داوود رشیدی: هنوز هم ازتماشاگران می‌ترسم‌

نسل3: هر کار کردم قفل کیفم باز نشد. با شرمندگی‌ای که آمیخته با چاشنی خنده بود به او (که صبورانه و لبخند بر لب روبه‌روی من نشسته و منتظر شروع گفتگو بود)‌ نگاه کردم و گفتم: «باز نمی‌شه، وسایلم توی کیفه، بدون ضبط و قلم و کاغذ هم که نمی‌شه گفتگو کرد». کیف را از من گرفت و او هم امتحان کرد، فایده نداشت. یکی از دو قفل کیف بدقلقی می‌کرد و باز نمی‌شد. گفت: «بند قفل رو با چاقو پاره کن، آنی، چاقو رو بیار»، آنی منشی دفتر کارش چاقوی دسته‌سیاهی را آورد و گذاشت روی میز.
کد خبر: ۱۷۳۳۴۳

گفتگوی رشیدی با جام‌جم را در ضمیمه نسل 3 بخوانید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها