فریدون فضلی، مهاجم گل‌زن صبا باتری:

فقط ‌‌قهرمانی‌‌ مرا‌‌ خوشحال‌ می‌کند

اگرچه فریدون فضلی در فوتبال ایران دیر مطرح شد؛ اما در همین چند سال اخیر توانست با بازی‌های خوب و گلزنی‌های متوالی نام خود را همواره در میان گلزنان برتر لیگ جای دهد. با فریدون فضلی در تحریریه جام‌جم به گفتگو نشستیم که نتیجه این گفتگو در ادامه می‌آید.
کد خبر: ۱۷۳۹۴۳
اوضاع صباباتری در حال حاضر چطور است؟

همان طور که می‌دانید، چندی پیش کادر فنی تغییر کرد و یحیی گل‌محمدی مسوولیت سرمربیگری تیم را پذیرفت و کریم بوستانی نیز به تیم اضافه شدند. ما یک بازی بد مقابل استقلال اهواز انجام دادیم و دلیلش نیز مسمومیت اعضای تیم بود. شش، هفت نفر از بازیکنان تیم شب قبل از مسابقه مسموم شده و نتوانستند بازی کنند و آن نتیجه ناراحت‌کننده (4 - 1)‌ رقم خورد.

در ایام عید ولی‌الله صالح‌نیا چند روز کار بدنسازی انجام داد و آقا یحیی نیز چند جلسه با بچه‌ها صحبت کرد و تلاش نمود تا روحیه بازیکنان را بالا ببرد و پس از این بود که 2 بازی متوالی را برنده شدیم و متاسفانه در بازی با شیرین فراز روی اشتباه فردی بازی به تساوی کشیده شد. به شخصه امیدوارم با پتانسیلی که در تیم وجود دارد شاهد قهرمان شدن صباباتری باشیم.

انگیزه کسب عنوان قهرمانی تا چه حدی در میان بازیکنان صبا وجود دارد؟

من به نوبه خودم در کارنامه بازیگری‌ام یک قهرمانی کم دارم. سال گذشته عنوان نایب قهرمانی را همراه با استقلال اهواز کسب کردم و فقط قهرمانی من را خوشحال می‌کند. در هر جا که بازی می‌کنم، تلاش دارم بهترین مقام را برای آن تیم کسب کنم. این تفکر برتری‌جویی نزد دیگر بازیکنان هم وجود دارد. به هر حال، در بازی برد و باخت وجود دارد. اما مطمئن باشید که بچه‌ها دوست دارند به این عنوان دست یابند و این قهرمانی می‌تواند آغازی باشکوه برای دوران مربیگری آقایحیی باشد.

ولی در اواسط فصل حاشیه‌ زیادی در اطراف تیم ایجاد شد.

نمی‌شود این‌طوری گفت. تا زمانی که سردار شهریاری و حاج آقا مرادی در صدر باشگاه بودند، همه چیز به خوبی و خوشی پیش می‌رفت. از وقتی سردار شهریاری از صباباتری رفت، رفتار آقای ضیایی عوض شد. واقعا علت این تغییر را نمی‌دانم. به هر حال، دعوایی میان من و آقای ضیایی اتفاق افتاد و حتی کار به رد و بدل شدن الفاظ بد انجامید. من هم به باشگاه اعلام کردم که می‌خواهم از ضیایی شکایت کنم. مسوولان باشگاه به من گفتند اجازه بدهید تکلیف ضیایی را معلوم کنیم و بعد شما هر کاری می‌خواهید انجام دهید. در این ماجرا تمام بازیکنان از آقایحیی که بزرگتر تیم بود تا جوان‌ترین بازیکن از من حمایت کردند و از تمامی آنها  ممنونم.

دعوا از کجا شکل گرفت؟

در بازی با استقلال تهران که ضیایی من را در ترکیب نگذاشت، من به این موضوع اعتراض کردم. در این میان سعید جوشش (مربی دروازه‌بان‌ها)‌ آمد و من را کنار کشید و گفت که شما با این شرایطی که دارید، نمی‌توانید جزو 18 نفر باشید و باید روی سکو بروید. من هم حرفشان را قبول کردم و روی سکو نشستم. ضیایی از روی لجبازی با من با حامد حاجتی که در خانه‌اش بود، تماس گرفت و او را به ورزشگاه فراخواند. بدتر از همه این بود که او را در 30 دقیقه پایانی وارد زمین کرد. فردای آن روز باشگاه من را فراخواند و من در جلسه‌ای که آقایحیی و آقای صالح‌نیا هم حضور داشتند اشتباهم را قبول کردم و باشگاه هم یک میلیون تومان جریمه و 5‌‌‌جلسه محرومیت از حضور در تمرین را برایم در نظر گرفت و گفتند که سر تمرین از ضیایی عذرخواهی کن تا تیم وارد حاشیه نشود. من هم پذیرفتم.

قضیه با عذرخواهی تمام نشد؟

خیر. روز بعد با تیم هما بازی دوستانه داشتیم. پس از بازی آقای پیر ترسا به من گفت که برو از ضیایی عذرخواهی کن. من گفتم اگر شما همراه من نیایی حاضر به عذرخواهی نیستم. نهایتا وی دکتر کیانی را صدا کرد و همراه با دکتر پیش ضیایی رفتیم تا عذرخواهی کنیم که ضیایی با خشم گفت کی به تو اجازه داده وارد زمین بشوی؟ من پیش پیرترسا رفتم و گفتم ضیایی عذرخواهی‌ام را نپذیرفت و من هم حاضر نیستم بیشتر از این خودم را کوچک کنم. پس از موضوع چند جمله بین من و سعید جوشش رد و بدل شد و با هم درگیر شدیم که ناگهان دیدم یک نفر از بالای پله روی من پرید، نزدیک بود که من به داخل شیشه بروم و ناگهان دیدم این شخص ضیایی است. در این گیر و دار ضیایی بدترین فحش‌هایی که می‌توانست بدهد به من و خانواده‌ام داد.

هیچ کسی شاهد این درگیری و اتفاقات نبود؟

شانسی که آوردم، این بود که بعضی بازیکنان ذخیره صباباتری و یکی، دو نفر از بازیکنان اصلی تیم مثل مرتضی اسدی و کاشی و همچنین بیشتر بازیکنان هما شاهد ماجرا بودند و از این موضوع عمیقا اظهار تاسف کردند. در آن وسط بعضی بازیکنان هما مثل جهانبخش جعفری من را آرام کردند و سوار ماشین کرده و بردند. پس از این قضیه چند نفر از بازیکنان ثابت تیم به آقای پیرترسازنگ زدند و گفتند تا زمانی که تکلیف ضیایی معلوم نشود در تمرین شرکت نمی‌کنند. پیرترسا و ترکی (مدیرعامل جدید تیم)‌ به بازیکنان گفتند که شما در تمرین شرکت کنید تا ما تکلیف این آقا را مشخص کنیم.

نهایتا چه اتفاقی افتاد؟

در عرض دو، سه روز جلسه تشکیل شد و بازیکنان تیم به کادر مدیریتی گفتند که اگر می‌خواهید تیم‌تان قهرمان شود ما حاضر به همکاری با ضیایی نیستیم و تصمیم بر این شد که ضیایی برکنار شود.

ضیایی رفت و گل‌محمدی کارش را شروع کرد. با توجه به این که یحیی با شما فقط یک سال اختلاف سنی دارد با این قضیه چطور کنار آمدید؟

خود آقا یحیی هنوز می‌خواهد بازی کند و صمیمیت زیادی میان بازیکنان تیم و او وجود دارد. کل بچه‌های تیم به وی عمو یحیی می‌گویند. البته بعضی رسانه‌ها با من تماس گرفتند و مسائلی را مطرح کردند. من هم به آقا یحیی گفتم اگر نمی‌خواهی از من استفاده کنی، روراست باش و بگو. آقا یحیی هم گفت که اصلا چنین چیزی نیست و با قدرت ادامه بده. پس از بازی با مس کرمان که ما یک بر صفر برنده شدیم وی از همه بازیکنان تشکر کرد و از من تقدیر ویژه به عمل آورد.

اصلا چرا از استقلال اهواز جدا شدید؟ تصور می‌کنم که دوران خوبی در آنجا داشتید... 

من یک قرارداد 3 ساله با استقلال اهواز داشتم که 2 سال آن را گذراندم. سال اولی که آنجا بودم پدرم را از دست دادم و می‌خواستم در پایان سال اول جدا شوم، ولی آقا فیروز (کریمی)‌ سرمربی استقلال اهواز شد و گفت به خاطر من بمان. سال دوم را هم به خاطر وی ماندم. ولی با آقای شفیع‌زاده صحبت کردم که فقط آن سال را می‌مانم و او هم پذیرفت. سال سوم بدون هیچ قید و شرطی رضایت‌نامه‌ام را داد و به این دلیل از آنها تشکر می‌کنم.

چرا صباباتری را انتخاب کردی؟

به هر حال من بچه قائمشهر هستم و تهران هم نسبتا به قائمشهر نزدیک بود. دوست داشتم در تهران بازی کنم. صباباتری را یک تیم بی‌حاشیه دیدم که مدیریت خوبی داشت. هرچند از شانس بد ما آقایان در نیمه راه جدا شدند.

از استقلال و پرسپولیس پیشنهاد نداشتی؟

یک زمان داشتم، اما حواشی این دو تیم واقعا آزاردهنده است. مدام زیر ذره‌بین هستی و اگر دو، سه بازی گل نزنی انتقادها به اوج می‌رسد و کار سخت می‌شود. البته من از این مسائل نمی‌ترسم، ولی ترجیح می‌دهم در یک جو آرام کار کنم.

سال‌های پیش بیشتر گلزنی می‌کردی و اغلب در کورس گلزنان برتر بودی. اما امسال نه...

درست می‌گویید. من در اهواز مجموعا 32 گل زدم. سال اول 17 گل و سال دوم 15 تا زدم. دو، سه سال است که در رده دوم آقای گلی قرار می‌گیرم. امسال در بازی هفته سیزدهم مقابل سپاهان مصدوم شدم و در برخوردی که با هادی جعفری داشتم، گونه راستم شکست و 4‌ساعت زیر عمل جراحی بودم، به همین دلیل 6 هفته اصلا بازی نکردم. ولی با تمام این اوصاف امسال 9 گل زده‌ام و تلاش می‌کنم تا آمارم را بالا ببرم.

شما پیش از صباباتری در استقلال اهواز و ابومسلم حضور داشتید. جو این دو تیم چقدر با صباباتری فرق می‌کند؟

استقلال اهواز و ابومسلم خیلی پرطرفدار هستند. در اهواز که وضع عجیبی حاکم است. تعصبی که طرفداران استقلال اهواز به تیمشان دارند، مثال زدنی است. آنها را فقط برد ارضا می‌کند. مساوی و باخت برایشان بی‌معناست. حتی بعضی طرفداران استقلال اهواز در بیرون ورزشگاه که من را می‌دیدند، عصبی می‌شدند و توهین می‌کردند. ولی وقتی گل می‌زدم کلی من را تشویق می‌کردند. در ابومسلم وضع فرق می‌کرد و تماشاچیان آرام‌تر بودند. من 3 سال در مشهد بودم و خاطرات خوشی از آنجا دارم. ولی از سوی دیگر، صباباتری تماشاگران آنچنانی ندارد و در صباشهر تماشاچی کمی داریم.

فریدون فضلی تا چه حد به حق خودش در فوتبال ایران رسید؟

من آرزوی حضور در تیم ملی را داشتم که به آن نرسیدم. یکی از نقایص کار من این بود که رابطه چندان گرمی با رسانه‌ها نداشتم و از این بابت ضربه بزرگی خوردم و نتوانستم در تیم ملی جایی داشته باشم.

البته یک دوره در تیم ملی ب حضور داشتید... .

بله. در دورانی که دکتر ذوالفقارنسب سرمربی تیم ملی ب بود، من را انتخاب کرد و خیلی‌ها انتقاد کردند که فضلی سنش بالاست و کاری از دستش برنمی‌آید. در صورتی که من در مسابقات کشورهای اسلامی 4 گل زدم. دکتر ذوالفقارنسب در آن زمان از من حمایت کرد و از او ممنونم.

چرا می‌گویند فریدون فضلی بازیکن پرخاشگری است؟

شاید چون چهره‌ام قدری ترسناک است! ولی باور کنید آدم دلرحمی هستم و به هر تیمی که می‌روم، سعی می‌کنم با بازیکنان آن تیم رابطه دوستانه‌ای برقرار کنم. البته در میان بازی موقعی که به من پاس ندهند عصبی می‌شوم. باور کنید دست خودم نیست. ولی امسال خیلی کم کارت گرفتم. وقتی در ابومسلم بودم دو، سه مرتبه با بازیکنان حریف درگیر شدم که در آن مقطع همسرم خیلی از من انتقاد کرد و تلاش بسیاری نمود تا من از حاشیه بیرون بیایم. در دورانی که ابومسلم بودم چند بار به کمیته انضباطی احضار و محروم هم شدم ولی از آن زمان به بعد دیگر وارد مسائل حاشیه‌ای نشدم.

چرا فریدون فضلی در فوتبال ایران دیر مطرح شد؟

من 8 سال در نساجی قائم‌شهر بازی کردم. عشق و علاقه‌ای که به نساجی داشتم به هیچ تیمی نداشتم. ولی الان احساس می‌کنم که چقدر بیهوده عمرم را در نساجی هدر داده‌ام. البته من فوتبالم را مدیون نساجی هستم، ولی زیادی آنجا ماندگار شدم. پس از چند بار رفت و برگشت به نساجی خدا به ما نظر کرد و آقای محمود یاوری من را خواست و به تراکتورسازی رفتم. در نساجی پولی در کار نبود. فقط عشق بود و بس. وقتی متاهل شدم دیدم دارم وقتم را در نساجی تلف می‌کنم.

چه عاملی باعث شده که فریدون فضلی در 37 سالگی همچنان سرحال و روپا باشد؟

اول این‌که سالم زندگی کرده‌ام. از فیروز کریمی یاد گرفته‌ام که تحت هیچ شرایطی نباید استراحتم را از دست بدهم. دوم از تغذیه خوب نام می‌برم که در رشد روند ‌کاری یک بازیکن موثر است و سوم همسرم که در این مدت خیلی از من حمایت کرده است.

هنوز به تیم ملی فکر می‌کنی؟

آقای دایی در یک مصاحبه گفت که برای من بازیکن 16 ساله و 40 ساله فرقی ندارد و معیار آمادگی بازیکنان است. درباره خودم از لحاظ شرایط بدنی از دوران جوانی سرحال‌تر هستم و اگر سرمربی تیم ملی از من دعوت کند در خدمت تیم خواهم بود. در واقع این توانایی را در خودم می‌بینم که به تیم ملی کمک کنم.

تا کی می‌‌خواهی به فوتبال ادامه دهی؟

تا زمانی که بدنم اجازه بدهد، ادامه می‌دهم. گاهی به بچه‌های تیم به شوخی می‌گویم که من تا 10 سال دیگر می‌خواهم بازی کنم!‌10 سال که شاید غلو آمیز باشد، ولی امیدوارم حداقل 3  4 سال دیگر بتوانم بازی کنم. مطمئنن باشید اگر از لیگ برتر فوتبال خداحافظی کنم. فوتبال را به‌طور کامل کنار می‌گذارم.

حرف‌هایی از نوع دیگر

بعضی‌ها شایعه کردند که بازیکنان تیم دست به یکی کردند تا ضیایی برکنار و یحیی گل‌محمدی سرمربی شود، در صورتی که خود آقا یحیی دوست دارد بازی کند. کار مربیگری ثبات ندارد. امروز هستی و فردا نیستی. اما بازیکن امنیت شغلی بیشتری دارد.

متاسفانه تیم ما پانزده، شازده هفته است که صاحب پنالتی نشده است. از بازی با ملوان تاکنون پنالتی نزده‌ایم. پنالتی‌زن تیم مرتضی اسدی بود که این وظیفه را به من داده است.

شغلی اصلی من تدریس است. گرچه 3 سال مرخصی گرفته‌ام و مهر امسال باید کار تدریس را از سر بگیرم. رشته‌ام مکانیک خودرو است و در هنرستان کار و دانش تدریس می‌کنم.

کسانی که حضور در یک تیم بزرگ را انتخاب می‌کنند، باید تحمل فشارهای جنبی را داشته باشند. اگر نمی‌توانند تحمل کنند، بهتر است به یک تیم بی‌تماشاگر بروند. کسی که به استقلال یا پرسپولیس می‌رود، باید روحیه‌ای قوی داشته باشد که اگر تماشاگر به دلیل یک یا 2 بازی بد به او اعتراض کرد، روحیه‌اش را نبازد.

امیدوارم زودتر از این فوتبال فرار کنم. چون فوتبال امروز پر از استرس و فشار عصبی است. همسرم همیشه آرزو می‌کند من زودتر فوتبال را کنار بگذارم!

محمد طاهری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها