چاپ دوم کتاب «آخرین شب در خرمشهر» خاطرات سرهنگ عراقی کامل جابر با ترجمه فاتن سبزپوش به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد آزادی خرمشهردر 72 صفحه و شمارگان 2200 نسخه به همت دفتر ادبیات و هنر مقاومت و از سوی شرکت انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شد.
نویسنده، خاطرات خود را این گونه آغاز میکند: «من شب آخر آزادی خرمشهر توسط نیروهای اسلامی به این شهر اعزام شدم. ما با تمام امکانات آماده بودیم تا از تصرف این شهر به دست نیروهای اسلامی جلوگیری کنیم.»
کد خبر: ۱۷۶۶۹۵
این کتاب شامل 17 فصل (آغاز، درگیریهای خونین، آغاز پایان، پیشروی نیروهای اسلامی، سرهنگ احمد زیدان، درگیری آپارتمانهای مسکونی، تصرف پل نهر عرایض و ایستگاه راهآهن، قسمت راست خرمشهر، سرنوشت نیروهای ذخیره داخلی، هجوم اسارت، دریایی از خون) و سه سند است که به وسیله آن میتوان گوشههایی از آخرین شب آزادسازی خرمشهر به دست رزمندگان اسلام از زبان یک سرهنگ عراقی را بازخوانی کرد.
او در این کتاب، خاطرات خود را درباره ویران کردن منازل مسکونی و محلهای تجاری خرمشهر برای پاکسازی منطقه و جنگیدن بهتر نیروهای عراقی، درگیری نیروهای دو طرف در شمال شرقی خرمشهر، فرار سربازهای عراقی و رشادت نیروهای ایرانی بیان میکند.
در فصل دوم کتاب «آخرین شب در خرمشهر» میخوانیم: «سربازان ایرانی مثل داوطلبان مرگ به سوی ما میآمدند؛ انگار میخواستند ما را از روی زمین محو کنند. برای آنها مرگ، فشنگ و آتش معنا نداشت. با این که تانکهای تیپ زرهی ما پیشرفته و از نوع تی 72 بود اما پیاده نظام ایران پشت سر تانکهای ما میدویدند و در یک لحظه، آن را به خاکستر تبدیل میکردند. درگیری شدید بود. نمیتوانستیم سربازان خود را از سربازان ایرانی تشخیص بدهیم. فرمانده گردان سرهنگ دوم لطیفه صبحی از من که فرمانده گروهان دوم بودم، خواست که تا آخرین نفس مقاومت کنم. او به دست خود، سربازان فراری و اسیرانی ایرانی را اعدام میکرد. »