اگرچه در بیشتر موارد اولیا و مربیان به این دو امر اعتقاد دارند؛ ولی در انتخاب یا اولویت یکی از این دو عامل ، بیشتر اختلاف نظر وجود دارد. نقش حساس تشویق و تنبیه برای پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت بر هیچ کس پوشیده نیست .
چه بسا اتفاق افتاده است که با یک تشویق یا تنبیه بموقع و بجا و با توجه به شرایط لازم آن ، زندگی یک فرد از مسیر انحرافی به راه راست کشانده شده و بالعکس یک تشویق و یا تنبیه نابجا باعث گمراهی و بدبختی فرد دیگر شده است .
چه بسا آدمهایی را می شناسیم که به دلیل ترس از تنبیه ، دیگر به مدرسه نرفته و درس و کلاس و مدرسه را ترک گفته اند. تشویق و تنبیه درجه های مختلفی دارد و اغلب مربیان نمی دانند که میزان تشویق و تنبیه آنها در مقابل رفتار مورد نظر باید تا چه اندازه ای باشد.
اگرچه استفاده از عامل تنبیه و یا متنبه ساختن دانش آموز از کارهای نادرست در مواردی ضرورت پیدا می کند، ولی این کار نباید در حیطه خشم و انتقام معلم قرار گیرد زیرا معلم هنگامی که خشمگین می شود حس انتقام در او پیدا شده و با قهر و خشونت دانش آموز را تنبیه می کند.
از آنجا که فرد خشمگین هیچ گونه سازمان عقلانی و کنترلی بر رفتار خویش ندارد از حد لزوم پا فراتر نهاده و خلاف اهداف واقعی تنبیه که همان آگاه کردن و هوشیار ساختن فرد است ، اقدام می کند. متاسفانه در بیشتر موارد، معلمان و یا مربیان به تنبیه متوسل می شوند؛ ولی دقیقا نمی دانند که آیا دانش آموز از نفس خطا آگاهی دارد و یا خیر؛ بدون شک اشتباه و لغزش متخلف از نظر خود لغزش و اشتباه مورد نظر است .
نه عامل و انگیزه آن ؛ ولی ما نمی توانیم چنین امری را در حوزه تعلیم و تربیت راه دهیم . مثلا اگر دانش آموز به علت عاطفی از مدرسه غیبت می کند و یا قادر به پاسخگویی پرسشهای معلم نیست و یا قدرت تطبیق با شرایط مدرسه را ندارد، نباید با همان تصور و دیدگاه او را تنبیه کنیم .
تشویق و پاداش از انگیزه های پیشبرد تعلیم و تربیت به شمار می رود و منظور از پاداش و تشویق هر عملی است که در تثبیت تمایلات و نیل به آمال انسان موثر باشد؛ چون کوشش انسان ، زاده و بازده. رغبت و تمایل او است.
قدر مسلم ، تشویق این رغبت و گرایش را تقویت می کند. حقیقتی که کاملا قابل درک است ، این است که هر انسانی چه کودک باشد و چه بزرگسال انتظار دارد در برابر زحمتی که کشیده یا کار نیکی که کرده است با بی اعتنایی و بی توجهی دیگران مواجه نشود؛ بلکه مورد تایید قرار گیرد و دیگران از او قدردانی کنند.
تنبیه عبارت است از «ارائه یک محرک آزارنده یا ناخوشایند به دنبال یک رفتار نامطلوب با هدف کاهش دادن احتمال بروز و تکرار آن رفتار». تنبیه بر منع نیازهای روانی انسان مبتنی است . وقتی که دانش آموزی را از نشستن منع می کنیم و سرپا نگه می داریم ، او را از کلاس بیرون و یا احیانا به اخراج از مدرسه تهدید می کنیم او را بر اساس نیاز به امنیت تنبیه کرده ایم . قهر کردن با دانش آموز براساس نیاز به تعلق داشتن است و وقتی که به او می گوییم از تو انتظار چنین کاری نداشتم ، براساس نیاز به خودشکوفایی است. تنبیه عملی مسری است .
شخص تنبیه شده از تنبیه کننده روشهای پرخاشگرانه تنبیهی را برای برخورد با محیط خود یاد می گیرد. تنبیه صدمه زدن به دیگران را توجیه می کند. تنبیه در شخص تنبیه شده عواطف و هیجان های نامطلوب ایجاد می کند. برای مثال سبب انزجار،نفرت و کینه نسبت به تنبیه کننده می شود و پرخاشگری را نسبت به او تقویت می کند.
به گونه ای که ممکن است . سبب حمله تنبیه شونده به تنبیه کننده گردد. همین احساس ، بی لیاقتی ، حقارت ، خودکم بینی ، ناامنی و... را در شخص ایجاد می کند. این مورد مانع از ابراز وجود و ابراز آزادانه عقاید و احساسات کودک می شود. تنبیه بیشتر یک پاسخ نامطلوب را جایگزین پاسخ نامطلوب دیگر می کند. بعضی از این رفتارهای جایگزین شده مخرب و ناسازگار و روان رنجورانه است .
ممکن است شخص به جای رفتار که سبب تنبیه می شود به طریق دیگری به آن رفتار بپردازد که تنبیه به دنبال نداشته باشد. اشکال مهم در زمینه تنبیه زمانی بروز می کند که این ابزار با انگیزه های دیگر و جدا از هدف پیشرفت تحصیلی یا بهبود رفتار دانش آموز مورد استفاده قرار گیرد. از دیگر مواردی که به کارگیری روشهای تنبیهی ایجاد مشکل می کند، مواردی است که شدت تنبیه اجرا شده با عمل منفی کودک تناسبی ندارد.
مواردی که خطای دانش آموز به دلیل ضعف های محیط است ، او مقصر اصلی محسوب نمی شود. مورد دیگر هم تمایز و تبعیض میان دانش آموزان در به کارگیری تنبیه است . به کارگیری روشهای تنبیهی در شرایطی که لزومی به آن احساس نمی شود و استفاده نابجا و نامناسب هم از روشهای قابل ذکر است .
تشویق ، محرک خوشایندی است که بعد از بروز یک رفتار مطلوب به کودک ارائه می شود، با این هدف که احتمال وقوع آن رفتار را در آینده افزایش دهد. مفهوم تشویق بیشتر معادل تقویت مثبت و پاداش با بعضی تفاوت های جزیی است . هنگام استفاده از تقویت کننده ها باید به مواردی از قبیل ؛ انتخاب نوع مناسب تقویت ، زمان ارائه تقویت ، مقدار تقویت و نحوه ارائه آن توجه کافی مبذول شود تا تشویق بهترین کارآیی را داشته باشد و مشکل ویژه ای به بار نیاورد. در مواردی هم تشویق منشائ مضراتی خواهد شد زیرا پاداش نامناسب و نابجا به جای آن که انسانها را به هم بپیوندد، میان آنها فاصله ایجاد می کند و به جای آن که کاری کند که شخص به ارزش خود اطمینان یابد، به طور ناخودآگاه وسیله استقرار برتری خود پاداش دهنده می گردد.
می دانیم که یادگیری دانش آموز تابع عوامل متعددی از قبیل خصوصیات از پیش تعیین شده ای مانند؛ هوش ، استعداد، آگاهی و اطلاعات قبلی ویژگی های محیط اطراف مانند؛ جو عاطفی ، سطح تحصیلات خانواده ، وضع اقتصادی ، روشهای تربیتی ، ارزشها و نگرشهای تحصیلی و علمی آنان و امکاناتی که در اختیار دانش آموز قرار داده اند و ویژگی های کودک است بنابراین در این مورد بخصوص لازم است که شخص مربی انتظارات خود را به تناوب توانمندی ها و امکانات و شرایط فرد تنظیم کند و تشویق و تنبیه را براساس داشتن یا نداشتن پیش نیازهای لازم برای یادگیری به آنان ارائه دهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم