در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سینمای جنگ در سالهای ابتدایی خود با بهرهگیری از فضای حماسی موجود در جامعه، در ساخت فیلمهای جنگی گوناگونی سرمایهگذاری کرد که بعضی از آنها به فیلمهای موفقی در گیشه تبدیل شد. کانی مانگا، پایگاه جهنمی، پلاک و... برخی از این فیلمهاست که در سالهای پس از جنگ، نامهایی همچون: حمله به اچ 3، اشک سرما، خط آتش، سریال سیمرغ، خلبان و... هم به آن اضافه شد. جز این، تصاویر پراکندهای از حضور چهرههای ارتشی در فیلمها و سریالهای تلویزیونی دیده شده است. در فیلم اخراجیها، یک شخصیت ارتشی وجود دارد که در لباس بسیجی به جبهه آمده است. فیلم روز سوم نیز یک شخصیت ارتشی را در میان شخصیتهای خود قرار داده است. به جز این، چند فیلم تلویزیونی را میتوان در سالهای اخیر نام برد که با موضوع حضور ارتشیها در جنگ ساخته شده است؛ فیلمهایی همچون: قلب، طبل بزرگ زیر پای چپ، آفتاب سرد، امنترین جای دنیا و حضور که پخش آن با بازتابهای خوبی همراه بوده است. اما آیا این حجم اندک که شاید به زور به عدد «30» هم برسد، میتواند تصویر دقیق و درستی از یک جهاد عظیم هشت ساله ارائه کند؟
کافی است به نامهای برخی از میادین و خیابانها دقت کنید و تصویر شهدا را بر در و دیوار شهر ببینید و به دنبال مابهازای تصویری این شخصیتها در عالم سینما و تلویزیون بگردید. شخصیتهایی همچون: صیاد شیرازی، آبشناسان، فلاحی، فکوری، موسی نامجو، ستاری، بابایی، قرنی و.... واقعا چه مابهازای تصویری مناسبی در سینما و تلویزیون دارند؟ آیا منصفانه است که مجموع داشتههای ما درباره شخصیت بزرگی همچون صیاد شیرازی، محدود به چند کتاب و یک مستند تلویزیونی نیمهکاره باشد؟
تا همین حالا هم زمان زیادی از دست رفته است، اما هیچ گاه برای ساخت آثار خلاقه و هنرمندانه دیر نیست. آیا میتوان امیدوار بود سال آینده در چنین روزهایی، جشن روز ارتش در کشور، با ساخت فیلمها و آثار ارزشمندی درباره شخصیتهای ارتشی گرمتر شود؟ البته سهم ارتش و میزان انعطاف آنان در ارائه امکانات به فیلمسازان نیز نیازمند بررسی مستقل است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: