سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت‌

گریه کردن فیلمساز فمینیست بر احوال طاهره‌

تورم در رسانه و تولد رادیو: ما هم مثل خیلی‌ها بر این باور هستیم که سریال‌های نمایشی تلویزیون یا آهنگ‌های درخواستی رادیو پرمخاطب‌ترین برنامه‌های این رسانه نیستند. باور نمی‌کنید به برنامه‌های هفته گذشته تلویزیون و رادیو توجه کنید و ببینید برای شنیدن یا دیدن کدام برنامه شش‌دانگ حواس اهل خانه، اهل تاکسی یا اهل محل کار به چه برنامه‌ای جلب می‌شد.
کد خبر: ۱۷۱۲۹۳

چند سال پیش که محاکمه شهردار تهران از تلویزیون  پخش می‌شد هر کس هر جایی بود خودش را می‌رساند تا ببیند این شهردار در برابر پرسش‌هایی که از او می‌شود چه پاسخی می‌دهد و چگونه تلاش داردکه ازخود دفاع کند. بعد از این محاکمه مسابقات جام جهانی فوتبال از معدود برنامه‌هایی است که زمان پخش آنها از تلویزیون خیابان‌ها خلوت می‌شود. هفته گذشته هم از این اتفاقات نادر رخ داد و در زمانی که تلویزیون سریال دندان‌گیری روی آنتن نداشت بیشتر مردم پای تلویزیون نشسته بودند تا ببینند و بشنوند که رئیس‌جمهور قرار است برای مبارزه با گرانی چه برنامه‌هایی را اعلام کند. سفر رئیس‌جمهور به قم و سخنرانی او در جمع مردم این شهر و پخش آن از تلویزیون مردم را به صورت فراگیر پای این رسانه نشاند. سخنرانی رئیس‌جمهور که پخش شد، اخبار، تحلیل‌ها و میزگردهای رسانه برای مردم جذاب‌تر از هر سریالی شد. حضور رئیس بانک مرکزی در بخش گفتگوی ویژه خبری شبکه 2 بسیاری از مردم را دوباره پای تلویزیون نشاند تا با شنیدن سخنان رئیس بانک مرکزی و راهکارهای او برای مبارزه با گرانی کمی از نگرانی‌ها و اضطراب‌های آنها کم شود، اما این سخنان با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شد و مردم بازهم به رسانه روی آوردند تا با پیگیری اخبار مربوط به تورم و گرانی بتوانند امیدهای خود را برای ادامه زندگی با حقوق کارمندی حفظ کنند. در هفته گذشته اگر برای رفت و آمد از تاکسی استفاده کرده باشید حتما متوجه شده‌اید که مسافران و راننده شش‌دانگ حواس خود را به صحبت‌های کارشناسان اقتصادی که در یک برنامه رادیویی شرکت کرده‌اند، سپرده‌اند. برنامه‌هایی چون «جامعه ایرانی» که هر صبح از شبکه رادیویی فرهنگ پخش می‌شود و تهیه‌کنندگان و سردبیران آن تلاش می‌کنند کاملا همسو با اتفاقات مهم کشور برنامه‌سازی کنند در چنین برنامه‌هایی که به صورت زنده پخش می‌شود کارشناسان اقتصادی یا نمایندگان مجلس چنان شفاف و با صراحت علل تورم و گرانی را تحلیل می‌کردند که گویا به جای همه مردمی که بار سنگین گرانی آنها را مایوس کرده، سخن می‌گویند و جالب اینجاست که همه این تحلیل‌ها که گاهی انتقادات تند و تیزی هم بود از رادیو پخش می‌شد. رسانه با استفاده از روش اطلاع‌رسانی به موقع و به دور از جانبداری بار دیگر نشان داد که اصل کار خود را همراهی با مردم و احترام به اعتماد آنها می‌داند.

در هفته‌ای که گذشت رادیو بنا به مقتضای برنامه‌سازی که دارد، بیشتر از تلویزیون توانست برنامه‌های مبارزه با گرانی و تورم را منعکس کند به همین دلیل بیشتر از تلویزیون مورد استقبال خانواده‌ها بخصوص مادرها و پدرها قرار گرفت. چهارشنبه هفته گذشته رادیو در ایران پا به 68 سالگی گذاشت. جالب اینجاست که اتفاقات، جریان‌های اقتصادی و انعکاس آنها در رادیو باعث شد این رسانه قدیمی بار دیگر مورد توجه مردم قرار گیرد که این اتفاق و مصادف شدن را ما از منظر جشن تولد رادیو به فال نیک می‌گیریم و امیدواریم در ادامه سال جاری آنقدر اتفاقات خوب در کشورمان رخ دهد که در تمام طول سال در برنامه‌های رادیویی جشن برپا باشد و همه با هم بخوانند: تولد، تولد، تولدت مبارک. تولد ارزانی، تولد کار و تولد... .

ما که رفتیم سر کار شما را نمی‌دانم‌

تهمینه میلانی را همه به عنوان فیلمسازی که گرایشات فمینیستی دارد می‌شناسند. او با ساخت فیلم‌هایی چون دو زن، نیمه پنهان، واکنش پنجم و زن زیادی نشان داد که به نادیده گرفته شدن حقوق زنان اعتراض دارد و بر این باور است که مردان سهم زیادی در این ضایع شدن حقوق دارند. فیلم دو زن که در پرونده کاری میلانی اثری قابل ملاحظه است بشدت این نوع نگاه او  را نشان می دهد. این فیلم با بازی تحسین‌برانگیز نیکی کریمی نشان داد که توانایی‌های یک زن در اثر تعصبات کور همسر او چگونه می‌تواند نابود شود. میلانی در فیلم واکنش پنجم هم قدرت مردان در سرکوب زنان را نشان داد و تاکید کرد که افکار سنتی چگونه می‌تواند یک زن را نابود کند. حالا این کارگردان با این نوع تفکر به تماشای فیلم به همین سادگی نشسته است و با دیدن زندگی طاهره متاثر شده و بر احوال او اشک ریخته و بعد به ستایش نوع نگاه رضا میرکریمی نشسته و به همین سادگی را فیلمی درخور ستایش نامیده است، فیلمی که به سادگی هر چه تمام‌تر معصومیت یک زن را به نمایش گذاشته است. این در حالی است که رضا میرکریمی در گفتگویی عنوان کرده است که نگاه زنان فیلمساز ایرانی به مقوله زنان را نمی‌پسندد چون یا افراطی هستند یا عمق ندارند.

البته میلانی نگاه شبه فمینیستی خود را در نقد این فیلم حفظ کرده و در آخر گفته‌هایش تاکید کرده که پایان‌بندی فیلم را دوست ندارد، شاید اگر این فیلم را میلانی می‌ساخت طاهره چمدانش را برمی‌داشت، می‌رفت و به پشت سرش هم نگاه نمی‌کرد و مرد را با دو تا بچه تنها می‌گذاشت تا آنها قدر او را بدانند، اما این خیال خامی بیش نیست چون مرد که نمی‌تواند خانه‌نشین شود و بچه نگه دارد به همین دلیل به فکر مادر دومی برای بچه‌ها می‌افتد و آن وقت است که فمینیست‌ها دادشان هوا می‌رود که بله ببینید مردها چقدر بی‌وفا هستند. اصلا برایشان فرق نمی‌کند که با رفتن طاهره چه عاطفه‌ای از خانه رخت برمی‌بندد و می‌رود و... حالا شما همین ذهنیات را ادامه بدهید و ببینید با تغییر پایان فیلم به همین سادگی می‌توان چند تا فیلم ساخت اما در این تغییر مسلم بدانید آن کسی که بدبخت می‌شود باز هم زن است. او اگر به خانه پدری برگردد دچار افسردگی و سرکوفت اطرافیان می‌شود. اگر به خانه پدری برنگردد باید آواره شود و چون تخصصی ندارد و مهارتی بلد نیست فوقش این است که برود و در مغازه دوستش که بوتیک داشت و از همسرش جدا شده بود شاگردی کند که این هم با روحیه لطیف طاهره جور در نمی‌آید. طاهره می‌تواند به بهزیستی هم برود و به روش مهشید در سریال ساعت شنی اعلام کند که زن خود سرپرست است و آنها به او کمک کنند تا کاری پیدا کند، به همه این پایان‌ها می‌شود فکر کرد و حتی می‌توان سرنوشت تلخی را برای طاهره در ذهن مجسم کرد هرچند این سرنوشت شوم که میرکریمی از آن به عنوان آغاز یک بحران یاد می‌کند به گروه خونی طاهره نمی‌خورد، برای همین طاهره پس از سبک، سنگین کردن‌های فراوان عاقبت تصمیم می‌گیرد که در خانه بماند و چاردیواری خود را حفظ کند و این همه ناشکری نکند که چرا شوهرش به او کم‌توجهی می‌کند. طفلکی مرد خانه که هر چی زحمت بکشد باز هم باید نق‌نق زن خانه را گوش کند و با همه اینها به ستم کردن به همسر خود هم متهم شود. طاهره خانم نمی‌داند که اگر خدای نخواسته، خدای نخواسته مردش کارش را از دست بدهد و خانه‌نشین شود او و بچه‌هایش چگونه خاکسترنشین می‌شوند چون طاهره خانم همت نکرده و نرفته یک فن یاد بگیرد که در روز مبادا به کارش آید. ای وای این که شد یک فیلم دیگر. تصور کنید طاهره مجبور شود یک ماه مردش را از صبح تا شب و شب تا صبح در خانه ببیند، آن وقت چگونه احساسی پیدا می‌کند. میرکریمی خیلی با هوش است با ساخت به همین سادگی همه آدم‌های بیکار را که ذهنی فعال دارند گذاشته سرکار و آنها هی با خود می‌گویند اگر چنین می‌شد بعدش چی می‌شد الی آخر...

دنیای تصویر و هوادارانش‌

اواخر سال گذشته خبر توقیف مجله دنیای تصویر همه اهالی سینما و علاقه‌مندان به هنر هفتم را بهت زده کرد اما این طرفداران به تعطیلات نوروز رفتند و بهت خود را فراموش کردند و در تعطیلات آنقدر بهشان خوش گذشت که اصلا به این فکر نکردند که سال 87 را بدون دنیای تصویر چگونه بگذرانند. آنها وقتی که از تعطیلات هم برگشتند چون خیلی خوش گذشته بود و مسعود شصتچی باعث داغ شدن تنور پیامک‌های کوتاه شده بود باز هم به بهت اواخر سال گذشته خود فکر نکردند و هی به هم پیامک زدند و گفتند خونمون، خونتون، خونشون و... که دنیای تصویر یادشان رفت تا این‌که مدیر مسوول دنیای تصویر از سفر نوروزی برگشت و دید نه بابا انگار اشتباهی آمده و طرفدارانش چندان هم به فکر دنیایی که دیگر تصویر ندارد نیستند بنابراین تصمیم گرفت که آستین بالا بزند و با صدای بلند بگوید بابا ماجرای مسعود شصتچی تمام شد به فکر دنیایی باشید که در یکی از برنامه‌هایش به خالق شصتچی جایزه داد و باعث شد که نبوغ او گل کند و امسال بتواند مردم را با خلق شخصیتی به نام مسعود غافلگیر کند اما اکنون این دنیا که نامش تصویر بود تعطیل شده و دیگر نیست تا به نابغه‌ها یادآوری کند که خلاقیت دارند، صاحب این دنیا آنقدر توانایی داشت که حرفش را به گوش بزرگان سینما برساند و به آنها هم یادآوری کند که دنیای تصویر نیست و آنها هم بیانیه دادند که توقیف دنیای تصویر به سینمای ایران لطمه می‌زند.

صاحب دنیای تصویر وقتی فهمید هم صنفی‌هایش حرفشان برو ندارد به سراغ دانشجویان رفت و به آنها یادآوری کرد که بابا اس.ام.اس بازی بس است. مسعود شصتچی رفت و به خاطرات پیوست پس نگذارید دنیایی که یک عالمه تصویر داشت هم به خاطرات بپیوندد و چنین شد که دانشجویان هم از مسوولان خواستند که همان‌گونه که از گناهان مسعود شصتچی گذشتند گناهان دنیای پر از تصویر را هم نادیده بگیرند و بگذارند که این دنیا به خونمون، خونتون، خونشون بیاد.

حال باید منتظر ماند و دید که دنیای تصویر به چه آینده‌ای دچار می‌شود.

سارا بختیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها