموز فرار کنند. اما اگر می خواهید از راز و رمز این اردوگاه نظامی و اینکه چه بر قهرمانان داستان گذشته خبر دار شوید باید اورکلاکد را تا آخر بازی کنید. البته باید اعتراف کرد پایان بازی (همانند بیشتر بازی های ماجرایی) اصلا راضی کننده نیست. اورکلاکد معماهای زیادی دارد که بیشتر آنها ساده هستند. یکی از دلایل بزرگ ساده شدن معماها این است که شما ادامه ماجرا را در فلش بک قبلی دیده اید و مثلا میدانید این شخصیت در فاضلاب یک چراغ قوه همراه داشته، پس پیش از ورود به فاضلاب باید به دنبال چراغ قوه باشید.
روند بازی مشکلات جزئی از قبیل بد قلق بودن PDA و صداگذاری ضعیف شخصیتها دارد که همه در برابر داستان و معماهای خوب اورکلاکد، قابل صرف نظر کردن هستند. به همه طرفداران بازیهای ماجرایی PC توصیه می کنیم این بازی جالب را تهیه کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: