زنان : کار در خانه و اداره فرقی نداره

زنان و مردان ، همپای هم و فعالانه باید در عرصه های گوناگون حضور داشته باشند و پویایی اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در گرو تلاش هر دو گروه است .
کد خبر: ۱۷۰۰۳
نیمی از افراد فعال جامعه را زنان تشکیل می دهند و امروزه اشتغال زنان ازجمله شاخص های توسعه یافتگی محسوب می شود. زنان نقش مهمی در تحول جامعه ایفا می کنند. کانون خانواده دیگر برای زنان ، تنها جایی نیست که خواست های شخصی و اجتماعی آنان را برآورده کند. آزادی عمل ، فعالیت و اشتغال زنان در بیرون از نهاد خانواده نیز باعث پیشرفت زنان شده و موقعیت آنان را تحکیم بخشیده است . به طوری که زنان ، دیگر ناچار نیستند از میان همسر، مادر و یا شاغل بودن ، یکی را انتخاب کنند. امروزه مشارکت روزافزون زنان در بیرون از خانه باعث تقویت حس اعتماد به نفس ، استقلال ، افزایش قدرت تصمیم گیری ، برخورد مناسب با رویدادها و حوادث زندگی خانوادگی شده و اثر مطلوبی بر روابط خانوادگی می گذارد. با وجود این مسائل اشتغال زنان ، هنوز در جامعه ما یک مساله و مشکل تلقی می شود و برخی آن را نمی پذیرند که این نبود پذیرش ، ریشه در عوامل مختلفی دارد. مریم یوسفی جامعه شناس و مدرس دانشگاه ، در این باره می گوید: «ریشه های اشتغال نداشتن زنان را نه در کمبود شغل ، بلکه در باورهای نادرست فرهنگی باید جستجو کرد. کمبود کار برای زنان بیشتر علل فرهنگی و اجتماعی دارد. در جامعه ما به همان میزان که کار برای مردان وجود دارد، برای زنان نیز شغل یافت می شود؛ اما باورهای غلط و هنجارهای نادرست اجتماعی که خوشبختانه اساس و پایه قانونی و شرعی هم ندارد در بیشتر موارد، میدان کار را برای زنان جامعه ، محدود کرده اند». خانم مریم . ش 28ساله خانه دار، می گوید: «شوهرم می گه یا سر کار نرو یا فقط معلمی ؛ چون هم محیطش سالم تره هم تعطیلات بیشتری داره و مهمتر از همه این که زود می آیی خونه . در غیر این صورت ، نمی خوام سر کار بری ، چون خونه و زندگی و وضع بچه ها برام مهمتره ». کار به عنوان یک حق انسانی است و نمی توان فردی را چه مرد و چه زن از انجام آن منع کرد. در بسیاری از موارد دلایل منع اشتغال زنان ، مشخص نیست و تنها تمایلات یک جانبه و خودخواهانه مرد مطرح است که متاسفانه قانون مربوط به اشتغال زنان بر آن مهر تایید زده است . آیا درست است تنها با «دوست نداشتن » یا «نخواستن »، انسانی را از یکی از حقوق انسانی و اساسی خود محروم کرد؛ خانم سیدآبادی کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور خانواده ، نظرش را این گونه بیان می کند: «اشتغال زن ، باعث بی توجهی او نسبت به تربیت درست بچه ها و وظایف خانه نمی شود؛ چون تحقیقات نشان می دهد اشتغال زن باعث تقویت روحیه و کارآیی او در خانه و تربیت کودکان می شود و بینش و آگاهی اجتماعی و فرهنگی زنان را افزایش داده و اعتماد به نفس و استقلال فکری و روحی را در زنان ایجاد می کند. همچنین مانع یکنواختی زندگی و خستگی ناشی از وظایف تکراری خانه می شود و زن احساس بطالت و بیهودگی نمی کند». خانم سیدآبادی می گوید: «اگر زنان نظم فکری داشته باشند، نه تنها از عهده مشاغل بیرون از خانه و کارهای درون خانه خوب برمی آیند؛ بلکه زمان کافی برای مطالعه و بالا بردن سطح علمی نیز خواهند داشت ؛ البته مشکل از آنجا ناشی می شود که ما فکر می کنیم کارهای خانه به کلی بر دوش زنان است که این عقیده نادرستی است . زن و مرد یک زندگی مشترک را با تعهد قلبی و مشترک آغاز می کنند و هر دو در این تعهد با هم برابرند. پس همان گونه که زن همدوش مرد برای بهبود وضعیت مالی خانواده در بیرون از خانه کار می کند، مرد هم باید در انجام کارهای خانه به یاری زن بشتابد». گذشته از طرز تلقی سنتی از تقسیم کارهای خانه ، در محیط کاری نیز هنوز برخورد منطقی با اشتغال زنان صورت نمی گیرد و زنان شاغل در زمینه اشتغال خود با مشکلات مختلفی مواجهند. از معایب اشتغال زنان ، می توان به مواردی چند اشاره کرد: وجود تبعیض میان زنان و مردان در محیط کار، نگرانی در مورد مسائل خانه ، ساعت کار زیاد، کمبود تسهیلاتی چون ؛ مهدکودک و سرویس ایاب و ذهاب ، مشکل برخورد با ارباب رجوع ، فشارهای عصبی محیط کار و نبود حمایت های قانونی از کار زنان . مریم یوسفی در مورد پیامدهای منفی که اشتغال زنان به دنبال دارد، می گوید: «مشاغل تمام وقت و طولانی ، خواه ناخواه تماسها را محدودتر کرده و فرصت ارتباط با اعضای خانواده را کاهش می دهد و این در شرایطی است که کودکان ، نیازمند ارتباطهای کلامی و لمسی هستند که نبود آن سبب بروز محرومیت های عاطفی و سوئتغذیه روانی در آنها می شود. همسران نیز نمی توانند رابطه مطلوبی با هم داشته باشند و اگر زن نتواند پیوندی متعادل میان شغل و مسوولیت عظیم خانه و خانواده برقرار کند، منجر به بروز مشکلاتی چند خواهد شد.» بسیاری از افراد جامعه ، بخصوص در شهرستانها نسبت به شغل زن دید مناسبی ندارند و تنها جایگاه زن را «خانه » می دانند و احتمالا کارهایی غیر از «خانه داری » را برای زنان ضدارزش تلقی می کنند. نبود قوانین روشن در دفاع از زن ، کمبود شغل ، ناپایداری ازدواج ، فقدان سیستم تامین اجتماعی و بالاخره کم سوادی و بیسوادی از عوامل دیگری است که باعث تقویت این بینش شده و روحیه محافظه کاری و پذیرش جایگاه محدود را در زن ایرانی تداوم و تحکیم بخشیده است . در تغییر نگرش جامعه نسبت به مشاغل زنان توجه به موارد زیر قابل ذکر است : زنان خودشان را باور داشته باشند و با حضور مداوم خود در کارهای اجتماعی و مدیریت ها، گامی در راه توسعه کشور بردارند. زنان برای افزایش حقوق خود تلاش کنند. از توان زنان در امور قضایی ، وکالت و... استفاده شود. از دیدگاه روانشناسی کار یک نیاز روانی و راهی برای دستیابی به سلامت روانی است . شکوفایی استعدادها، ابراز وجودی به صورت مثبت ، احساس ارزشمندی ، داشتن خوپنداری مثبت ، اعتماد به نفس و اتکا به خود در سایه کار با سهولت و عمق بیشتری حاصل می شود. کار در واقع انگیزه ای برای رشد و پرورش شخصیت و رفع نیازهای روانی -فرهنگی است ؛ البته هر نوع کار و فعالیتی از جمله اشتغال زنان هزینه هایی دارد؛ اما باید دید نسبت این هزینه های اجتماعی با فواید و مزایای آن چگونه است . خانم س- شفیعی 33ساله کارمند، می گوید: زنان شاغل برنامه ریزی منظم تری برای زندگی خود دارند و این یک ضرورت است ، زیرا وقت و زمان ، برای آنها اهمیت اساسی دارد و تلاش می کنند برنامه شغلی را با امور خانه داری و مدیریت خانه تنظیم کنند؛ دیده شده که در این زمینه چیزی کم نمی گذارند و همیشه قبل از انجام هر کار، برنامه مشخص و مدونی برای انجام آن دارند. وی افزود: «در شرایط فعلی تنگناهای اقتصادی کمک به میزان هزینه های خانواده از جمله دیگر ضرورت های اشتغال زنان است .»
پوران محمدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها