درباره فیلم «دشمن مردم»

گنگسترها در لباس جدید

سینمای گنگستری یکی از ژانرهایی است که می‌توان آن را یک ژانر کاملا امریکایی دانست با 3 فیلم کلاسیک در اوایل دهه 1930 موجودیت رسمی خود را اعلام کرد: 3 فیلم سزار کوچک (ملوین له‌روی 1930)‌، دشمن مردم (ویلیام ولمن 1931)‌ و صورت زخمی (هاوارهاکس 1932)‌ بودند که در آن سال‌ها ژانر گنگستری را به اوج شکوفایی خود رساندند.
کد خبر: ۱۷۹۱۷۸

هرچند ریشه‌های این ژانر به اواخر دهه 1920 می‌رسد، اما با ورود صدا و با ساخته شدن این 3 فیلم، جایگاه رسمی ژانر گنگستری در سینمای امریکا اعلام شد و مسیری برای ساخته شدن سلسله فیلم‌هایی در این ژانر گشوده شد که تا همین امروز ادامه یافته است.

با توجه به این 3 فیلم می‌توان به این نکته اشاره کرد که در امریکا، دوره ساخته شدن این فیلم‌ها، مصادف است با دوران ممنوعیت (1919 تا 1934)‌ که طی آن تولید، فروش و حمل مشروبات الکلی ممنوع بود و دوره کسادی و بحران اقتصادی (1929 تا 1934)‌ که فروپاشی اقتصادی در سراسر جهان، به ناکامی تجاری و بیکاری انبوه شتاب بخشیده بود. این دو رویداد عمده در تاریخ سیاسی‌  اقتصادی امریکا به شکل دادن آن ارزش‌هایی که ارزش‌های مسلط و سنتی ژانر گنگستری بودند کمک کرد و معلوم شد که عملی کردن ممنوعیت غیرممکن است،‌ چون هستند تعداد زیاد گنگسترهایی که مخالف اجرای قانون‌اند و حتی شاید تعداد آنها از تعداد مجریان قانون بیشتر هم هست.

ضمن این که ممنوعیت زندگی گنگسترها و اصلا شیوه زندگی آنها به‌گونه‌ای بود که این افراد را در کانون توجه قرار می‌داد و اصلا بخش عمده‌ای از حوادث فیلم‌های گنگستری از زندگی واقعی گنگسترها نشات می‌گرفت. با توجه به همه این نکات قابل‌توجه است که چه طور معامله مخفی و قاچاق مشروبات الکلی در دشمن مردم، صریح‌ترین و اصلی‌ترین روش کسب درآمد توسط تام پاورز (جیمز کاگنی)‌ است و این نکته با توجه به این که این فیلم در همین دوران ساخته شده قابل‌توجه است و می‌تواند بیننده را به این سمت رهنمون شود که فیلم گنگستری تا چه حد دارای مابه‌ازای واقعی است و دستمایه‌های خود را برای روایت داستان از جامعه و دورانی می‌گیرد که فیلم در آن ساخته می‌شود. بحران اقتصادی بزرگ ایالات متحده هم بدون هیچ حاشیه‌ای و به طور مستقیم و عینی در فیلم حضور دارد. خانواده قهرمان، اطرافیان او و اصلا زندگی خودش در گذشته و دلایل‌اش برای رو آوردن به این شیوه زندگی و کسب درآمد، در کنار بقیه مسائل، ریشه در گرفتاری‌های اقتصادی دارند که در فیلم هم بارها بر آن تاکید می‌شود. در کنار اینها دردشمن مردم هم مثل خیلی از فیلم‌های کلیدی ژانر، همذات‌پنداری مخاطب با قهرمان و توجه به احساسات عمومی مردم امریکا نسبت به مثلا بحران اقتصادی برای ساختن فیلم،‌ عامل اصلی موفقیت آن است.

اگر در سزار کوچک ریکو (ادوارد جی رابینسون)‌ این علاقه را تا حدی جنون‌آمیز و حیوانی مطرح می‌کند، در دشمن مردم گرایش کاگنی به گنگستریسم ابتدا به طور اجمالی از سوی خانواده او توضیح داده می‌شود (پدر او یک پلیس است)‌، ولی محور این گرایش شیفتگی بی‌حد و حصر و تقریبا کودکانه او نسبت به اتومبیل‌های تندرو و اتومبیل‌های تیراندازی است. در دشمن مردم (که بلافاصله پس از سزار کوچک ساخته شد)‌، داستان زندگی گنگستر از  دوران کودکی او در محله‌های فقیرنشین و پست آغاز می‌شود و با به قدرت رسیدن و سرانجام مرگ او به پایان می‌رسد.
دوران موفقیت و باشکوه زندگی قهرمان، مصادف است با سال‌های دوره منع و همین است که قاچاق و فروش مشروبات الکلی توسط جیمز کاگنی در فیلم، اصلی‌ترین داد و ستدی تصویر می‌شود که بین دار و دسته‌های مختلف تبهکاری اتفاق می‌افتد. آن همذات‌پنداری با قهرمان که صحبت‌اش شد، حداقل در این فیلم، تا حدی هم از نمایش دوران محرومیت و سختی قهرمان در کودکی و نوجوانی ناشی می‌شود. شیوه زندگی قهرمان در این دوره و راه‌هایی که از آن طریق «مجبور» به گذران و ادامه زندگی است  مثل سرقت ساعت و فروش آن با قیمتی بسیار پایین‌تر از حد معمول به یک مالخر  و جدا بودن قهرمان از خانواده و شیوه برخوردی که جامعه با او دارد و... همه در آن همذات‌پنداری که بعدها در طول فیلم توسط بیننده نثار قهرمان خواهد شد بی‌تاثیر نیست. ضمن این که دشمن مردم در سال‌های ساخته شدن خود، یکی از خشن‌ترین فیلم‌ها به شمار می‌آمد. در عین حال که میزان خشونت آن از مثلا سزار کوچک خیلی بیشتر بود (و این خشونت تیراندازی‌ها و درگیری‌ها و کشتن‌ها و کشته شدن‌های فیلم را شامل می‌شد)‌، از جهتی به زیباسازی این خشونت و جذاب نشان دادن آن نیز دست زده بود و همین بودکه باعث شد به خاطر زیباسازی خشونت مورد انتقاد قرار گیرد و پس از آن طبق مقررات، نمایش همدلانه شخصیت تبهکار و جنایتکار ممنوع شود. دشمن مردم از لحاظ دیگر فیلمی پیشگام بود و آن در ارائه تصویری از زن‌ها بود که در این فیلم می‌بینیم. در واقع پرسونایی که جیمز کاگنی از خودش در این فیلم به وجود آورد و همچنین نقش او به جای تام پاورز، آغازگر تلقی فیلم‌های این ژانر نسبت به زن‌ها شد. خشونتی که در این فیلم نسبت به زن‌ها اعمال می‌شود (معروف‌ترین صحنه فیلم، جایی است که در آن جیمز کاگنی یک گریپ‌فروت را به صورت می کلارک می‌مالد)‌ و بی‌اعتنایی قهرمان نسبت به شخصیت‌های زن (تام پاورز نامزد خود را به راحتی یک کفش یا پیراهن عوض می‌کند)‌، برای فیلم‌های بعدی ژانر الگویی شد تا نشان بدهد که زن‌ها در فضاهای این آثار جایی ندارند یا نقشی مخرب و بازدارنده بر عهده دارند. شاید تنها شخصیت زن مثبت فیلم شخصیت مادر تام پاورز باشد که آن‌هم بیشتر از آن‌که نماد زنانگی باشد، تنها در نقش مادری ظاهر می‌شود که نگران فرزندانش است دشمن مردم هم مانند خیلی از نمونه‌های دیگر درباره دستیابی به‌قدرت با شیوه‌های بی‌رحمانه و تبهکارانه و سقوط نهایی از این جایگاه است. ضمن این‌که تضاد بین دو مرد که یکی از آنها شغل شرافتمندانه‌ای به‌دست می‌آورد و دیگری به تبهکاری روی می‌آورد، از مولفه‌های تکرار شونده دیگر ژانر گنگستری است که در دشمن مردم در قالب تضاد بین قهرمان فیلم و برادر او تصویر شده است. همچنین دشمن مردم یکی از اولین نمونه‌هایی است که به لحاظ نشانه‌شناسی نیز از الگوهای ژانر تبعیت کرده. مثل این‌ نکته که ارتقاء مقام اجتماعی گنگستر با لباس‌های هر لحظه گرانقیمت‌تر و اتومبیل‌های پر زرق و برق‌تر و خانه‌های مجلل‌تر نشانه‌گذاری می‌شود. فیلم در بین سه اثر اولیه‌ای که آغاز‌گر این ژانر بودند، شاید از ریتم و روند تند‌تر و هیجان‌انگیزتری برخوردار است.

اگر سرعت شکل‌گیری حوادث در فیلم بیشتر است، بخشی از انرژی درونی مورد نیاز برای دستیابی به این‌ منظور، از حضور جیمز‌کانگی در فیلم ناشی می‌شود. ضمن این‌که دشمن مردم یکی از خلاقانه‌ترین آثار آن سال‌ها در استفاده خلاقانه از صدا محسوب می‌شود. «رویداد خارج از قاب» ترفندی است که با استفاده از عنصر صدا با مهارت در فیلم به‌کار گرفته شده. مثل آن صحنه‌ای که در خارج از قاب، کاگنی یک نوازنده پیانو را با گلوله‌ای می‌کشد و ما صدای افتادن او را بر روی شاسی‌های پیانو می‌شنویم.

یا صحنه‌ای در اواخر فیلم که در آن کاگنی در شب بارانی وارد مغازه‌ای که محل تجمع گنکستر‌هاست می‌شود، در حالی که دوربین در خیابان باقی می‌ماند و تنها صدای شلیک گلوله توسط او به گوش می‌رسد. این سکانس همراه با سکانس پایانی که در آن جسد قهرمان توسط دارودسته رقیب به خانه‌اش آورده می‌شود، به‌گونه‌ای پرداخت شده‌اند که جایگاه کاگنی را تا حد یک قهرمان تراژیک در فیلم بالا می‌برند و روایت و لحن از سرگذشت او را روایتی همدلی برانگیز و غم‌خوارانه جلوه می‌دهند. با توجه به چنین لحن و حال و هوایی شاید آن نوشته ابتدایی فیلم تنها دستاویزی باشد برای موجه جلوه داده شدن فیلم توسط استودیو و تهیه کننده. آنجا که فیلم مدعی می‌شود می‌خواهد «صادقانه محیطی را به تصویر بکشد که اقشاری از مردم امریکا در آن زندگی می‌کنند، نه این‌که به گنگسترها و تبهکاران جلوه‌ای زیبا ببخشد». دشمن مردم گذشته از این‌که یکی از آغازگران رسمی ژانر گنگستری بود، از لحاظی دیگر نقطه عطفی در تاریخ این ژانر است و آن این‌که جیمز کاگنی با این فیلم به دنیای آثار گنکستری (و بعدا موزیکال)‌ معرفی شد و بعدها به یکی از جذاب‌ترین و محبوب‌ترین چهره‌های نسل اسطوره‌ای بازیگران سینمای امریکا تبدیل گردید.

مسعود ثابتی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها