امام در زندان‌

آیت‌الله پسندیده برادر حضرت امام در زندان به دیدار ایشان می‌شتابد و به نحو پخته و مدبرانه‌ای رهبر انقلاب را در جریان تمامی وقایع 15 خرداد و پس از آن قرار می‌دهد: ... ما به اتاق امام رفتیم... امام از تخت پایین آمدند و روی صندلی نزدیک من نشستند. رئیس پادگان نیز نشست ولی دو مامور سرپا ایستادند. من با امام صحبت کردم و تمام مطالب را به ایشان گفتم.
کد خبر: ۱۷۸۸۹۴

اظهار داشتم: «آقای شریعتمدار تقاضای ملاقات دارند موافقید یا خیر؟ گفتند: مانعی ندارد. گفتم: آقای نجفی مرعشی هم سلام رساندند. گفتند: مگر ایشان به تهران آمده‌اند؟ گفتم: آری، تازه آمده‌اند و منزل آیت‌الله خوانساری وارد شده‌اند... آن‌گاه گفتم: آقای یاوری و بحرالعلوم هم از رشت آمده بودند. آیت‌الله آملی سلام رساندند، آقای میلانی هم آمده بودند و سلام رساندند و یک یک اسامی علما را گفتم که ایشان متوجه بشوند همه در تهران جمع شده‌اند. آنگاه پرسیدم: اجازه می‌دهید شهریه طلاب قم را منظم بپردازیم؟ گفتند بله. گفتم آقای آملی ظاهرا تقاضا داشتند اجازه بدهید بازارهای تهران و شهرستان‌ها که تعطیل است باز شود. امام پرسیدند: مگر تعطیل است؟ گفتم: آری تعطیل است. گفتند: باز کنند، مانعی ندارد. گفتم: حوزه‌های درس هم تعطیل است، اجازه می‌دهید درس شروع شود؟ گفتند: آری. غرض من از این سوال و جواب‌ها این بود که ایشان را به مهم‌ترین اوضاع کشور و پیامدهای دستگیری معظم له آگاه سازم.

ایشان هم کاملا از اوضاع مطلع شدند و سپس خداحافظی کردیم و به منزل برگشتیم.

خاطرات آیت‌الله پسندیده، به کوشش محمدجواد مرادی‌نیا، ص 105

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها