در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم براساس قصه محبوب دکتر سئوس ساخته شده قصهای که بیش از 40 سال قبل نوشته شده است. این اولین بار نیست که قصهای از دکتر سئوس (این دوست مهربان بچهها) به فیلمی سینمایی تبدیل میشود.
صنعت سینما طی دهه گذشته قصههای «چگونه گرینیچ کریسمس را دزدید» و «گربهای در کلاه» را به صورت کارهایی زنده تهیه و تولید کرده است و جالب این که جیم کری با این طرحها هم همکاری داشته است. طبیعی است که هورتن صدای هورا میشنود را نمیشود به یک کار زنده تبدیل کرد، ولی سازندگان آن میدانستند میتوانند حداقل از صدای کری برای کاراکتر اصلی قصه بهره بگیرند.
منتقدان سینمایی میگویند فیلم تا حدودی شبیه انمیشین موفق چند سال قبل «عصر یخی» است. هورتن با صدای جیم کری فیلی است که زندگی معمولی و خاص خودش را در جنگل دارد، اما این زندگی با شنیدن یک صدا کاملا دگرگون میشود، صدای کمک موجوداتی بسیار ریز که به چشم اصلا دیده نمیشوند.
بخش مهم قصه فیلم به شهردار شهر این موجودات کوچک (با صدای استیو کارل) اختصاص دارد. اگر چه او از هورتن میخواهد آنها را به یک مکان امن منتقل کند، اطمینان زیادی هم به او ندارد.
جیم کری کاراکتر هورتن را همانگونه دوباره خلق میکند که رابین ویلیامز سالها قبل در انیمیشن علاءالدین دست به خلق شخصیت چنی زد. کری با صدای خود و حالت مختلفی که به آن میدهد، هورتن به کاراکتری بزرگتر از زندگی تبدیل میکند. معلوم نیست چقدر از شیرین کاریهای کری در بیان دیالوگها مربوط به خود اوست و چقدر از آن مربوط به کارگردان؛ اما هر چه باشد کری حتی در صدای خود کارهای عجیب و غریبی میکند که تماشاچی هنگام دیدن هورتن به نوعی احساس میکند دارد جیم کری را تماشا میکند.
صدای جیم کری خیلی خوب با فانتزیهای کودکانه داخل قصه فیلم بازی میکند و ساعات شاد و دلپذیری را برای بچهها فراهم آورد. شیوه کار کری و سازندگان فیلم به گونهای است که اگر چه هورتن صدای هورا میشنود محصولی کودکانه است، اما بزرگترها هم از تماشای آن لذت خواهند برد.
جیم کری قبل از این فیلمهای خوبی مثل خنگ و خنگتر (1994)، بتمن برای همیشه (1995)، ایس و نچورا :2، مرد کابلی (1996)، دروغگو دروغگو (1997)، نمایش ترومن (1998) و من آیرین و خودم (2000) را بازی کرده است.
نیکول کیدمن او را صمیمیترین دوست خود و یکی از بهترین کمدینهای 20 سال اخیر صنعت سینما میداند. از مشخصههای کری این است که نقش کاراکترهایی را بازی میکند که معمولا لباس سبزرنگ تن دارند. مجله پیپل او را به عنوان یکی از 50 بازیگر خوش تیپ و خوشفکر سینما انتخاب کرده است.
هیچ وقت برای اجرای مراسم اسکار دعوت نشد و خودش میگوید علاقهای هم به این کار ندارد. قبل از این که مارتین اسکورسیزی هوانورد (2004) را کارگردانی کند، جیم کری چند سال تلاش کرد قصه زندگی هوارد هیوز را به صورت فیلمی سینمایی تهیه و در آن بازی کند. ولی این نقش به لئوناردو دی کاپریو رسید.
مایک مهیرز، بازیگر و کارگردان کانادایی کری را یکی از بهترین استعدادهای کانادا و هالیوود میداند و گفته میخواهد در فیلمی با او همبازی شود. کری اولین بازیگر تاریخ سینماست که موفق به دریافت دستمزد 20 میلیون دلاری برای یک فیلم سینمایی (مرد کابلی) شد. تام کروز پس از او بود که توانست چنین دستمزدی را دریافت کند. بازی در «ملاقات والدین» (2000) را رد کرد و این در حالی بود که در کار نگارش فیلمنامه هم همکاری داشت، اما اختلاف با تهیهکنندگان فیلم باعث شد خودش را از این طرح کنار بکشد.
با وجود موفقیت فراوان فیلمهای ماسک و خنگ و خنگتر هیچ وقت قسمت دوم این فیلمها با بازی کری ساخته نشد. او که گیاهخوار است، بشدت در این ارتباط تبلیغ میکند، جک نیکلسن او را «جک نیکلسن نسل آینده» معرفی کرده است. او در نمایش ترومن نقش یک آدم خیالی را بازی کرد که نمیدانست سوژه اصلی یک کار تلویزیونی است و در مردی روی ماه (1999) نقش آدمی واقعی را به عهده گرفت که باور داشت همیشه سوژه اصلی برنامههای تلویزیونی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: