چند هفتهای است لیگ بسکتبال به پایان رسیده است. تحمل بازیهای فشرده و سنگین چه حسی دارد؟
در کوران مسابقات فشار زیادی روی ما بود. مخصوصا این اواخر که تیم ما به فینال رسیده بود و حتی پیش از آن در بازی ضربدری کار خیلی سخت شده بود. همانطور که میدانید، بازی ضربدری از فینال مهمتر است. به هر حال باشگاه مهرام سرمایهگذاری خوبی کرده بود و نتیجه میخواست. مسلما فشار زیاد بود، اما خدا را شکر باشگاه مهرام منطقی عمل کرد و این فشار را از روی بازیکنان برداشت و توانست آرامش خاصی به ما بدهد.
البته از اول هم مهرام برای قهرمانی بسته شده بود، اینطور نیست؟
سالهای سال بود مهرام در لیگ ایران شرکت میکرد، اما در سالیان قبل دید مهرام چندان به سمت و سوی قهرمانی نبود. ولی2 سالی است که باشگاه سرمایهگذاری خوبی را آغاز و بازیکنان و مربیان خوبی را جذب کرده است. از ردههای پایینی که در دورههای قبل کسب میکردند، به رده سومی در فصل گذشته رسیدند و این فصل نیز به یاری خدا توانستیم قهرمان شویم.
فصل پیش هم شانس خوبی برای قهرمانی داشتید.
فصل قبل در مرحله ضربدری یک بازی حساس جلوی صباباتری داشتیم که شکست خوردیم و بعد از آن با برد مقابل ذوب آهن سوم شدیم. البته امسال در فینال حساب پارسال را با صباباتری تسویه کردیم.
امسال بازیهای مرحله پلی آف بیش از حد فشرده برگزار نشد؟
خیلی فشرده بود. درگذشت آیدین خیلی ناگهانی بود. یک هفته لیگ بسکتبال به خاطر این موضوع تعطیل شد. پیش از آن هم به خاطر ایام سوگواری مسابقات برگزار نشده بود.
در حقیقت از برنامهریزی انجام شده دو سه هفته عقب افتادیم. ناگفته نماند که تیم مهرام و صباباتری هم در جام شیخ راشد امارات شرکت کردند و چند تا از بازیهای لیگ نیز به این علت عقب افتاد.
حتما مهرام باید در جام شیخ راشد شرکت میکرد؟
باشگاه ما به این تورنمنت احتیاج داشت. باید در این تورنمنتها شرکت کرد. چون برای بازیکنان به دلیل روبهرو شدن با تیمهای قدر خارجی و افزایش تجربه موثر است. از طرفی، وقتی تیم مهرام را به یک تورنمنت در این سطح دعوت میکنند و تیم مهرام بگوید نمیروم، شاید مسوولان برگزاری تورنمنت در سالهای بعد این کار را نکنند و سراغ تیم دیگری بروند. یعنی چون به تیم ما احترام گذاشته میشود ما هم باید پاسخ این احترام گذاشتن آنها را میدادیم.
ولی پس از حضور در این جام و بازیهای فشرده، قهرمانی در لیگ ایران لذتبخش بود...
قهرمان شدن واقعا سخت است. باید خیلی تلاش کرد. هم بازیکنان باید از جان مایه بگذارند و هم مسوولان باید تمام تلاششان را صورت دهند. امسال باشگاه، هم از لحاظ بازیکن تیم را تقویت کرد و هم از اشتباههای گذشته درس گرفت و در رفع آن کوشید. در سالهای گذشته ما از لحاظ بازیکن کم مهره بودیم و مربی صربستانی مان (اولولوویچ) چندان سطح بالا نبود. خوشبختانه امسال با حضور مصطفی هاشمی به عنوان یک مربی توانمند توانستیم از این لحاظ نیز موفق باشیم. چند بازیکن خوب هم به ترکیب تیم اضافه شدند و کوشیدیم از روز اول هدفمان قهرمانی باشد. در ابتدای فصل بچهها را جمع کردیم و به همدیگر قول دادیم هیچ مشکلی برای همدیگر به وجود نیاوریم و همدل و هم قسم شدیم که برویم و کار بزرگی انجام بدهیم. خدا را شکر با تمام دشواریهایی که وجود داشت به هدفمان رسیدیم. ما اوائل فصل اشتباههایی داشتیم و حتی در بازیهایی نتیجه را واگذار کردیم. علت آن هم بیشتر به ناهماهنگی برمیگشت. چون چند بازیکن جدید به تیم اضافه شده بودند و هماهنگشدن آنها به زمان نیاز داشت. گرچه از لحاظ فهم بسکتبال شاید بیشتر بازیکنان در یک سطح بودند اما کار یک مربی بزرگ است که بیاید و بازیکنها را کنار هم بچیند و ارنج کند و وظایف هر یک را متذکر بشود.
واقعا صباباتری از شما ضعیف تر بود؟
صباباتری قهرمان آسیاست و تیم بزرگی به شمار میرود. اسم صباباتری نه تنها در ایران، بلکه در آسیا هم مطرح است و اینکه تمام بازیکنان خارجی،باشگاه صباباتری را میشناسند و از آن میترسند. بازیکنان صباباتری را به اسم میشناسند. فادی الخطیب کاپیتان تیم ملی لبنان و کاپیتان تیم ملی قطر با صمد تماس گرفتند و درگذشت آیدین را تسلیت گفتند. من خودم شاهد این موضوع بودم. صباباطری تیم قدرتمندی است ولی ما قوی تر بودیم.
نقش مدیریت مهرام در قهرمانی این تیم چقدر بود؟
آقای گنجی فردی علاقهمند به ورزش است. خیلی مهم است که مدیر عامل یک باشگاه بتواند درباره ورزش بخوبی صحبت کند و برخورد خیلی خوبی با بازیکنان داشته باشد و آنان را مثل پسر و برادر خود بداند. آدم از این برخوردها لذت میبرد. من سابقا در باشگاه پیکان هم بودم. متاسفانه آنجا برخوردهای نا مناسبی صورت گرفت و من از عضویت در آنجا پشیمان شدم. وقتی یک باشگاه قهرمان میشود، عوامل متعددی دخیل است. خوشبختانه مدیر عامل مهرام فقط امروز و فردا را نگاه نمیکند. شما وقتی در جلسات با وی صحبت میکنید متوجه میشوید که دید او خیلی وسیع است و برای سالهای آینده هم ایدههای خوبی در ذهن دارد.
نقش مربی چطور؟ بین مربی متوسط و قوی چقدر فاصله است؟
مربی خوب بیشترین تاثیر را دارد. تمام برد و باختها به پای مربی نوشته و تمام فشارهای روحی و روانی نیز به او وارد میشود. در نگاهی دیگر بازیکنان احساس مسوولیت کمتری درخصوص مربی دارند. بازیکن قراردادش تمام میشود و میرود، اما این برد و باختها و نتایج است که در رزومه کاری مربی ثبت میشود. بازیکنها باید به مربی اعتماد کنند. البته امسال اولین سالی بود که با آقایهاشمی کار کردم ولی شما هر اندازه با آدمهای موفق کار کنید، برای پیشرفت خودتان بهتر است و هر چقدر با آدمهاییکه اعتماد به نفس بالایی دارند همراه باشید، روح و ذهنتان هم مثل آنها میشود. مصطفی هاشمی جز به قهرمانی راضی نمیشد و این را به بازیکنهایش تزریق میکرد.
مصطفی هاشمی یک جمله معروف دارد که میگوید باخت مال مربی است...
یک جمله دیگر هم دارد که میگوید پیروزی مان شانسی بود! وی همیشه به بازیکنان محبت دارد. یک مربی بزرگ باید فاکتورهای زیادی داشته باشد که واقعا به بزرگی برسد. شما بندرت در تیمهای خارجی چنین موضوعی را میبینید که یک مربی بیاید و متواضعانه باخت را به گردن بگیرد. اما هاشمی خیلی سنجیده عمل کرد و مطمئن باشید برای این کارش دلیل دارد. مهمترین دلیل این کار این است که فشار روانی را از روی دوش بازیکنانش برمیدارد و به نوعی امنیت روانی ایجاد میکند. ممکن است یک تیم قهرمان در لیگ ببازد، اما مهم این است که به باخت عادت نکند.
بازیکنان خارجی مهرام تا چه حد خوب ظاهر شدند؟
واقعا نقش مهمی در قهرمانی داشتند. بازیکن خارجی فقط برای بازی کردن نمیآید. درست است که آنها دستمزد خوبی میگیرند؛ اما واقعا به فکر قهرمانی هستند. چون اگر قهرمان بشوند، قرارداد سال آیندهشان گرانتر خواهد شد و رزومه کاری شان هم بهتر میشود. ما گاهی از این بازیکنان الگو میگیریم چون این بازیکنان از لحاظ فیزیکی و تجربی از ما بهتر هستند و متوجه میشویم که در لحظات حساس بازی چه تصمیمی میگیرند. آنها درکشان از بسکتبال بالاست و حتی بعضیهایشان از نظر اخلاقی خیلی خوب هستند. اصلا بحث تقلید نیست. ما باید نکات مثبت اخلاقی و فنی شان را الگو برداری کنیم و به کار ببندیم.
تونی مدیسون را بازیکن موثرتری دیدی یا آرتور لانگ را؟
تونی مدیسون. او بازیکنی است که در آسیا تک است و چهره شناخته شدهای در سطح تیمهای باشگاهی آسیا به شمار میرود. من چند وقت پیش در یک مصاحبه عنوان کردم که بسکتبال ایران هنوز متوجه نیست چه بازیکنی در مهرام بازی میکند. تونی همراه با الریاضی لبنان 5 سال قهرمان شد. همین فادیالخطیب با این همه ادعا جلوی تونی مدیسون سجده میکند. یک زمان به تونی لقب ماشین گلزنی داده بودند.
آنقدر هم ساده بازی میکند و در کار گروهی شرکت میکند که حد ندارد. از نظر اخلاقی خودش را تافته جدا بافته نمیداند. بعضی از این آمریکاییها آنقدر مغرور هستند که انگار از دماغ فیل افتادهاند. اما تونی آنقدر متواضع و خوش برخورد است که از دوستی و همبازی بودن با او لذت میبردیم. خیلی مهم است که آدم بتواند با یک بازیکن خارجی ارتباط خوبی داشته باشد.
مهمترین مسالهای که در طول لیگ ذهن شما را به خودش مشغول کرده بود، چه بود؟
من فقط به فکر قهرمانی بودم و جز این فکری نداشتم. چون ما پارسال با مهرام تا مرحله ضربدری آمدیم که به صباباتری خوردیم. صباباتری در آن موقع عمدا به ذوب آهن باخت که با پتروشیمی روبهرو نشود و با ما بازی کند. شاید چون ما را حریف ضعیفتری میدانست. در آن موقع فقط من و صمد جزو بازیکنان مطرح مهرام بودیم و بقیه بازیکنان جوان و کمتجربه بودند. اما صباباتری مرحوم آیدین و گارس جوزف و ماکان دیوماسی را داشت. ما حتی از صباباتری 20 امتیاز جلو بودیم اما در آخرین لحظات بهعلت بعضی اشتباهها بازی را واگذار کردیم. حقیقتش را بخواهید، آنقدر از بابت باخت ناراحت نبودیم که از حرکت تحقیر آمیز صباباتری ناراحت شدیم. صباباتری میتوانست خیلی راحت ذوب آهن را ببرد و حریف پتروشیمی شود. اما با این باخت تعمدی به نوعی ما را حریف ضعیفی معرفی کرد.
امسال تمام فکرم این بود که صباباتری را شکست دهیم و به آنها ثابت کنیم که کارشان اشتباه بوده است.
چقدر طول کشید تا صمد به فرم عادی برگردد؟
خیلی سخت بود. نقش دوستان و فامیل و اطرافیان خیلی مهم بود. مخصوصا خانواده نیکخواه و خانواده همسر صمد خیلی تلاش کردند که صمد را برگردانند. صمد واقعا بازیکن بزرگی است. اگر من به جای صمد بودم شاید یک تصمیم غیرعاقلانه میگرفتم.
صمد هم شعور بالایی دارد و هم خیلی منطقی با قضیه برخورد کرد و توانست روحیه خودش را بازیابی کند. گرچه این موضوع برای خودش خیلی دردناک بود. آیدین به نوعی سکوی پرتاب صمد به شمار میرفت. او علاوه بر آنکه برادر بودند همبازی و رقیب خوبی برای همدیگر بودند و باعث پیشرفت دیگری میشدند. صمد با روحیهای که داشت نشان داد که ورزش چیست و روحیه ورزشکاری چه مفهومی دارد.
فکر میکنی تعطیلی لیگ به بهانه درگذشت آیدین منطقی بود؟
صددرصد. باور کنید من اصلا نمیتوانستم یک دریبل ساده بزنم. یک هفته کامل سر تمرین نرفتم و باز هم باید از مصطفی هاشمی تشکر کنم که خیلی منطقی با قضیه برخورد کرد. من هر روز به خانه آیدین میرفتم و تا آخر شب مینشستم و هر جا که بود خانوادهاش را همراهی میکردم. اصلا نمیتوانستم به چیز دیگری فکر کنم. به این فکر بودم که دوستانم را تسکین بدهم هر چند که لازم بود یکی به من تسکین بدهد. تمام بسکتبالیستها از شهرستان آمده بودند. حتی بازیکنان خارجی گریه میکردند. شما باید گارس جوزف و دیوماسی را روز تشییع جنازه میدیدید که چطور اشک میریختند. ما از فدراسیون ممنون هستیم که این اقدام (تعطیلی لیگ) را انجام داد. حتی اگر لازم بود من حاضر بودم تا آخر لیگ هم بازی نکنم. حتی اگر باشگاه حقوقم را قطع میکرد اعتراضی نداشتم.
اگر حمل بر بیاحساس بودن نشود، اگر این اتفاق در لیگ بسکتبال اسپانیا میافتاد باز هم لیگ را تعطیل میکردند؟
مسلما خیر. ما داریم در مورد ایران بحث میکنیم. اگر در خارج از ایران بودیم مطمئنا قضیه فرق میکرد. حداکثر یک قاب عکس میگذاشتند و بازوبند مشکی میبستند و پیش از شروع مسابقه یک دقیقه سکوت اعلام میکردند!
از این بحث بگذریم. چرا تیمهای ایرانی عموما مقابل تیمهای اردنی و لبنانی مشکل دارند؟
باور کنید سطح بسکتبال ما خیلی بهتر و شعور بازیکنان ما از نظر فهم بسکتبال بالاتر از آنهاست. اما آنها حرفهای تر عمل میکنند. می روند و بازیکنان آمریکایی را با پولهای کلان استخدام میکنند و تیم خود را تقویت میکنند.
البته ما در طول سالیان اخیر اغلب آنها را بردهایم.
البته نه به همین سادگی که شما میگویید!
یکی از دلایلش این است که ما بازیهای تدارکاتی زیادی انجام نمیدهیم. تیمهای عربی غالبا در تورنمنت هستند یا داخلی یا خارجیو بازیکنانشان خیلی آماده هستند. گاهی پیش میآید که ما دو، سه ماه مسابقه جدی انجام نمیدهیم. ما هنوز نمیتوانیم یک تورنمنت بینالمللی معتبر در داخل برگزار کنیم. می دانید اگر بتوانیم بازیهای تدارکاتی خوبی داشته باشیم، چه کمکی به بسکتبال ما میشود؟
در راه پیشرفت بسکتبال چه توقعی از رسانهها دارید؟
از صداوسیما انتظار دارم که بازیهای مهم ما را پخش مستقیم کنند شما چه انتظاری دارید که بسکتبال ایران در سطح آسیا و جهان مطرح باشد، وقتی مردم هنوز من را که بازیکن تیم ملی بسکتبال هستم، نمیشناسند.
تلویزیون نقش خیلی مهمی دارد. بسکتبال آنقدر زیبا و جذاب هست که مردم ما را جذب کند و انحصار فوتبال را بشکند. واقعا ناراحت کننده است که تلویزیون فینال لیگ بسکتبال را پخش مستقیم نمیکند، اما فلان فوتبال بی اهمیت خارجی را با اعلام قبلی پخش میکند! باور کنید بسکتبال نیاز به توجه بیشتر دارد.
بسکتبال ایران از حضور در المپیک چه اهدافی را دنبال میکند؟
به هر حال، بازیکنان ما تجارب زیادی از المپیک کسب میکنند. ضمن اینکه تدارکات و پشتیبانی تیم پیش از المپیک خیلی مهم است. ما باید ببینیم با چه سطح آمادگی قصد داریم در المپیک حاضر شویم. المپیک جایی است که همه تیمها ممتازند و سطح بسکتبالشان بالاست. قرار نیست در المپیک، آمریکا و اسپانیا را ببریم، ولی وقتی با تیمهای قوی بازی کنیم آرام آرام سطح بسکتبالمان پیشرفت میکند. گرچه باید مسابقه دادن با تیمهای بزرگ یک روند همیشگی داشته باشد و پس از المپیک فراموش نشود. الان ترکیه میآید و صربستان را میبرد. چند نفر از بازیکنان ترکیه دارند درNBA بازی میکنند، چرا ما نباید مثل آنها پیشرفت کنیم؟
از لابهلای حرفهای مهدی کامرانی
14 سال با آیدین دوست بودم. از نوجوانان با هم در یک تیم بودیم تا بزرگسالان. از مجموع خاطراتمان میشود یک کتاب نوشت. گرچه ممکن بود در زمین بازی احیانا بگو مگویی پیش بیاید، ولی آنقدر خاطرات خوب زیاد داشتیم که لحظات تلخ را به یاد نمیآوردیم.
وقتی چند سال پیش با تیم صباباتری در جام شیخ راشد حضور پیدا کردیم و با تیم الریاضی لبنان که آن موقع تونی مدیسون عضو این تیم بود، بازی کردیم؛ اتفاق جالبی افتاد.
تونی در آن بازی آنقدر خوب بازی کرد که واقعا جلویش کم آوردم! و هنگامی که شنیدم تونی قرار است به مهرام بیاید داشتم از خوشحالی بال در میآوردم!
متاسفانه تیم ملی ما هنوز یک سالن و کمپ اختصاصی مانند تیم ملی فوتبال ندارد که برود و در آنجا تمرین کند. فقط که نمیشود به سالن آزادی چشم داشت. شما بروید سالنهای ورزشی ترکیه را نگاه کنید. واقعا آدم از دیدن امکاناتشان لذت میبرد. باور کنید سیستم روشنایی سالن، اسکوربرد و حتی موزیکی که از بلندگو پخش میشود، برای بالا بردن روحیه یک ورزشکار بسیار موثر است.
تیم ملی قطر مثل آب خوردن میرود و 10 تا بسکتبالیست آمریکایی را میآورد و تابعیت قطری به آنها میدهد و بازیکنان پیشین را بیرون میاندازد. خیلی زشت است، ولی مسوول فدراسیون قطر گفت که من میروم و 10 تا گوسفند جدید میآورم! تا چشم بقیه در بیاید!
متاسفانه ما در بسکتبال چیزی به نام مدیر برنامه یا AGENT نداریم، و بازیکنان ما میروند و خودشان با تیمهای خارجی قرارداد میبندند و به علت نا آگاهی سرشان کلاه میرود. یکی از اصول حرفهایگری این است که باید یک آژانس قانونی نقل و انتقال بازیکن به شکل قانونمند داشته باشیم که ارتباطات خارجی خوبی داشته باشد. ولی در حال حاضر ما در سیستم بسکتبالمان چنین چیزی نداریم.
خدا را شکر سطح دستمزدها در بسکتبال در مقایسه با گذشته رشد کرده و میزان ارقام پرداختی بیشتر شده است. اما هنوز قابل مقایسه با فوتبالیستها نیست. البته فوتبالیستها هر چه میگیرند نوش جانشان، ولی این اختلاف رقمها به اندازه کافی تبعیضآمیز هست که از آن انتقاد کنیم.
سال گذشته مهرام پول اضافهای خرج نکرد و اینطور نبود که پولش را دور بریزد. بودجه تیم یک رقم معقول بود. متاسفانه ما در ایران با یک معضل مواجه هستیم که بعضی نهادها یا اشخاص یک سال تیم میدهند و سال بعد منحل میکنند و دوست دارند که از کنار ورزش به جایی برسند. اینها آدمهای عمیقی نیستند و تنها الان را نگاه میکنند.
ما باید المپیک را به چشم تجربهای ارزشمند نگاه کنیم، نه میدان نتیجه گیری صرف. در المپیک شاید از نظر نتیجه نتوانیم جلوی تیمهای قدرتمند دنیا برنده باشیم، ولی مهم این است که بتوانیم دستاوردهای خوبی از آنجا کسب کنیم.
محمد طاهری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم