درگیریها که به دنبال تصمیم شتاب زده ونسنجیده دولت مورد حمایت غرب فواد سنیوره، نخستوزیر برای برچیدن سیستم مخابراتی حزبالله در فرودگاه بیروت آغاز شد؛ به دلیل اقدامات تحریک آمیز جریان 14 مارس، به سرعت گسترش یافت و بخشهای وسیعی از بیروت و شهرهای شمالی وغربی لبنان را فرا گرفت.
هرچند رهبران حزبالله با هوشمندی تلاش کردند تا این درگیریها را مهار کنند و آن را در فرایند یک اعتراض مردمی مسالمت آمیز محدود کنند، اما نیروهای وابسته به قدرتهای خارجی و برخی کشورهای عربی کوشیدنداین درگیریها را به یک جنگ مذهبی تبدیل کنند.
اجلاس به موقع وزیران امور خارجه کشورهای عربی در قاهره و موضعگیری قدرتمندانه سوریه و قطر در برابر برخی کشورهای عربی که لبنان را از یک منظور طایفهای وقومی مینگرند؛ به تشکیل یک کمیته وزارتی برای حل بحران لبنان منجر شد.
اعضاء این کمیته که ریاست آن را شیخ حمد بن جاسم نخست وزیرقطر(که همزمان وزیرامورخارجه است) به عهده دارد از وزیران امور خارجه چند کشورعربی وعمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب تشکیل شده است.
کمیته وزارتی در بیروت با رهبران همه طیفهای سیاسی لبنان دیدار کرد و سرانجام یک بیانیه 5 مادهای برای عقبنشینی شبهنظامیان مسلح و برچیدن موانع از مسیر راههای اصلی بیروت وادامه گفتگوی رهبران طیفهای لبنانی در دوحه پایتخت قطر تهیه وامضاء شد.
آنچه در جریان حوادث اخیر لبنان، توجه ناظران سیاسی را به خود جلب کرد؛ رفتار هوشمندانه رهبران حزبالله بود که با وجود فشارهای داخلی و خارجی، از تشدید بحران لبنان جلوگیری کردند.
این بحران در چارچوب یک سناریوی داخلی، منطقهای و فرا منطقهای قابل تجزیه وتحلیل است زیرا دستور نخستوزیر غربگرای لبنان برای برچیدن سیستم ارتباط حزبالله و برکناری مدیر سرویس امنیتی فرودگاه بیروت مقدمه این سناریو بود.
هدف این بود که از رهگذر برچیدن سیستم ارتباطی ومخابراتی حزبالله، دست عناصر سازمانهای جاسوسی امریکا(سیا) و اسرائیل(موساد) برای فعالیت در لبنان آزاد شود تا این عناصر بتوانند در یک برنامه مشخص و زمان بندی شده رهبران مقاومت اسلامی را ترور کنند.
این سناریو در پی شکست ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه و در نهایت شکست طرح امریکا و برخی کشورهای عرب منطقه برای خلع سلاح حزبالله طراحی شد.
برخی کشورهای عرب منطقه که خود عامل پرورش گروههای تروریستی در خاورمیانه هستند؛ امروز تلاش میکنند تا خود را در صف مقدم مبارزه با تروریسم جلوه دهند و به همین دلیل است عوامل خود را که در لبنان با سیا و موساد همکاری دارند تقویت مالی سیاسی و تبلیغاتی میکنند.
هنوز مردم جهان فراموش نکردهاند عاملان حادثه تلخ 11 سپتامبر 2001 از چه ملیتی هستند و در چه کشوری پرورش یافتهاند وبا هزینه سرمایهداران کدام کشور دست به اعمال تروریستی زدهاند.
بنابراین در جریان درگیریهای اخیر لبنان، این کشورها با استفاده از شبکههای رسانهای خود سعی کردند تا این درگیریهای محدود را به جنگ شیعه و سنی تبدیل کنند و برای تخریب وجهه مقاومت و نماد آن حزبالله از واژه فریبنده و تحریک آمیز کودتای حزبالله(خطی که شبکه العربیه آغاز کرده و همچنان ادامه میدهد) استفاده کردند اما طرحهای آنان با شکست روبرو شد.
اکنون که دولت سنیوره تحت تاثیر فشارافکارعمومی طرفدار مقاومت ناچار شد از تصمیمات خود برای برچیدن سیستم مخابراتی مقاومت و برکناری مدیر سرویس امنیت فرودگاه بیروت عدول کند؛ راه برای یک گفتمان عاقلانه و ملی میان طیفهای سیاسی لبنان هموار شده است.
اگر کشورهای عرب عضو کمیته وزارتی اتحادیه عرب حسن نیت به خرج دهند و از گرایشهای طایفهای و قومی پرهیز کنند قطعا گفتگوهای دوحه به یک نتیجه قابل قبولی خواهد رسید.
اما اگر این کمیته بخواهد تحت تاثیر نفوذ برخی کشورهای عرب منطقه واقعیتهای موجود لبنان را نادیده بگیرد و شرایط را بار دیگر به سود یک طیف خاص تغییر دهد؛ قطعا لبنان بار دیگر دچار بحران جدیدی خواهد شد که امکان کنترل آن برای کشورهای عرب وجود نخواهد داشت.
* کارشناس مسائل خاورمیانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم