شاکی در تشریح ماجرا به پلیس گفت: مدتی از برادرم خبر نداشتم، بنابراین به منزلش رفتم که همسرش زهرا گفت او برای کار به ترکیه رفته است و بزودی برمیگردد، اما مدتی گذشت و هیچ خبری از وی نشد.
به این ترتیب بار دیگر به منزل برادرم رفتم و سراغ او را گرفتم که همسرش اظهار بیاطلاعی کرد. گمان میبرم وی بلایی سر او آورده است.
به دنبال این شکایت، پروندهای تشکیل و زهرا همسر مرد گمشده برای ادامه تحقیقات به اداره 10 پلیس آگاهی تهران منتقل شد و در بازجوییهای پلیسی دچار تناقضگوییهای متعددی شد.
به این ترتیب، ماموران وقتی مدرکی دال بر گناهکاری وی به دست نیاوردند، او را آزاد کردند، ولی با دستور سلیمانی، دادیار شعبه دوم دادسرای جنایی، ماموران رفت و آمدهای وی را به طور نامحسوس زیر نظر گرفتند تا این که پی بردند، زهرا با مرد مغازهداری به نام حسن ارتباط دارد و از مدتها پیش با شوهرش اختلاف داشته است.
با به دست آمدن این اطلاعات، زهرا بار دیگر بازداشت شد و دربازجویی به قتل شوهرش اعتراف کرد.
اعتراف به قتل شوهر
زهرا متهم به قتل در اظهاراتش به پلیس گفت: پس از ارتباط پنهانی با مرد مغازهداری، تصمیم به قتل شوهرم گرفتم، شب حادثه وقتی او خوابید، طبق نقشه آمپول هوا به وی تزریق کردم و بعد با آجر به سرش کوبیدم و برای این که راز جنایت فاش نشود، جسد را در عمق 2 متری از کف حیاط منزلمان در دماوند دفن و وانمود کردم وی برای کار به کشور ترکیه رفته است.
به دنبال اظهارات زن متهم به قتل، ماموران به محل حادثه اعزام و موفق به کشف اسکلت مقتول شدند.
به این ترتیب، همدست قاتل هم دستگیر شد و هر دوی آنها با قرار قانونی بازداشت و روانه زندان شدند. زن متهم به قتل روز 14 آذر ماه 85 در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به قصاص و همدستش نیز به حبس محکوم شد. حکم صادره ازسوی قضات شعبه 33 دیوان عالی کشور تایید و به اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد و قرار بود زن همسرکش بزودی به مجازات برسد.
اما روز گذشته با تلاش هیات صلح و سازش به ریاست قاضی جعفرزاده در دادسرای جنایی تهران، دو دختر مقتول از حق خود گذشت کردند و مادربزرگ آنها به شرط دریافت دیه از متهم به قتل، او را بخشید و به این ترتیب زهرا، زن محکوم به مرگ از مجازات نجات یافت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم