حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اگر در همین روزها مثلا شنیدیم فلان تیم به خاطر معترض بودن به داور به کلانتری محل شکایت برده نباید تعجب کنیم، اگر کمیته داوران فدراسیون فوتبال، فردا نسبت به نوع تمرین تیم ملی معترض بود، باید حرفش را پذیرفت یا آنکه اگر یک مربی فوتبال درباره خشکسالی و قحطی محصول، نظریهای با شیوه چهار چهار دوی خطی مخلوط کرد باید به فرضیهاش احترام گذاشت. این تداخل در مسوولیتها، نتایج و عواقب بدی برای فوتبال ما دارد. مدیران که در فوتبال ما به مدیران هزینه مشهورند، این حق را پیدا کردهاند که خودشان به جای کمیته فنی تصمیم بگیرند و به محض وارد شدن به حیطه فوتبال به شکل جهشی مدارک و مدارج فوتبال را بگیرند و به شکل خلقالساعهای صاحب عنوان کارشناسی شوند. مدیری که چند وقت پیش برای معروف شدن پا به عرصه فوتبال گذاشت، پس از آن که همه او را شناختند به خودش اجازه میدهد که با آبرو و حیثیت یکی از مربیان صاحب فکر فوتبال ما آنگونه برخورد زشت داشته باشد و چون به داوری توهین نکرده، نمیشود از گل بالاتر به او گفت.
در فوتبال ما آدمهای سرگردان و راهگم کردهای پیدا میشوند که در این عرصه، دنبال گمشدههایی میگردند که پیشتر آن را در جاهای دیگر پیدا نمیکردند. ما فوتبالی داریم که از دور دل میبرد و از نزدیک زهره و مثل فیلمهای هندی شخصیتهای زیادی را میتوان در آن یافت، مثل همین کسانی که بنا به دلایل نامعلوم در جایگاهی نشستهاند و حرفهایی میزنند خارج عرف و قاعده فوتبال. در ورزش ما و بویژه فوتبال، نوعی آشفتگی محرز وجود دارد که اسباب بازدارندگی است و ما از این جریان ضربات مهلکی را بر پیکر فوتبال وارد میکنیم.
جاروجنجالی که تهدید میکند
فوتبال ما به شکل کمسابقهای تحتتاثیر تبلیغات قرار گرفته است. این همه توجه عمومی در سطح مختلف جامعه، مولود رویکرد ویژهای است که رسانههای تصویری، گفتاری و نوشتاری به این قضیه دارند. مخاطبان بسیاری در طول روز از راههای مختلف قضایای فوتبال را دنبال میکنند و در نتیجه مدیران، مربیان، بازیکنان و دیگر وابستگان باشگاه در دایره این توجه قرار میگیرند. در این شرایط تنها کافی است که هفتهای یک نتیجه غیرمنتظره به دست آید.تیمی با ده، یازده بازیکن در منطقه جریمهاش تجمع کند و فلان تیم خوب را ببرد یا مساوی کند. این مربی یک هفته میهمان ابرها میشود تا در آسمان رژه برود و ساعت به ساعت میهمان روزنامهها و برنامههای رادیو و تلویزیونی باشد، اما همین مربی هفته بعد، به دلیل کمتوجهی و سهلانگاری به بدترین شکل ممکن به تیمی ضعیفتر از خود میبازد . عجیب آنکه همین آدمها که در روزهای اول برای یک مصاحبه چند خطی، هزار جور تملق میگفتند. ناگهان بهقدری برای خودشان کلاس میگذارند که مصاحبهها را گزینش میکنند و میکوشند چند بار دعوتی را رد کنند و پس از آن مصاحبهای را بپذیرند.باید قبول کرد که این همه جاروجنجال در فوتبال ضرورتی ندارد. فوتبال ما مدتهاست که در معرض این آسیب جدی قرار دارد و اگر به آن بیاعتنا باشیم، عمق این آسیبها بیشتر خواهد شد.فوتبال نیاز به توجهی در حد و اندازه خود دارد و این همه تبلیغ، برای فوتبالی که اصول اولیه را فراموش کرده، میتواند مخرب باشد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....