بدیهی است تعامل نهایی میان این 3 مفهوم با چالشهایی همراه است و بررسی چالشهای مذکور اما در نهایت باید نتایج مثبت به بار آورده و از اثرات منفی بر سبک زندگی در اجتماع کاسته و البته جوابگوی نیازها نیز باشند. در برنامهریزیهای توسعه، شناخت ویژگیهای طبیعی، تنوع زیستی، رفاه اجتماعی و اقتصادی، آسایش و امنیت و رضایتمندی جامعه و ارزشهای فرهنگی باید مورد توجه واقع شوند. اصولا هم فرهنگ و هم توسعه پایدار بر مبنای طبیعت و توجه به محیط زیست شکل میگیرد. هسته اولیه فرهنگ، نیازهای ابتدایی انسان برای ادامه و استمرار زندگی بوده و اساسا هرگاه گروهی به شکلی همگن در محیط زیستی مشترک و با استفاده از امکانات محیط به این نیازها پاسخ گویند، فرهنگی خاص جامعه خود به وجود آورده که وجه تمایز آنها از دیگر جوامع و فرهنگها قرار میگیرد. از طرفی مشخصه هر فرهنگ و تمدنی، جلوهای است که توانسته به محیط زیست بدهد.
امروزه مسائل محیط مادی تنها نتیجه فقدان برنامهریزی و آزادی عمل نیستند و حتی در جایی که رشد شهری یا منطقهای تابع برنامه است نیز این مشکلات وجود دارد (نظیر شهرکهای صنعتی، شهرکهای اقماری و مجتمعها و مجموعههای بزرگ مسکونی). از این منظر اینک در یک دوره گذار و بحران عمومی گرفتار شدهایم و لذا به نظر میرسد یک بار دیگر باید مفهوم و معنای محیط زیست، فرهنگ و توسعه پایدار یادآوری و بازآموزی شود.
از آنجا که بحران محیط زیست، جهانی است پس راهحلش نیز باید جنبه بینالمللی داشته باشد و چون توسعه پایدار تنها راهحل این بحران است لذا جامعه بینالمللی ناگزیر از پذیرفتن توسعه پایدار به عنوان یک اصل است.
امروزه توسعه که یک مفهوم مدرن و امروزی است با پایداری که یک ارزش تاریخی و کهن است پیوند خورده است. با این پیشفرض که توسعه پایدار در عرصه حقوق بینالملل جایگاهی ویژه دارد.
توسعه کوششی است برای ایجاد تعادلی تحققنیافته و راهحلی است برای رفع تنشها، فشارها و مشکلاتی که پیوسته میان بخشهای مختلف زندگی اجتماعی و انسانی وجود دارد.
توسعه پایدار اما توسعهای است که نیازهای امروزین بشر را بدون تضعیف توانایی نسلهای بعد برای مرتفع نمودن نیازمندیهایشان رفع میکند. مفهوم واژه توسعه پایدار شامل 3 جزء اصلی است: 1 مسائل مربوط به اکولوژی، منابع طبیعی و تغییر و تحولات جهانی یا همان تغییرات گلوبال، 2 مسائل مربوط به همبستگی و عدالت، چه میان نسلهای امروز و آینده و چه میان کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، 3 مسائل مربوط به رشد اقتصادی و مقررات آن و نیز مسائل مربوط به تولید و مصرف.
نتیجه مهم آنکه توسعه پایدار نوعی از توسعه است که هماهنگ با فرهنگ، نوع زندگی، نحوه تفکر، نظام اجتماعی و سایر خصوصیات کلیدی یک جامعه است و ریشه در گذشته آن جامعه دارد.
اینکه چرا حفظ ارزشهای فرهنگی و میراث فرهنگی تا به این حد اهمیت دارد، به این موضوع برمیگردد که اصولا فرهنگ نهتنها تجربهها را ذخیره میکند و از نسلی به نسل دیگر سپرده و انتقال میدهد، که درست به همین اندازه نماینده کشف و جستجوی آینده است و لذا کاربرد فرهنگ از پیشرفت آینده آدمی جداییناپذیر است. توسعه فرهنگی به معنای تکامل ارزشهاست و به هیچ وجه در تضاد با حفظ ارزشها نیست و همین موضوع، رابطه میان فرهنگ و توسعه را بازمیتاباند.
سیاست فرهنگی مستلزم آگاهی، آزادی، پرسوجو، انتقاد، نوآوری، بیان و ارتباط و به معنای توسعه کامل ارزشهای فرهنگی، آرزوهای جامعه و درک عمیق از جایگاه رفیع میراث فرهنگی در هر اجتماع منسجمی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم