با دکتر جمشید پژویان، استاد دانشگاه علامه طباطبایی:

امکان هدفمندی یارانه‌ها فراهم نیست‌

هدفمند کردن یارانه‌ها ازجمله موضوعاتی است که محل اختلاف نظر بسیاری از کارشناسان و البته مسوولان دولتی است. آن گونه که از اظهارات مسوولان دولتی برمی‌آید هدفمند کردن یارانه‌ها یکی از مهم‌ترین بخش‌های برنامه تحول اقتصادی دولت در سال جاری است؛ هرچند دولت در این زمینه مطالعات و کار‌های کارشناسی فراوانی انجام داده ولی به نظر می‌رسد بحث هدفمند کردن یارانه‌ها همچنان با اما و اگرهای فراوان روبه‌روست. در همین ارتباط با دکتر جمشید پژویان، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان کسی که مطالعات متعددی را درخصوص چگونگی توزیع بهینه درآمد در جامعه و شناسایی دهک‌های مختلف درآمدی انجام داده گفتگو کرده‌ایم.
کد خبر: ۱۷۰۱۵۵

دیدگاهتان را درباره شکل‌گیری پرداخت یارانه در اقتصاد، اهمیت و ضرورت و جایگاه آن بیان کنید.

یارانه‌ها در اقتصاد ایران سابقه قبلی داشته و به طور کلی پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران گستره یارانه‌ها و اختصاص آن افزایش یافته،

به طوری که از آن زمان سیاست‌های دولت بخصوص در کنترل قیمت کالاهایی که از طریق یارانه مستقیم و غیرمستقیم کنترل می‌شده به طور مرتب با افزایش روبه‌رو بوده است. این روند در حالی صورت گرفته که با وجود هشدار اقتصاددانان طی سال‌های طولانی ادامه یافته و هم‌اکنون بخش دولتی به این موضوع پی برده که این سیاست قابل تداوم نیست؛ البته معتقدم بی‌توجهی دولت به نقطه‌نظرات کارشناسان باعث ایجاد عواقب فعلی و مشکلات جدی کنونی شده که ادامه آن غیر از ایجاد اختلالات از نظر ساختار بودجه دولت و دیگر مسائل نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت.

بحث هدفمند شدن یارانه‌ها سال‌های زیادی است که در دستور کار قرار دارد، آیا روند پیش گرفته شده مثمرثمر خواهد بود یا خیر؟

به طور مرتب از دولت‌های گذشته تاکنون درباره هدفمند کردن یارانه‌ها شعار داده شده، اما هیچ گام مثبتی در این زمینه برداشته نشده است و حتی دولت در این زمینه اشتباه کرده، چراکه برای هدفمند شدن یارانه‌ها در اقتصاد ایران ابتدا لازم است تغییرات و اصلاحاتی در برخی ساختارها ازجمله نظام پرداخت‌ها، نظام مالیات‌ها و نظام تامین اجتماعی ایجاد شود تا بتوان یارانه‌های هدفمند ایجاد کرد؛ البته معتقدم در حال حاضر امکان ایجاد یارانه‌های هدفمند در اقتصاد ایران وجود ندارد.

یعنی معتقدید بحث هدفمند کردن یارانه‌ها در اقتصاد ایران به بن‌بست رسیده است؟

بله. پانزده، بیست سال گذشته این بحث به بن‌بست رسید.

یعنی به نظر شما دولت باید این موضوع را به بایگانی بسپارد یا هنوز می‌توان نسبت به هدفمند شدن یارانه‌ها امیدوار بود؟

دولت ابتدا باید ساختارها را اصلاح کرده و پس از ایجاد اطمینان و مشخص شدن افرادی که زیر خط فقر هستند این اقدام را شروع کند.

چه مواردی مانع هدفمند شدن یارانه‌ها شده است؟

مهم‌ترین مانع این بوده است که دولت‌ها هیچ وقت از متخصصان استفاده نکرده‌اند، چراکه هر اقتصاددانی متخصص مسائل اقتصاد دولت و یارانه‌ها نیست و باید از اقتصاددانان متخصص یارانه‌ها در این خصوص استفاده شود.

هدفمند شدن یارانه‌ها در ایران به آمال و آرزو تبدیل شده است. به اعتقاد شما آسیب‌شناسی این را باید در کجا جستجو کرد؟

امکان هدفمند شدن یارانه‌ها در اقتصاد ایران با شرایط فعلی وجود ندارد. هدفمند کردن یارانه‌ها به این شکل نیست که فهرست و آمار یک سازمان که فعالیت خیریه دارد را فقرای کشور عنوان کنیم؛ چون جوامعی که در فقرزدایی و هدفمند کردن یارانه موفق بوده‌اند ابتدا ساختارهای عنوان شده را اصلاح کرده‌اند و در این صورت است که گروه‌های بالای خط فقر کاملا مشخص خواهند شد و به این ترتیب جستجوی فقرا در گروه
باقیمانده بسیار ساده‌تر است.

اصولا هدفمند کردن یارانه‌ها چه ضرورت‌هایی نیاز دارد که در کشورمان به آن پرداخته نشده است؟

طی سال‌های گذشته، برخی نظرات کارشناسی عنوان شد که اگر دولت سیاستگذاری آن را آغاز کرده بود الان شرایطی کاملا متفاوت وجود داشت.

اما نکته حائز اهمیت این است که اگر نمی‌توان یارانه‌ها را کاملا هدفمند کرد می‌توان پرداخت آن را اصلاح کرد و یارانه‌های بازار که هم‌اکنون بخش عمده‌ای از یارانه‌ها را تشکیل می‌دهد (بنزین، نان، حاملان انرژی) هدفمندتر اختصاص می‌یافت.

اصلاحات مد نظر شما چه مواردی است؟

معتقدم به دلیل این که بخشی از یارانه‌ها به خدمات و کالاهای لوکس اختصاص یافته و بیشتر مورد تقاضای ثروتمندان است و سهم عمده‌ای از این یارانه نصیب قشر ثروتمند خواهد شد، می‌توان اصلاحات ازجمله توزیع سرانه یارانه به جای پرداخت به بازار را در دستور کار قرار داد تا پرداخت نقدی یا کالایی موجب بهبود وضعیت شود؛ البته انتخاب نقدی یا کالایی یارانه باید مورد مطالعه دقیق قرار بگیرد.

در شرایط فعلی پرداخت یارانه به کالاهای اساسی ضرورت دارد یا پرداخت نقدی؟

در حال حاضر مهم‌ترین ضرورت این است که یارانه‌های حامل انرژی و یارانه‌های بازار که در تخصیص منابع اثر منفی شدید دارد اصلاح شود چراکه اثر توزیعی این یارانه‌ها هم برخلاف تمایل است. بدترین نوع یارانه، یارانه‌های باز به بازار است همچون پرداخت یارانه به حاملان انرژی.

تاثیرات اقتصادی یارانه‌هایی را که به اقشار ثروتمند پرداخت می‌شود، چگونه می‌بینید؟

یارانه به جای این که متوجه گروه فقرای جامعه شود و اثرات رفاهی بیشتری داشته باشد به سمت گروه ثروتمند هدایت می‌شود و بیشتر بحث آثار توزیعی آن مهم است و در دیگر شاخص‌های اقتصادی تاثیر چندانی ندارد.

موضوع یارانه‌های پنهان یکی از مسائلی است که در آسیب‌شناسی یارانه‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد. نظر شما درخصوص این نوع یارانه‌ها چیست و آن را در بحث هدفمند شدن یارانه‌ها تا چه حد موثر می‌دانید؟

پرداخت یارانه به کالاهایی مانند بنزین، تنها عاید کسانی می‌شود که بنزین مصرف می‌کنند و چون این یارانه به بنزین از طریق قیمت پایینی که دولت تعیین کرده و خود عرضه‌کننده آن است از خزانه پرداخت نمی‌شود، این نوع یارانه پنهان محسوب می‌شود. به این معنا که تا زمانی که قیمت واقعی بنزین برآورد نشود، این یارانه مشخص نیست و تنها راه آن حذف یارانه‌های حامل‌های انرژی است. اینها یارانه‌هایی هستند که براساس مقدار مصرف تعلق می‌گیرد و اگر مصرف ثروتمندان بیشتر باشد بیشتر ثروتمندان از آن استفاده می‌کنند و حتی اگر پرداخت یارانه‌ها به کالاهای ضروری انجام گیرد چون ثروتمندان خرید بیشتری دارند، سهم بیشتری از یارانه‌ها می‌برند.

با این حال برخی کارشناسان موافق دیدگاه شما نیستند، چراکه معتقدند اقشار کم‌درآمد بهتر از یارانه سوخت بهره‌مند می‌شوند. می‌توانید نمونه موفق کشوری که یارانه انرژی را حذف کرده مثال بزنید؟

در برخی کشورهای نفت‌خیز اخیرا یارانه انرژی را حذف کرده‌اند و در همه کشورها نیز روی بنزین مالیات برقرار می‌شود به جای یارانه!

راهکار شما برای بهبود نظام یارانه‌ای کشور چیست؟‌ آیا به عنوان کسی که بیش از 30 سال روی این موضوع مطالعه کرده‌اید پیشنهاد مشخصی دارید؟

در حال حاضر دولت امکان هدفمندی یارانه را ندارد، اما می‌توان به جای پرداخت یارانه به بازار، یارانه‌های سرانه پرداخت تا باعث بهبود نظام یارانه‌ای شود.

بیشتر توضیح دهید،‌ آیا منظورتان همان پرداخت نقدی یارانه است؟

دولت باید مطالعات را در این زمینه انجام دهد و از کارشناسان و متخصصان استفاده کند.

چه شرایطی را برای پس از اجرای این راهکار به منظور بهبود نظام یارانه‌ای پیش‌بینی می‌کنید؟

پیش‌بینی می‌کنم در صورت اجرا، قیمت‌ها افزایش یابد، اما به طور قطع در آینده به نفع اقتصاد است و باعث بهبود در تخصیص منابع و بهینه شدن مصرف خواهد شد و اگر دولت یارانه‌ها را به‌طور مستقیم سرانه بپردازد باعث نامحسوس شدن آثار افزایش قیمت بر خانوارهای کم درآمد جامعه که قبلا سهمی از یارانه نمی‌بردند شده و موجب هدایت فشار افزایش قیمت روی گروه‌های ثروتمند جامعه شود.

اثرات پرداخت نقدی یارانه در جامعه را چگونه می‌بینید؟

اگر دولت مقدار نقدینگی را تغییر ندهد، یارانه نقدی اثر تورمی در جامعه ندارد و فقط نظام یارانه‌ای را بهبود می‌بخشد.

در شرایطی که نقدینگی در جامعه همچنان در حال افزایش است، آیا می‌توان انتظار داشت که یارانه نقدی اثر تورمی را افزایش ندهد؟

دولت بابت پرداخت یارانه، کسری بودجه داشته است و کسری بودجه باعث افزایش نقدینگی و تورم می‌شود؛ اما با اعمال این سیاست، کسری بودجه در جای خود باقی خواهد ماند و نقدینگی در جای خود افزایش نمی‌یابد.

روش‌هایی مانند سهمیه بندی بنزین تا چه حد می‌تواند در جلوگیری از هدر رفت منابع و تخصیص بهینه یارانه‌ها موثر باشد؟

به نظر من سیستم جیره‌بندی یا سهمیه‌بندی یارانه بنزین حداقل بهتر از شرایط گذشته و یارانه باز است؛ اما در این سیستم نیز یارانه به صاحبان خودرو اختصاص می‌یابد و بخش بزرگی از جامعه از حق استفاده از بنزین محرومند، در حالی که هر ریال یارانه پرداختی اگر مستقیم به هدف که جامعه فقیر است، تخصیص نیابد، دست‌کم باید به طور مساوی میان تمام اقشار جامعه تقسیم شود نه فقط یک قشر خاص. از سویی در سیستم جیره‌بندی همچنان اعطای یارانه وجود داشته و ادامه دارد، بنابراین به نظر می‌رسد تنها راه، افزایش تدریجی قیمت بنزین در حد قیمت واقعی است و در کنار آن باید سعی در اصلاح ساختارها برای هدفمند کردن یارانه‌ها انجام گیرد.

بنابراین پیشنهاد می‌کنم دولت قیمت آن را بتدریج افزایش دهد تا قیمت آن واقعی شود و به ازای آن ناوگان حمل و نقل عمومی را تقویت کند.

شما علاوه بر تاکیدی که برای حذف یارانه انرژی دارید معتقدید هدفمند شدن یارانه‌ها ممکن نیست. راهکار خاصی در این زمینه دارید؟

قطعا برای هدفمند کردن پرداخت یارانه‌ها باید ابتدا اهداف را شناسایی کنیم که متاسفانه چنین امکاناتی نداریم، در نتیجه هدفمندی یارانه‌ها با توجه به شرایط موجود عملی و موثر نیست. از سوی دیگر، دولت در گذشته نیز هیچ گونه اقدامی اعم از طرح مطالعه و دیگر اقدامات تحقیقی که به شناسایی گروه‌های فقیر جامعه منتهی شود، انجام نداده است و اگر تنها به بعضی اطلاعات و آمار و ارقام بسنده کند کار اشتباهی است.

با این اوصاف، پیامدهای پرداخت یارانه غیرهدفمند و اثرات آن به اقتصاد کشور را چگونه می‌بینید؟

باید تاکید کرد که اختصاص یارانه در اقتصاد به بخش تولیدی غیر از مواردی که پیامد مثبت به همراه دارد، توجیهی ندارد. از سویی معتقدم هدف یارانه، جامعه نیست، بلکه گروه‌های خاص در هر جامعه‌ای را شامل می‌شود که خانوارهای فقیر هستند، چون موجب بهبود توزیع درآمد و کاهش فقر خواهد شد.

از طرفی با توجه به این که بنزین یارانه باز دریافت می‌کند و این نوع یارانه سبد خانوارهای غنی را سنگین‌تر می‌کند و به سمت جامعه ثروتمند سوق می‌یابد و تنها در بعضی از کالاها مانند کالاهای پست، یارانه باز به سمت گروه فقیر سوق می‌یابد، به همین دلیل معتقدم پرداخت یارانه به کالاهای لوکس به معنای دادن یارانه هدفمند به گروه‌های ثروتمند است.

چگونه می‌توان یارانه سرانه را به سمت اقشار نیازمند هدایت کرد؟

یارانه‌های سرانه که به صورت مساوی میان همه جامعه توزیع می‌شوند بهتر از یارانه‌های موجود باز یا بر بازار هستند، ولی بهرحال هدفمند نیستند. سوق دادن یارانه‌ها به سمت خانوارهای فقیر همان هدفمند کردن یارانه‌هاست که به علت گستردگی فقر در اقتصاد ایران و بدون انجام اصلاحات ساختاری گفته شده، عملی نیست؛ مثلا ما در شرایطی زنان خود سرپرست را مستحق دریافت یارانه می‌دانیم که درصد این خانوارها که زیر خط فقر هستند از بسیاری دیگر زیرگروه‌های جامعه مثل کارمندان دولت یا به طور کلی حقوق بگیران کمتر است. از سوی دیگر بر اساس تحلیل مرکز آمار ایران از کارفرمایان کشور حدود 5 تا 6 درصد این زیرگروه جامعه که شاید از نظر عده‌ای حداقل غیر فقیر تلقی می‌شوند، زیر خط فقر قرار دارند.

پرداخت یارانه نقدی و غیرنقدی در اختصاص یارانه به اقشار آسیب پذیر تا چه حد تاثیرگذار است؟

هیچ یک نسبت به دیگری مزیت مطلق ندارد؛ ولی یارانه نقدی موجب افزایش رفاه اجتماعی می‌شود به این دلیل که حق انتخاب داده می‌شود!

اما از سویی نیز وقتی تورم ایجاد شود و یا مواردی که استفاده از یک کالای خاص مثل شیر دارای اثرات مثبت است از یارانه کالایی استفاده می‌شود.

شما پیش از این گفته بودید که در حال تدوین الگوی محاسبه خط فقر هستید؟ به نتیجه جدیدی دست پیدا کردید؟

بیشتر از 20 سال است که از الگوی محاسبه خط فقر استفاده می‌کنم که بر اساس شرایط واقعی افراد در جامعه استفاده شده است. در این الگو برای تعیین خط فقر از تعریفی که منطبق بر نظریه رالز است،  تبعیت کرده‌ام. بر اساس نظریه او، برای افزایش رفاه جامعه باید سطح رفاه را میان خانوارهای فقیر افزایش داد. به نظر رالز باید سطح رفاه فقیرترین خانوارها را افزایش داد. در نتیجه در مطالعات خود در جستجوی فقیرترین افراد جامعه هستم، یعنی کسانی که توانایی کافی برای سیری شکم خود در زندگی ندارند.

آیا تا به حال به نتیجه جدیدی در این زمینه رسیده‌اید؟

این اقشار را شناسایی نکرده‌ام، اما موفق شدیم درصد آنها را تعیین کنیم که البته این درصد برای هر سال متفاوت است.

بر اساس مطالعه شما، درصد کسانی که حتی قادر به سیری شکم خود نیستند در کشورمان چه میزانی است؟

سال گذشته این میزان حدود 13 درصد بوده است، به این معنا که 13 درصد از اقشار فقیر جزو فقیرترین افراد جامعه بوده و توانایی کافی برای سیری شکم خود را در زندگی ندارند.

هنوز هم دنبال تکمیل مطالعات و شناسایی فقرترین افراد جامعه هستید؟

برای امسال هم مطالعات جدیدی آغاز کرده‌ام؛ البته در سال‌های پس از جنگ مسوولان قصد داشتند برای تغییر سیستم یارانه‌ای خود از این مطالعات استفاده کنند، ولی مسائلی پیش آمد که این موضوع متوقف شد و تاکنون از این مطالعات هیچ وقت به طور جدی استفاده نشده است.

از سویی، زمانی که قرار بود از مطالعات استفاده شود یارانه‌ها به شکلی که هم‌اکنون نیز ادامه دارد جریان داشت و تصمیم بر این بود که یارانه‌ها حذف و هدفمند شوند که به همین منظور نیز مطالعاتی شروع و نتایجی گرفته شده بود و من نیز برای تغییر یارانه نان و حامل‌های انرژی پیشنهادهای داشتم، اما چون متوقف شد این موضوع مسکوت باقی ماند.

پرداخت یارانه به دهک‌های یکم تا سوم درآمدی جامعه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من اگر در طراحی سیستم پرداخت یارانه‌های بازار و بر بازار حامل‌های انرژی به صورت سرانه خانوار دقت کافی شده، برعکس تلاش برای شناسایی فقرا سعی شود که قشرهای ثروتمند جامعه که غالبا غیرفقیر هستند شناسایی و مستثنا از دریافت یارانه شوند، کارایی بهتری خواهد داشت. در این صورت فکر می‌کنم آنچه در ادبیات یارانه‌ها به خطای نوع اول و دوم شهرت دارد، به جمع کمتری نسبت به روشی که تلاش کمتری برای شناسایی فقرا در شرایط موجود به کار می‌رود، نیاز داشته باشد.

هدفمند نبودن رایانه‌ها

یکی از ناکارآمدترین انواع یارانه‌ها در جهان در اقتصاد ایران وجود دارد و پیامد اصلی این ناکارآمدی را می‌توان در اختلالات بسیاری که در تخصیص منابع ایجاد کرده و موجب شده قیمت‌ها به شکل اشتباه تنظیم شود، دانست.

البته هدفمند نبودن یارانه‌ها موجب شده است منابع مالی آن عمدتا متوجه گروه‌های ثروتمند جامعه شود،
در حالی که هدف از پرداخت یارانه حمایت از گروه‌های کم‌درآمد و فقیر است، بنابراین بهترین نوع یارانه، یارانه هدفمند است که متوجه گروه‌های کم‌درآمد باشد. معتقدم باید طوری تقسیم شود که بخش بیشتری نصیب گروه‌های کم‌درآمد شود یا دست‌کم به طور برابر تقسیم شود. در مواردی همچون یارانه‌های بنزین و یارانه برق باید گفت که عمدتا متوجه گروه‌های ثروتمند جامعه است و یکی از ناکارآمدترین انواع یارانه‌ها در کشور تجربه می‌شود.

معصومه بختیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها