گر چه ترور و خشونت ریگان، بخش اعظم امریکای لاتین را زیر سیطره خود در آورد، ولی بقیه این نیمکره از کنترل خارج شد، بویژه از ونزوئلا تا آرژانتین که ثمره صندوق بینالمللی پول و وزارت خزانهداری امریکا بود تا زمانی که اقتصاد آنان به دلیل این سیاستهای تحمیلی سقوط کرد. در بسیاری از کشورهای منطقه، دولتهای چپگرا حکومت میکنند. مردم بومی بالاخص در بولیوی و اکوادور که هر دو از تولیدکنندگان بزرگ انرژی هستند، فعالتر و تاثیرگذارتر شدهاند. در این کشورها مردمان بومی میخواهند که نفت و گاز، تحت کنترل داخلی درآید و یا در بعضی موارد به کلی با تولید آن مخالفت میکنند. بسیاری از مردم بومی، دلیلی نمیبینند که زندگی، جامعه و فرهنگ آنان مختل شده و یا از میان برود فقط به این دلیل که نیویورکیها بتوانند از زندگی مجللی بهرهمند شوند. حتی بعضیها خواستار تاسیس یک کشور سرخ پوستنشین در امریکای جنوبی هستند. در عین حال، همگرایی اقتصادی که هم اکنون در جریانست، الگوهای مربوط به دوران فتوحات اسپانیاییها را در هم میریزد که در آن نخبگان و اقتصادهای امریکای لاتین با قدرتهای امپریالیستی، مرتبط بودند ولی با یکدیگر هیچ ارتباطی نداشتند.
همراه با تعاملات روز افزون جنوب جنوب در سطحی بسیار گسترده، سازمانهای مردمی که در جنبشهای بیسابقه بینالمللی عدالتخواهی جهانی دور هم جمع شدهاند، تاثیرات فراوانی براین تحولات گذاشتهاند و از این رو به طور مضحکی، ضد جهانی شدن نامیده میشوند؛ زیرا آنان از جهانی شدن حمایت میکنند که به سود منافع مردم باشد نه سرمایهگذاران و نهادهای مالی <بنا به دلایل متعددی> نظام سلطه جهانی ایالات متحده جدای از لطمهای که برنامهریزان بوش بدان تحمیل کردهاند، بسیارشکننده شده است.
اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی ورو جنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم