علی درویش‌

دوباره باید شد

کد خبر: ۱۷۸۱۳۵

«خوشبختی» دست در دست «خوشبینی» دارد.

کوته‌نظر نیستیم که «سینه خود» را با «کینه دیگران» آلوده سازم!

وقتی «مشکل را کوه» کرد ... «امید را کور» کرد!‌

مراقب «خیالت» باش که به تو «خیانت» نکند!

ریشه «بدشانسی» ... «بدشناسی» است.

«منظورت» را از زندگی مشخص کن ... تا به «سرمنزل منظور» برسی.

«نبوغ» ... «حاصل حوصله»  می‌باشد.

«به‌راه نیفتادن» همان «به چاه افتادن» است!‌

«اعتراف به خطا» ... «دلیلی بردلیری» است.

هرکس «خیری» کرد ... «خیلی» را درو کرد.

آیا «درست است»، که تمام کارهای ما، «درست است»!؟

بدترین‌«حالگیری»  ... این است ‌که نتوانی زمان «حال را، گیر» بیندازی!

شانس «بیکار» نیست، که «منتظر» کسی بماند!

اگر «تحویل سال» را، به «تحویل حال» تبدیل کردی خود را «تحویل گرفته‌ای».

«هراس» و «هوس» دوآفت موفقیت اند.

ترس را ... باید «شناخت» و به سوی آن «شتافت».

آنچه «بکاریم» ... «بکاربریم».

حتی برای جبران «عقب افتادگی»... با «سرعت مطمئنه» حرکت کن.

با دریافت «پاداش» ... برای ادامه بهتر، «پاداشت».

چون کینه‌ای نداشت ... «اشتهای زیادی» در «فروخوردن خشم» داشت.

«شک» ... نصف «شکست» است !

«با خود» چه کرده‌ای؟ «برای خود» چه کرده‌ای؟

وقتی از توان خود «بکاهی» ... با نسیمی «جابه‌جا» شوی!

ازدواج با «شعر» شروع می‌شود... با «شعور» ادامه پیدا می‌یابد.

وقت را بیهوده صرف نکن، «صرف»... با «صرفه‌جویی» است.

حکمت (چه باید کرد؟)‌ و شهامت (چگونه باید رفت؟)‌ را بیاموزیم.

چون چشم بر «روشنایی» می‌بست «تیره روز» بود.

گاهی لازم است «شکسته شد» تا «انرژی خفته» آزاد شود.

با «سنگ صبور» ... ناامیدی را «شکست»!

«تقدیر»، تقویم افراد عادی... «تغییر»، تدبیر اشخاص عالی.

از دانا «فراگرفتم»... که از نادان «فرار کنم»!

«خوش‌رختی» و «خوش ریختی» ... خوشبختی نمی‌آورد!

افراد «سربلند»... «سر به زیر» هستند.

برای «بدبینی» خود... «چشم پزشک» باشیم!

چون خود را «دوست نداشت» ... «دوستی برای خود نداشت»!

وقتی «سوت پایان» زندگیمان زده شود ... «شادمان» هستیم!؟

گاه به گاه «می‌رسد» که گام به گام به اهدافمان «می‌رسیم»!؟

چون بیش از همه «می‌شنود»‌ پیش از همه «می‌شکفد».

«مشکل اساسی»‌ این است که ... حل مشکل «فقط در دست ماست».

مانند «جزیره‌هایی» نباشیم که «دریایی از سوءتفاهم» ما را در برگرفته!‌

افراد «خوشبخت» در رفتار و گفتار «خوشپخت» هستند!

تا «جوانه» می‌زنم ... «جوانم».

زیاد «درخواست» نکن، تا کمتر «بازخواست» شوی!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها