سابقه روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقة امریکای لاتین به حدود 105 سال پیش باز میگردد. طی سالهای 1902 و 1903 وزیرمختار ایران در واشنگتن مسافرتهایی به امریکای جنوبی کرد و عهدنامه مودت و تجارت با کشورهای مکزیک، برزیل، آرژانتین، اروگوئه و شیلی را امضا کرد، ولی برقراری روابط سیاسی و سفارت در کشورهای مزبور در حدود سی سال پیش محقق شد.
کد خبر: ۱۷۲۴۰۵
پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران (1979) با خروج جمهوری اسلامی ایران از حلقة استراتژیک کمربند امنیتی غرب علیه اتحاد جماهیر شوروی (سابق) و با توجه به ویژگی استقلال طلبی در سیاست خارجی کشورمان تعدادی از کشورهای منطقه امریکای لاتین به ویژه کشورهای وابسته به جریان استکبار جهانی، تحت تأثیر القائات ایالات متحده امریکا و اروپا در کنار تبلیغات منفی و وسیع علیه ایران و انقلاب اسلامی و بحرانی شدن روابط ایران و امریکا پس از تسخیر لانة جاسوسی امریکا در تهران (شیلی و مکزیک) به تبعیت از قطع رابطة امریکا با ایران، سفارتخانه های خود را در تهران تعطیل کردند و تعدادی دیگر از سفارتخانه های لاتین به حالت غیر فعال به کار خود ادامه دادند. در این دوره، مفاهمة سیاسی و دیالوگ بین طرفین از بین رفت و جوی از بی اعتمادی رشد کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی و اعمال تحریمهای اقتصادی جمهوری اسلامی ایران با محور قرار دادن توسعة روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای در حال توسعه، منطقة امریکای لاتین را مورد توجه خود قرار داد. همچنین انزوای سیاسی جمهوری اسلامی ایران توسعه روابط با کشورهای امریکای لاتین را در اولویتهای [این کشور قرار دارد] و بدین ترتیب، روند توسعة روابط با کشورهای منطقه آغاز شد. در این دوران که تا پایان جنگ ادامه داشت، سفارتخانه های ایران در کشورهای شیلی، اروگوئه، کوبا، نیکاراگوئه و کلمبیا افتتاح و آغاز به کار کرد.
با توجه به اعمال برخی تحریمها و محدودیتهای تجاری اعمالی از سوی استکبار جهانی به سرکردگی امریکا، ایران به منظور تأمین کالاهای ضروری خود متوجه امریکای لاتین شد و بدین ترتیب کشورهایی مانند آرژانتین، برزیل و اروگوئه به عمده ترین مبادی وارداتی ایران در منطقه تبدیل شدند. یک آمار تخمینی از حجم مبادلات تجاری ایران با کشورهای منطقه پس از انقلاب اسلامی، رقمی حدود 20 میلیارد دلار را به نمایش می گذارد.
علیرغم توسعة چشمگیر و خیره کنندة روابط تجاری بین ایران و کشورهای منطقة امریکای لاتین، روابط سیاسی فی مابین در حد انتظار از توسعه یافتگی برخوردار نبود؛ به طوری که در مقطعی کلیه کشورهای امریکای لاتین (جز کوبا و نیکاراگوئه) به قطعنامة سیاسی کمیسیون حقوق بشر در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران رأی مثبت میدادند، اما تغییرات در فضای بینالمللی و پایان جنگ سرد، زمینه را برای توسعة سیاسی روابط فراهم آورد و رفته رفته آرای کشورهای منطقه از مثبت به ممتنع تغییر یافت.
پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، سرفصلی جدید در تاریخ روابط بین الملل است. تحت تأثیر این رویداد، بسیاری از معادلات بینالمللی و روابط دو جانبه در عرصة جامعة بینالمللی درهم ریخت. در کنار این تحول اساسی، انقلاب ارتباطات و پدیدة جهانگرایی، فضای جدیدی را برای اعضای کوچک جامعة بینالمللی فراهم آورد.
این وقایع و رخدادها، محدودیتهای دوران جنگ سرد برای گسترش روابط در چارچوبهای تعریف شده توسط دو بلوک غرب و شرق را از بین برد و بدین ترتیب، روابط دو جانبه و چند جانبة مابین اعضای جامعه بین المللی در محیطی توأم با حفظ هویت و استقلال برخی کشورها شکل گرفت. این ویژگی موجب شد تا کشورهای امریکای لاتین به حوزههای خارج از محیط سنتی خود توجه بیشتری نشان دهند و بدین ترتیب، زمینه برای گسترش روابط ایران و کشورهای منطقة امریکای لاتین مساعد گردید.
از سوی دیگر، با پایان جنگ دوم خلیج فارس و برقراری آرامش نسبی در منطقه و موضعگیری هوشمندانة ایران در قبال آن و همچنین ایجاد وضعیتها و موقعیتهای جدیدی در امریکای لاتین موجب توسعه بیش از پیش روابط ایران با کشورهای منطقه گردید.