تا قبل از ظهور انقلاب اسلامی، کشورهای اسلامی به فلسطین به عنوان یک مساله عربی و اختلافی بین اعراب و یهودیان مینگریستند، در نتیجه ضمن قبول موجودیت رژیمی به نام اسرائیل در منطقه به دنبال حل مخاصمه بین فلسطین و اسرائیل بودند؛ اما امام خمینی(ره) بر این اعتقاد بودند که مساله فلسطین مساله کیان اسلامی است و اسرائیل نهتنها یک رژیم نامشروع و غیرقانونی است؛ بلکه بزرگترین خطر برای ثبات جهانی و یک غده سرطانی در منطقه است. از سوی دیگر امام به مساله فلسطین به عنوان یک مساله انسانی مینگرند و جنایات رژیم صهیونیستی را علیه ملت فلسطین، نشانه ضدیت این رژیم و حامیانش با انسانیت و آزادی میخوانند.
در اینجاست که نظریات و روشنگریهای حضرت امام به همراه دلایل و قرائن موجود از عملکرد اسرائیل موجب شد که مساله فلسطین از یک موضوع عربی به جریانی جهانی بر 2 پایه حمایت از مظلوم و مبارزه با استعمار تبدیل شود.
اما در باب چرایی حل نشدن مساله فلسطین پس از 6 دهه، چه بهتر که علل آن را نیز در سخنان امام جستجو کنیم؛
1- کوتاهی دولتهای عربی: امام میفرماید کشورهای اسلامی با وجود دارا بودن معادن، ثروتها و امکانات طبیعیشان، سران مزدور آنها فرصت و امکان کوتاه کردن دست استعمار، صهیونیسم و محدود کردن نفوذ بیگانگان را به ملتهایشان نمیدهند. خودخواهیها، دستنشاندگیها و تسلیم بعضی از دولتهای عربی در برابر نفوذ مستقیم بیگانگان مانع از این میشود که دهها میلیون عرب بتوانند سرزمین فلسطین را از اشغال و غصب اسرائیل برهانند. (صحیفه، ج 1، ص 192)
2- همدستی ابرقدرتها برای مقابله با فلسطین: به گفته امام امروز همه قدرتها و ابرقدرتها دست به دست یکدیگر دادهاند که نگذارند فلسطینیهای مسلمان به هدفشان برسند، حتی بسیاری از کسانی که به ادعا نسبت به فلسطینیها اظهار علاقه میکنند، علاقهشان به این نیست که مسلمانان فلسطینی بر اسرائیل غلبه کنند و متاسفانه با سکوت و سازش و تماشا دست به دست هم دادهاند که نگذارند مسلمانان فلسطین پیروز شوند. (صحیفه، ج 25، ص 183)
3- تفرقه در میان کشورهای اسلامی: امام یادآور میشوند برای من یک مطلب به شکل معماست و آن این است که همه دول اسلامی و ملتهای اسلامی میدانند که درد چیست، میدانند که دستهای اجانب در بین است تا اینها را از هم متفرق کنند. میبینند که با این تفرقهها ضعف و نابودی نصیب آنها میشود، میبینند که یک دولت پوشالی اسرائیل در مقابل مسلمین ایستاده، اگر همه مسلمانان جمع شوند و هر کدام یک سطل آب بریزند، اسرائیل را آب میبرد. معذلک در مقابل آن زبون هستند، چرا به علاج واقعی که اتحاد و اتفاق است روی نمیآورند؟ (صحیفه، ج 8، ص 235)
در این میان، اختلاف و تفرقه میان کشورهای اسلامی، ترس و دلهره برخی از سران این کشورها از رژیم صهیونیستی و حتی حمایت پنهان و آشکار برخی عمال عرب از تلآویو در طول سالها حیات رژیم اشغالگر قدس ازجمله عواملی بوده که مانع آزادی قدس شریف شده است. نمونه چنین روحیهای از جانب برخی کشورهای عربی در جنگ 33 روزه حزبالله لبنان با رژیم صهیونیستی در دفاع از حقوق مردم فلسطین نمود یافت؛ جنگی که با پیروزی حزبالله، آموزههای فراوانی برای کشورهای اسلامی داشت اما برخی کشورهای عربی نه تنها از آن آموزهها درس نگرفتند، بلکه همواره سعی کرده و میکنند برای کند کردن سلاح مقاومت، با اسرائیل، امریکا و انگلیس همراهی کنند و درپی تضعیف کشورهای حامی حزبالله برآیند. کشورهای عربی نباید فراموش کنند که در طرح خاورمیانهای امریکا آنها نیز قرار دارند و در صورت پیروزی رژیم صهیونیستی در لبنان و حلوفصل مساله فلسطین به نفع تلآویو، سراغ آنها نیز خواهند آمد. آن موقع نه حمایت مردم خود را خواهند داشت که هماکنون نیز این چنین است و نه متحدی که انتظار حمایتش را داشته باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم