گفتگوی توهمی با جام لیگ برتر فوتبال ایران

من فقط یه جامم‌

جناب ایادی مشت بر دهان خورده به مدت یک هفته به طور کلی از تحریریه ناپدید شده بود. به طوری که هر چه می‌گشتیم یافت می‌نمی شد و همه نگرانش شده بودیم. تا این که کاشف عمل آمد ایادی جان از یک هفته جلوتر رفته توی استادیوم آزادی جا گرفته و همون جا شب‌ها می‌خوابه تا مبادا روز بازی سپاهان پیروزی جا گیرش نیاد. بدین ترتیب ما یک هفته از دست ایادی، آی نفس راحت کشیدیم، آی نفس راحت کشیدیم. ولی افسوس که بازی تمام شد و ایشان با انرژی چندین و چند برابر دوباره در تحریریه حضور به هم می‌رسانند تا همه را تا سر حد مرگ کلافه کنند. حالا حاصل این یک هفته استادیوم نشینی مصاحبه‌ای است که می‌خوانید. مصاحبه استاد ایادی مشت بر دهان خورده با خود جام لیگ برتر:
کد خبر: ۱۷۸۳۲۷
ایادی: پرسپولیس قهرمان می‌شه... ای ول... بلندتر... بلندتر... خدا می‌دونه که حقشه... .

یکی از کارمندان استادیوم: ببخشید داداش... .

ایادی: به لطف یزدان و بچه ها... .

دوباره همان کارمند: آقا... داداش... برادر.

ایادی: پیروزی قهرمان می‌شه... .

کارمند: بابا یارو با توام اه... هر چی صداش می‌کنم انگار نه انگار.

ایادی: چی می‌گی آقا جون. چرا نمی‌ذاری تو حال خودم باشم. اه... بذار بخونم... چرا میکروفن رو از دستم می‌گیری؟ مگه من چی‌ام از کریم باقری کمتره؟

کارمند: بابا بیا پایین داداش من، بازی تموم شد، جام اهدا شد، ملت همه رفتند، وایسادی تک و تنها وسط زمین چی چی واسه خودت می‌خونی.

ایادی: آخه اون موقع هر کاری کردم میکروفن رو بهم ندادن.

کارمند: خب حالا باید بیای اینجا عربده بکشی؟

ایادی: حالا کو؟

کارمند: کی کو؟

ایادی: چی کو بابا؟

کارمند: خب، چی کو؟

ایادی: جام.

کارمند: منظورت خود جامه؟

ایادی: اوهوم.

کارمند: گذاشتیمش توی دفتر استادیوم تا فردا بفرستیم بره باشگاه پیروزی.

ایادی: ای ول، من رفتم... پیروزی قهرمان می‌شه... لالا لالا لالالالای، لالا لالا لالا لالای لالای... .

چند دقیقه بعد دفتر استادیوم:

ایادی: شاعر می‌فرماید، سلامی چو بوی ... .

جام: علیک سلام. فرمایش.

ایادی: چطوری عشق من؟

جام: ببخشید؟

ایادی: عزیزم شنیدم یکی دو دفعه شکستی.

جام: برو آقا جان، برو اشتباه گرفتی.

ایادی: نه به جان خودم، اصلا مگه می‌شه تو رو با کسی اشتباه گرفت؟

جام: ببین داداش من بعد از یه سال اومدم بیرون دارم هوا می‌خورم برو تو رو خدا مزاحم نشو.

ایادی: ببین فقط یه سوال، احساست از این که این فصل متعلق به پیروزی شدی چیه؟

جام: من؟ هیچ احساس خاصی ندارم.

ایادی: نداری؟ یعنی چی که نداری؟ می‌زنم واسه بار سوم می‌شکنمتا.

جام: اه چرا قاطی می‌کنی عزیز من، خب آخه من چه احساسی می‌تونم داشته باشم؟ مگه فرقی به حال من می‌کنه؟

ایادی: بابا این همه آدم در طول دو فصل خودشون رو بیچاره می‌کنند تا تو رو به دست بیارن بعد تو می‌گی واسه‌ام فرقی نمی‌کنه؟

جام: خب مگه بیکارن؟ اصلا مگه من گفتم بیان خودشون رو واسه من بکشند.

ایادی: چی بگم والا... .

جام: ببین پسر جون من فقط یه جامم. واسه یه جام هم فرقی نمی‌کنه دست کی باشه مهم اینه که جام چی باشی.

ایادی: یعنی چی؟ یعنی از این که جام لیگ برتری حال نمی‌کنی؟

جام: من اینو نگفتم. ولی خب خودت انصاف بده، آدم جام لیگ برتر باشه بهتره یا جام لالیگا و بوندس لیگا و جام ملت‌های اروپا یا اصلا خود جام جهانی... .

ایادی: آره ؟ دوست داری نه؟

جام: آره خب، هر کسی یه نهایتی داره، نهایت ما هم اینه دیگه.

ایادی: ببینم داداش با این تَرَک‌ها می‌خوای جام جهانی بشی؟

جام: حالا... .

ایادی: ببین عزیز من، جنابعالی فقط باید جام یه جا باشی اونم پرسپولیسه. مفهوم شد یا نه؟

جام: نه... .

ایادی: مفهومت می‌کنم، مفهومت می‌کنم، وایسا.

جام: اوی اوی اوی با من شوخی نکنا. اگه یه مو از سرم کم بشه بیچاره‌ات می‌کنند.

ایادی: عیب نداره اول بذار من بیچاره‌ات بکنم. خیلی هم دلت بخواد جام پیروزی باشی. ما رو باش یه سال واسه این عتیقه حرص و جوش خوردیم.

جام: ببین خونسرد باش، چیزی نگفتم که.

ایادی: دیگه چی می‌خواستی بگی، اصلا من از دستت شکایت می‌کنم. اعاده حیثیت می‌کنم. مگه لیگ خودمون چی کم داره که حسرت اون یکی لیگ‌ها رو می‌خوری؟ اونا فیروز کریمی دارن؟ اونا خواننده‌ای به خوبی کریم باقری دارن؟ اصلا اونا افشین امپراتور دارن؟ ما رو باش که سال‌ها دلمون طلب جام لیگ برتر از ما می‌کرد... چرا آنچه خود داری از بیگانه می‌خواهی همی؟

جام: ای هوار... آقا جون اشتباه کردم، خامی کردم، نفهمیدم، شما به بزرگی خودت ببخش، اصلا من آرزوم اینه که جام لیگ دسته یک بشم؟ خوبه؟ راضی شدی؟

ایادی: اونم از سرت زیادیه، تو باید همون مایع ظرفشوییه بشی، نهایت تو همینه، تو رو چه به جام لیگ برتر... .

جام: الو... باشگاه پیروزی؟ آقا بیاین منو از دست این دیوونه نجات بدین.

ایادی: الو 110؟ آقا بیاین منو بگیرین، من همین الان می‌خوام مرتکب قتل بشم، تا در نرفتم بیاین دستگیرم کنید... اومدین.

جام: کمک... .

ایادی: خب، گفتی جام کجا می‌خوای بشی؟

جام: ک... کمک... .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها