نمره انضباط کودک شما چند است؟

کد خبر: ۱۷۱۷۸۲

 کودکان نوپا بسیار مشتاقند که مهارت‌‌های خود را با انجام کارهایی که تحسین والدین را در بردارد ابراز دارند و از رفتار بزرگ‌ترها تقلید کنند. والدین باید بپذیرند که در کودکان نوپا، صلاحیت حس تشخیص هدف‌ها و توانایی به انجام رساندن کارها محدود است. کودکی که در شستن ظرف‌ها کمک می‌کند ممکن است بیش از تمیز کردن ظروف ریخت و پاش کند چه بسا با این کار به تجربه‌هایی در مورد ظرف شستن دست یابد. هر فعالیتی که برای کودکان سرگرم‌کننده‌تر و رضایت‌ بخش‌تر باشد بیشتر آن را ادامه می‌دهند. علایق کودکان نوپا کاملا به آسانی منحرف می‌شود و توجه آنان مدت زیادی بر یک چیز متمرکز نمی‌‌ماند. کودکان نوپا تمایل دارند که جواب منفی بدهند حتی اگر مدتی در حال کمک به انجام کارهای عادی روزانه باشند ممکن است که بگویند دیگر کار نمی‌کنند. در این‌گونه موارد والدین می‌‌توانند با کمی ناز و نوازش دوباره آنان را بر سر کار برگردانند یا می‌توانند فعالیت دیگری را به آنان پیشنهاد کنند.

توجه به مراحل رشد کودک‌

در برقراری نظم و تعیین قوانین انضباطی حتما باید مراحل رشد کودک توانایی‌های جسمانی، روانی و نیازهای او در نظر گرفته شود. بهترین راه برای آموزش نظم و انضباط به کودکان این است که کاری کنیم تا آنها به محیط اطراف و اطرافیان اعتماد کنند و در صورت سر زدن اشتباه والدین نباید عکس‌العمل شدیدی نشان دهند. برای آموزش نظم و انضباط به کودکان یک تا 3 ساله باید از روش‌های پرت کردن حواس، جایگزین کردن اشیا و در مواردی از کلمه «نه» استفاده کرد.

اجتناب از روش‌‌های قدرتمندانه‌

تفاوت کنترل کردن بچه‌ها و تاثیر‌گذاردن روی آنها همچنان ناشناخته است و مساله پیچیده‌ای در امر تعلیم و تربیت به شمار می‌رود. طبیعی است که اغلب والدین و معلمان در این فرآیند چیزی بیشتر از تاثیر گذاردن روی بچه‌ها و اثر مثبت داشتن بر زندگی آنها نمی‌خواهند اما متاسفانه اغلب بزرگسالان به جای به کارگیری روش‌‌های تاثیرگذاری به دام می‌افتند و در مورد بچه‌ها به تحمیل محدودیت می‌پردازند، دستور می‌‌دهند، فرمان صادر می‌کنند، تنبیه می‌کنند یا آنان را تهدید به تنبیه می‌کنند. برای تاثیر عمیق بر زندگی کودکان والدین باید از انجام هرگونه روش‌های قدرتمندانه و توسل به زور برای کنترل بچه‌ها خودداری کنند و به جای آن از روش‌های مفید و جدیدی استفاده کنند که توان آنها را در اثر‌گذاری مثبت بر زندگی جوانان بالا ببرد.

بزرگ‌ترها وقتی بچه‌‌ای را بی‌ادب می‌دانند که برخی از رفتارهای او مخالف با آن چیزی باشد که از او خواسته شده است. بنابراین بی‌‌ادب خواندن بچه‌ها بستگی به قضاوت ارزشی بزرگترها دارد. در حقیقت بی‌ادبی یک رفتار خاص کودک است که بزرگترها به عنوان یک رفتار ناپسند به حساب می‌آورند. بدی رفتار واقعا چیزی است که در ذهن بزرگترها وجود دارد نه در ذهن کودکان و در واقع این بزرگسال است که بدی را احساس می‌کند و با آن مانوس است نه کودک.

وقتی والدین و معلمان این تفاوت فاحش را درک کردند آن وقت نگرش‌های خود را نسبت به فرزندان یا دانش‌آموزان تغییر می‌دهند.

وقتی آنها کودکان را به عنوان افرادی نظیر خود بدانند که برای رفع نیازهای طبیعی خود دست به رفتارهای متنوعی می‌زنند کمتر علاقه نشان می‌دهند که رفتارها را به عنوان خوب یا بد ارزشیابی کنند.

پرهیز از شیوه‌های سنتی‌

وقتی کودک یا نوجوانی در برابر توصیه‌های تربیتی والدین و مربیان خود مقاومت یا لجبازی می‌کند این حدس به ذهن متبادر می‌شود که یا این توصیه‌ها با زمان او هماهنگ نیست یا با طبیعت و شرایط سنی او موانست ندارد.
کودکان از سن 2 سالگی به بعد شدیدا انگیزه قوی برای انجام کارهای شخصی خود بنا به میل خویش دارند، در چنین شرایطی کودک نیاز به نوعی فضای آزاد و امن دارد که با نظارت مربی و بدون کنترل مستقیم محیط و اطراف خود را تجربه کند. کودکان از این که به آنها اجازه داده می‌شود تا خود به تجربه شخصی بپردازند و بعضی از نیازهای خود را شخصا برآورده کنند بسیار خوشحالند و از این تلاش احساس غرور می‌کنند و از طرفی هم به افزایش اعتماد به نفس خود می‌افزایند.

ممکن است این سوال پیش آید پس چرا در کشورهایی که خانواده‌ها و مدارس آنان، کودکان و دانش‌آموزان خود را آزاد می‌گذارند و اجازه می‌دهند تا آنان محیط خود را تجربه کنند و تا حدودی به نیازهای خود پاسخ دهند ، انواع مفاسد اجتماعی، قانون‌شکنی و بی‌بند و باری از جانب نوجوانان مشاهده می‌شود.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که این رفتارها از ناحیه افرادی شکل می‌گیرد که از خانواده‌های از هم گسیخته هستند بسیاری از بچه‌ها اصولا فاقد والدین هستند. گروهی از آنان پدر شناخته شده ندارند و مادران آنها قادر به تربیت صحیح آنها نیستند و تنها می‌توانند شکم آنها را سیر کنند. طبیعی است که خانواده‌هایی که روابط عاطفی سالم با فرزندان خود دارند موجب بی‌انضباطی و به هم زدن نظم در جامعه نیستند. البته خود این پژوهش‌ گویای این نکته هم هست که بنیان‌های خانوادگی در این کشور در موارد قابل توجهی سنت است. وقتی پدری فرزندان خود را در خانه با خشونت به سکوت وادار می‌کند تا به کارهای شخصی خود برسد یا روزنامه‌اش را بخواند تماما به نفع اوست و ممکن است مزاحم بازی و سرگرمی کودکانه آنها شود.

اغلب والدین و معلمان معتقدند که کنترل خارجی از سوی آنها در نهایت به کنترل درونی بچه‌ها می‌انجامد و همان طور که بچه‌ها بزرگتر می‌شوند و به تدریج کنترل‌های اجباری اولیه والدین و دیگر بزرگسالان را درونی خواهند ساخت. از آنجا که بچه‌ها به صورت بالقوه دارای توانایی‌های لازم برای خودانضباطی هستند. در صورتی که به آنها فرصت انتخاب و تصمیم‌گیری‌های لازم داده شود به طور طبیعی از عواملی که موجب آزار بزرگترها می‌شود اجتناب می‌ورزند خود نوعی مقررات شخصی برای این‌گونه درگیری‌ها وضع می‌کنند و نیازی به کنترل‌های شدید خارجی نخواهند داشت.

لجبازی به‌جای انضباط‌

برای ایجاد انضباط بین کودکان و نوجوانان، تنبیه‌های بدنی و روانی و اعمال قدرت و تحمیل خواسته‌های بزرگسالان اعم از معلمان و والدین، نه تنها موثر نیست، بلکه فردی که تحت چنین فشارهایی قرار می‌گیرد می‌‌خواهد خود را فردی لجباز معرفی کند و در طول دوره رشد بویژه در حول و حوش بلوغ باید به خودشناسی و هویت‌یابی برسد، تحت ضربات بی‌امان و کوبنده فرامین غیر منطقی والدین و مربیان که مفهوم انضباط را در قالب بچه خوب و مطیع می‌دانند، دچار سردرگمی هویت‌یابی شده و فرآیند رشد او با اختلالات شخصیتی همراه خواهد شد.

بچه‌ها به‌صورت بالقوه دارای توانایی‌های لازم برای شکل‌گیری انضباط از نوع خود انضباطی هستند، بویژه امروزه امکانات اطلاعاتی و ارتباطی چنان سریع و اثر‌گذار هستند که نسل امروز نه تنها با نسل گذشته متفاوت است، بلکه بچه‌های کوچک‌تر زمینه رشد ذهنی و شرایط یادگیری فزاینده‌‌تری نسبت به بزرگ‌ترهای خود دارند.

تاثیرات مثبت و منفی

بی‌انضباطی کودکان و بی‌تفاوتی یا بی‌اعتنایی والدین نسبت به عدم رغبت کودکان به‌نظم و تربیت سرنوشت شومی را برای آینده کودکان طرح‌ریزی می‌‌کند. در بسیاری از خانواده‌ها والدین چندان در اندیشه تربیت یا مراقبت از فرزندان خود نیستند به محض این‌که کودکان این قبیل خانواده‌ها به‌راه می‌افتند به حال خود رها می‌شوند و دیگر مراقبتی از آنان به‌عمل نمی‌آورند این رهایی موجب تماس مستمر آنان با اشخاص بیگانه و ناباب می‌شود و برحسب سرمشق‌هایی که در این تماس به کودکان عرضه می‌شود اجتماع از آنان افراد بزهکار خواهد ساخت.

از سوی دیگر نفوذ و قدرت پدر و مادر در فرزند به‌وسیله مهر و محبت یا خشونت تامین می‌شود با علم به این موضوع که کودک همیشه خواهان مهر و محبت است پی خواهیم برد تا چه اندازه خشونت و قهر موجب انحراف از مسیر عادی می‌گردد. ترس و هراس دوران کودکی هیچگاه از روان و ضمیر آدمی زدوده نمی‌شود. کودکی که به‌جای مهربانی و نوازش با تنبیه خو گیرد، دردوران بلوغ ترسو، وسواسی و دچار عقده حقارت می‌گردد. متاسفانه اکثر پدران و مادران یا مربیان هنگام  تعلیم و تربیت، تحت تاثیر نحوه تربیتی خودشان قرار می‌گیرند تا همان رفتار را نسبت به کودکان تحت فرمان خود روا دارند. تاکید والدین در اطاعت کورکورانه کودک می‌تواند  ناشی از این نکته فریبنده باشد که بچه مطیع برای والدین کمتر دردسر دارد‌. برای بسیاری از والدین بهترین فرزند  آن است که هیچگاه از امر آنان تمرد نکرده فورا آن‌را بدون هیچ‌گونه چون و چرا انجام دهد. این‌گونه اطاعت یا انضباط که مبتنی بر ترس و از راه تنبیه حاصل می‌گردد موجب اضمحلال حس ابتکارات شده و نیروی کنجکاوی دیگر رشد نمی‌یابد. این‌گونه کودکان چون به سن بلوغ و رشد برسند یا از هیچ مقامی اطاعت نمی‌کنند و راه عصیان در پیش می‌گیرند  یا آن‌که مطیع همه می‌شوند و برای فرمانبرداری و «توسری خوردن» آمادگی پیدا می‌کنند.

هدف چیست؟

هدف از انضباط خوب، تشویق رفتارهای مناسب کمک به پیشگیری مسائل و مشکلات ناشی از رشد جسمی و عاطفی کودک و القای حس خود انضباطی در کودک است.

بنابراین انضباط به کودکان کمک می‌‌کند:

بر احساس ترس، خشم و حسادت خود غلبه کنند، به‌حقوق دیگران احترام بگذارند، بیانات و احساسات خود را به وجهی مناسب بیان کنند و عزت و اعتماد به‌نفس خود را بالا ببرند.

از اینرو انضباط فرآیندی مثبت و مفید است لذا نیازهای کودک خود را بشناسید به رفتار‌های خوب کودک خود پاداش دهید، بدرفتاری‌های او را با قاطعیت ولی مهربان محکوم کنید و روش‌های انضباطی خود را همپای رشد کودک تغییر دهید.

همه افراد خانواده به محدویت‌هایی نیاز دارند مثلا ساعت به بستر رفتن، رفتن یا نرفتن به جاهای خاص، انجام یا عدم انجام بعضی رفتارها و بعضی کارها و والدین در این‌گونه مواقع با قاطعیت، اما خوشرویی مقررات را مو به مو اجرا کنند.

برای تثبیت رفتار دلخواه خود، هر بار که کودک رفتار مناسبی نشان می‌دهد، بلافاصله به تکریم و تمجید او بپردازید، کودکان کوچکتر با لبخند، بوسه و در آغوش گرفتن و کودکان بزرگتر با تکریم و تمجید و اعطای امتیازات خاص و بهتر پاسخ می‌دهند، از جوایز مادی به ندرت استفاده کنید.

هنگامی که کودک شما «شکست» را تجربه کند به تسکین و تشویق او بپردازید.

انجام برخی از کارهای منزل را به کودک خود بسپارید، حتی کودکان کوچکتر هم می‌توانند اسباب‌بازی‌ها و لباس‌های خود را در جای مناسب قرار دهند.

اگر مایلید کودک شما لباس‌های خود را در جای مناسب قرار دهد، شما نیز لباس‌های خود را در جای مناسب قرار دهید.

اگر مایلید کودک شما مودب و ملاحظه‌کار باشد، شما نیز باید مودب و ملاحظه کار باشید و در هنگام گفتگو با دیگران از «لطفا متشکرم» استفاده کنید.

اگر مایلید کودک شما محدودیت‌های وضع شده را رعایت کند، شما نیز باید محدودیت‌هایی را برای خود وضع و آن را رعایت کنید.

دیانا رحمتی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها