حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اگر قرار است کودکان برنامههای رادیو و تلویزیونی خاص خود را داشته باشند این برنامهها باید از چه ویژگیهایی برخوردار باشد؟ و اصولا هدف غایی از نشاندن کودک و نوجوان در کنار رادیو و پای تصویر تلویزیون چیست؟
به سراغ مدیران گروههای کودک و نوجوان شبکه 1 (محمد میرکیانی)، شبکه 2 (مصطفی راور)، شبکه 5 (علی زارعان) و شبکه جامجم (سید حفیظالله طباطبایی) رفتیم. پاسخ آنان به سوالات ما را بخوانید.
طباطبایی: هرچند که بخش اول سوال شما به نظر بدیهی به نظر میرسد ولی در یک جمله میتوان گفت که تلویزیون یکی از وسایل ارتباط جمعی است و رسانهای است عمومی، بنابراین این وسیله میتواند مورد استفاده همه گروههای اجتماعی در همه سنین قرار گیرد. ضمن آن که این رسانه خالی از جنبههای سرگرمکننده هم نیست و کودکان هم بازی و سرگرمیها را خیلی دوست دارند و تلویزیون میتواند برای آنها خیلی جالب و جذاب باشد. البته در برنامههایی که برای کودکان ساخته میشود ظرایف بسیار زیادی باید رعایت شود. کودکان در مرحله رشد قرار دارند و مستعد هر نوع آموزش و برنامههای تلویزیونی مخصوص کودکان میتواند در خدمت اهداف آموزشی قرار گیرد. برای رسیدن به این هدف میبایستی به جوانب روانشناختی کودکان و نیز اصول تعلیم و تربیت توجه شود. البته شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی اقلیمی در جوامع گوناگون، تعیینکننده است.
میرکیانی: در تلویزیون برای همه گروههای سنی برنامه تولید میشود. البته به شکل دقیقتر در همه شبکهها چون هنوز ما شبکههای تخصصی به شکل پذیرفته شده آن نداریم. اما برنامههایی که برای کودکان در تلویزیون ساخته میشود به بیان بسیار ساده میتوان گفت: برنامههایی که باید نمایانگر آرزوها، امیدها و دنیای کودکان باشند. کودکان باید از برنامههای تلویزیونی هم بیاموزند، هم سرگرم شوند؛ چون سرگرمی و تلاش و شادیبخشی و امیدآفرینی و یادگیری برای کودکان و نوجوانان جداییناپذیرند.
نظر شما چیست آقای راور؟
راور: ابتدا باید بحث رسانه و مخاطب را مطرح کنیم، همان طور که از نام آن هم برمیآید رسانه کارش انتقال یا رساندن پیام است و همان طور که بخوبی روشن و واضح است هر پیامی برای مخاطب خاص خودش طراحی شده. چه از نظر سطح و درجه و چه به لحاظ محتوای. دعوت به راستگویی، پرهیز از کارهای زشت و ناپسند، حفاظت از محیط زیست، تشویق به ورزش، آموزش علوم و... از انواع پیامهایی است که رسانه میتواند در انتقال آن مشارکت داشته باشد ولی این که همین پیامها را برای چه مخاطبی طراحی کند بحثی جداگانه است. به طور مثال برای مخاطب خردسال شکل یا قالب انتقال این پیامها بسیار ساده و
خلاصه شده خواهد بود، حال آن که برای مخاطب بزرگسال در انبوهی از شکلهای پیچیده و متفاوت ارائه خواهد شد. برای مخاطب کودک چند پله بالاتر از مخاطب خردسال بحث خواهد شد و برای مخاطب نوجوان پیچیدگیهای بیشتر به کار خواهد رفت.
در صداوسیما این دستهبندیها رعایت میشود؟
راور: بله. بخصوص برای مخاطبان کودک و نوجوان برنامههای متناسب با خصوصیات جسمی و روحی آنها ساخته میشود.
زارعان: فرآیند رشد در مخاطبان خردسال و کودک و نوجوان فرآیندی چندجانبه است و عوامل و شرایط گوناگون در این فرآیند اثر میگذارند. کمک به رشد وظیفه گروههای کودک است و این رشد شامل
همه جنبههای زیستی و معنوی مخاطبان میشود.
درباره ویژگیهای یک برنامه خوب بفرمایید.
راور: در مورد ویژگیهای برنامههای کودک و نوجوان حرفهای مفصلی وجود دارد ولی به طور کلی میتوان گفت این نوع برنامهها باید دارای تحرک، هیجان و جذابیتهای شکلی و محتوایی باشند تا مخاطبان خود را جذب و روی آنها تاثیر بگذارند.
زارعان: یک برنامه خوب برای کودک و نوجوان باید:
الف: مبتنی بر سطح تحولی و رشد ذهنی و فیزیک مخاطب باشد.
ب: به فرآیند رشد کمک کند و اخلال در آن ایجاد نکند.
ج: جذاب باشد و با استانداردهای جهانی تلویزیون مطابقت داشته باشد.
د: به جایگاه سایر عناصر زیستی مثل خانواده و... ضربه نزند.
ه : وطن اثر حفظ شود. به معنای دیگر برگرفته از فرهنگ و تمدن سرزمین سازنده باشد و هویت محلی خود را در
ابعاد فرهنگی و دینی حفظ کند.
ز: باورهای دینی و ملی را عمیق کند.
بعضی از پدر و مادرها از تلویزیون برای سرگرم کردن بچه استفاده میکنند. بعضی برای کسب مهارت اجتماعی بازی در بیرون را تشویق میکنند. نظر شما چیست؟
میرکیانی: علاقه کودکان و نوجوانان به برنامههای تلویزیون در حد و اندازهای است که نمیتوان آنها را از دیدن برنامهها به طور کامل بازداشت، ولی بهترین راه، راه میانه است. کودکان و نوجوانان هم باید از تولیدات فرهنگی رسانه بهرهمند شوند، هم از نظر جسمی تحرک داشته باشند، هم اهل کتاب و مطالعه باشند. دنیای امروز دنیای شور و حرکت و آگاهی است. کودک و نوجوان موفق از همه این عناصر درست و دقیق و بجا بهره میبرد. نگاه خانوادههای آیندهنگر و تیزبین هم باید این گونه باشد.
راور: البته تلویزیون وسیلهای سرگرمکننده است ولی ما به بهانه همین سرگرمی انواع پیامهای موردنیاز کودک و نوجوان را به او منتقل میکنیم. حتی بسیاری از مهارتهای اجتماعی یا حتی مهارت فنی و علمی را نیز به او آموزش میدهیم، اما این که آیا تلویزیون میتواند همه چیز باشد و از نظر روحی و جسمی مخاطب خود را کاملا و به شکل واقعی اغنا کند حرف درستی نیست. در واقع باید بسترهای اجتماعی به نوعی فراهم باشد تا کودک بتواند از طریق حضور در جامعه به کمال روحی و جسمی مناسب دست پیدا کند. به نظر من تلویزیون در شکل ایدهآل و درست آن باید یک ابزار مکمل باشد.
هرگونه اصل قرار دادن آن به نوعی که مخاطبان را غرق در فضایی مجازی و کاذب نماید و از حضور در محافل اجتماعی باز دارد کاری است که باید با آن مقابله کرد.
ممکن است بعضی بگویند با شکلی که زندگی امروز به خود گرفته لاجرم و بالاجبار به این سمت خواهیم رفت ولی بنده عرض میکنم اگر تدابیر درستی اندیشیده شود این اجبار از بین خواهد رفت. فراموش نکنیم هرگز تلویزیون و نه هیچ رسانه دیگری نمیتواند جای حضور فیزیکی در یک باشگاه ورزشی، یک مجموعه علمی، یک مسجد یا یک هیات مذهبی را بگیرد.
زارعان: نمیشود دیدن تلویزیون را مخل مهارت اجتماعی دانست یا برعکس... تلویزیون دوستی است که به آموختههای مخاطب کمک میکند. مهارت اجتماعی را نیز عمیقتر و کاریتر میکند.
من فکر میکنم باید حد حضور تلویزیون و فرصتهای آموزش اجتماعی را معین کنیم. به قول ما کنداکتور یا همان جدول خاص تماشا و زندگی را تعیین کنیم. درصد هر کدام که معلوم شد جواب سوال شما نیز معلوم میشود.
طباطبایی: اگر بخواهیم پاسخ نسبتا قابل قبولی به این سوال بدهیم باید گفت که بچهها میبایستی هم در محیطهای اجتماعی مناسب سن خود به طور موثر حضور داشته باشند و تجربه و مهارتهای لازم را در برخوردهای اجتماعی، تعامل مثبت با دیگران و حتی چگونگی مقابله با دشواریها و سختیها را به دست آورند و هم از محصولات تکنولوژیک ازجمله تلویزیون و برنامههای مفید آن بهره ببرند.
آنچه در این میان اهمیت دارد کمک به حفظ سلامت، شادابی و رشد منطقی و عقلی آنهاست
به گونهای که آنها بتوانند در سنین بالاتر به استقلال فکری و روحی با حفظ تمامی چارچوبهای هویت فرهنگی برخاسته از ملت خودشان برسند و فرد مفیدی برای خود، خانواده خود، کشور خود و جامعه بشری باشند. نقش خانوادهها و والدین در این زمینه بسیار مهم است. والدینی که آگاهیها و حساسیتهای لازم را داشته باشند برای تحقق این هدف تلاش بیشتری میکنند.
محتوای برنامههای تلویزیونی چه تاثیری بر افراد دارد؟
میرکیانی: محتوای برنامههای تلویزیونی مانند هر تولید فرهنگی دیگر بر کودکان و نوجوانان تاثیر خاص خود را دارند. این بستگی به نگاه مدیران، برنامهریزان و برنامهسازان تلویزیونی کودکان دارد. هر اندازه نگاه ما به زندگی و مسائل پیرامون آن عمیق و گسترده باشد، مخاطبان کودک و نوجوان هم به سوی آن تمایل و علاقه پیدا کرده و میکنند. سطحیگرایی در رسانهها و روی آوردن به سرگرمی، بلای جان برنامههای تلویزیونی کودک و نوجوان است.
زارعان: مخاطب کودک 20 برابر مخاطب بزرگسال تحت تاثیر محیط پیرامونش میباشد. حالا خودتان تصور کنید عمق اثر تلویزیون به مخاطب کودک و نوجوان چقدر است. ذهن مخاطب کودک زمین حاصلخیز و پاکی است که خانواده، آموزش و پرورش، جامعه و تلویزیون کشاورزان آن هستند. مسوولیت محصول نامطلوب به این 4 گروه بر میگردد. امیدوارم کشاورز خوبی باشیم.
راور: کودک و نوجوان روح بیآلایش و حساسی دارد، از طرفی بسیار با هوش و تیزبین است. ممکن است با دیدن صحنهای یا شنیدن حرفی، عکسالعملی نشان ندهد اما مطمئن باشید این ظاهر قضیه است در باطن او تاثیر لازم را پذیرفته و در صورت لزوم قضاوت خود را نیز انجام داده فقط ممکن است شرایط مناسبی را برای ابراز آن پیدا نکرده. به همین دلیل محتوای پیام قطعا روی روان مخاطب ما تاثیر میگذارد، عمق این تاثیر به عوامل مختلفی بر میگردد مثل کیفیت ارائه پیام، تناسب زمانی آن، طول و مدت آن، تکرار حساب شده و بالاخره آمادگی پذیرش آن از طرف مخاطب.
لذا طراحی برنامهها باید براساس اهداف فرهنگی ما باشد، تربیت انسان قرآنی و دینی کلانترین هدف فرهنگی ماست، امری که اگر به درستی انجام گیرد تمامی آسیبهایی که متوجه جامعه ماست خنثی خواهد شد و سیر حرکت به سوی جامعه دینی سرعت قابلتوجهی خواهد گرفت.
باید اذعان کنم متاسفانه در حال حاضر همه این طراحیها به درستی انجام نمیگیرد. موانع زیادی بر سر راه است که فعلا مجال بحث آن نیست ولی امید است که هر چه سریعتر به این نقطه برسیم.
شما فکر میکنید کودکان ایرانی چه نوع برنامههایی را بیشتر میپسندند؟ فیلمهای پر حادثه و ماجراجویانه و وحشتانگیز یا فیلمها و برنامههای طنز و کمدی؟
میرکیانی: علاقه کودکان و نوجوانان به فیلمهای گوناگون در سراسر دنیا یکسان است. در همه دنیا، کودکان در یک سن خاص با مفاهیم آشنا میشوند. در یک سن خاص به کندوکاو در پیرامون زندگی خود و خانواده میپردازند و در یک سن خاص بالغ میشوند و از گذرگاه پربیم و خطر دوران بلوغ میگذرند. در این میان بعضی از کودکان و نوجوانان هستند که به نوع خاصی از برنامهها و فیلمها علاقه پیدا میکنند؛ ولی وظیفه ما در رسانه جهت دادن به سلیقه فرهنگی و هنری کودکان و نوجوانان است. معمولا دختران به فیلمهای عاطفی علاقه بیشتری نشان میدهند و پسران نوجوان به فیلمهای ماجرایی و پرحادثه.
راور: به نظر میرسد طنز طرفداران بیشماری در بین کودکان دارد و همانطور که در فرهنگ مردم ما نیز رایج است طنزهای کلامی از جایگاه مهمتری برخوردار هستند.
اما برنامههای پرحادثه و ماجراجویانه نیز طرفداران جدی و پروپاقرصی بین کودکان دارند.
به نظر میرسد فیلمهای وحشتانگیز خیلی مطرح نباشد علت آن هم این است که رسانه ما خیلی به آن نمیپردازد. البته این نوع فیلمها بخصوص برای مخاطبان نوجوان جذابیتهایی دارد و باید گفت اگر برنامههایی با این شکل ولی کاملا هدفمند و دارای محتوای مناسب ساخته شود فوایدی هم برای مخاطبان خواهد داشت.
به هر حال باید کاری کرد که از این قالبها در جهاتی استفاده شود که قوه تفکر و تعقل مخاطبان نیز فعال شود. صرف خنداندن، گریاندن و ایجاد هیجان، تنها بازی کردن با لحظات گرانقدر عمر مخاطبان است.
زارعان: برنامههای تلویزیونی برای مخاطبان کودک و نوجوان مثل غذاست. در یک وعده غذایی مواد پروتئینی، سالاد، ماست، آب و... لازم است. حالا فرض کنید یک مخاطب روبهروی تلویزیون نشسته است. چه میخواهد؟ هیجان، اطلاعات، شادی، طنز و هر چیز دیگری که در یک وعده غذای تلویزیونی لازم است.
آیا این تعداد کارتون و مجموعههای تلویزیونی که در شبکههای مختلف پخش میشوند، نیاز کودکان را پاسخ میدهند؟
زارعان: هم بله و هم نه. بله به دلیل حجم مناسب برنامهها. به این معنا که حدود 9 تا 10 ساعت برنامه برای مخاطبان کودک و نوجوان در شبکه یک و دو و تهران پخش میشود و نه به خاطر آن که همه نیازهای مخاطبان پوشش داده نمیشود. ما الگوی رسانهای واحدی برای 3 شبکه نداریم. کار میکنیم اما پر از همپوشی و گاه دور از اهداف مشترک.
راور: مشکل اصلی پراکندگی برنامهها و ناهمگون بودن آنهاست. پراکندگی به این معنا که کنداکتور شبکهها محدودیتهای خودشان را دارند.
برنامههای کودک اگر چه حتیالامکان در زمانهای مناسبی پخش میشوند ولی همیشه تحت تاثیر و فشار و ملزومات وزمانبندیهای شبکهها هستند و ناهمگون بودن به این معنی که هنوز هم برنامههای زیادی از تولیدات خارجی در جدول برنامههای کودک وجود دارد. برنامههایی که علیرغم وسواس در انتخاب و خرید آنها و همچنین دقت در آمادهسازی، حاوی مختصاتی از فرهنگ بیگانه است.
بهنظر میرسد تنها راه چاره ایجاد یک شبکه کودک است، در آن صورت همه چیز تحت یک نظم
حساب شده درخواهد آمد و میتوان برای کودک در تمامی زوایا برنامهسازی کرد.
در عین حال تولید برنامهها نیز یکدستتر و هدفمندتر خواهد شد و میتوان به انیمیشن نگاه جدیتری داشت.
اگر چه این نگاه جدی هم اکنون نیز وجود دارد. بگذریم از اینکه در حال حاضر آن چیزی که انیمیشن و هر نوع برنامه دیگری را رنج میدهد نوشته خوب است. ما در زمینه نگارش متن، بخصوص متنهای داستانی و نمایشی، ضعف عمده و جدی داریم که باید فکری بهحال آن کرد.
میرکیانی: به نظر بنده در حد توان این برنامهها پاسخگو هستند. هر چند که کودکان و نوجوانان به دلیل گسترش رسانههایی که خارج از اختیار ما هستند، بسیار نوجو و تنوعطلب شدهاند. نکته مهم این است که ببینیم کودکان و نوجوانان در دنیای امروز به چه برنامهای نیاز بیشتر دارند تا بیشتر بیاموزند و آگاه شوند نه آن که چه برنامهای را بیشتر دوست دارند.
عمدهترین مشکلات تولید برنامههای کودک و نوجوان چیست؟
زارعان: من فکر میکنم باید تولیدات تلویزیونی کودک حرفهای شود. شورای کودک در سطح کلان کشور تاسیس شود، طرح کلان دو یا سه ساله برای گروههای کودک تدوین شود و آنگاه شبکه کودک و نوجوان تاسیس گردد. این شبکه برنامهسازی کودک و نوجوان را وارد دنیایی جدیدتر خواهد نمود.
راور: ما در زمینه نگارش متن، بخصوص متنهای داستانی و نمایشی، ضعف عمده و جدی داریم.
زارعان: ما الگوی رسانهای واحد برای سه شبکهای که برنامههای کودک تولید میکنند نداریم.
محمدحسین قاسمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....