گفتگو با بیژن علیمحمدی درباره سال‌های حضور در دوبله‌

ساز‌ و ‌ستاره، صدایم ‌را ‌کوک‌ کرد

برای ورود و باقی ماندن در حرفه دوبلاژ، داشتن صدای مناسب برای گوینده به تنهایی کافی نیست، بلکه درک صحیح از صدای اصلی هنرپیشه که با دقت در شنوایی حاصل می‌شود، سپس تحلیل آن صدا برای نقش‌گویی، بزرگ‌ترین دستاورد را برای یک دوبلور پدید می‌آورد که همین عامل مهمی است در تمایز کار گویندگی در فیلم یا مثلا گویندگی در نمایش‌های رادیویی و.... بیژن علیمحمدی (متولد 1340 در تهران)‌ یکی از گویندگان فیلم است که با داشتن صدایی قابل انعطاف و شنوایی هوشمندانه در برخورد با صدای نقش‌ها، توانسته جایگاهی در این حرفه پیدا کند. همین شاخصه‌ها در کار منجر به نقش‌گویی‌های درخشان در آثاری چون سریال پدرخوانده (کاری از محمدرضا ورزی)‌ صحبت به جای سران رژیم گذشته دزدان دریایی کارائیب 1 و 2 (به جای جفری راش و استلان اسگارد)‌، شعبده‌باز (به جای پل جیاماتی)‌، طعمه (دیوید مورس)‌ و... شده است. بیژن علیمحمدی که تنها تشابه اسمی با مهدی علیمحمدی (گوینده و مدیر دوبلاژ نام‌آشنا)‌ دارد در لابه‌لای این گفتگو، علاقه‌اش را به صدا و شیوه کار استاد منوچهر اسماعیلی هیچ گاه پنهان نکرد و این نکته را مدام تاکید کرد که همین عشق به صدای استاد بوده که او را برای ورود به عرصه دوبلاژ سوق داده است.
کد خبر: ۱۶۹۰۹۰

اولین جرقه‌ها برای دوبلور شدن از چه زمانی در ذهنتان زده شد؟

از نوجوانی علاقه به فیلم و تقلید صدا داشتم. وقتی سریال‌هایی مثل آیرون ساید، چاپارل و... از تلویزیون پخش می‌شد، همزمان در راهروی منزلمان به راه می‌افتادم و صدای گویندگان آن آثار را تقلید می‌کردم تا این که سال 1363 طی کنجکاوی‌هایی که برای دوبله داشتم، مطلع شدم قرار است آزمونی برای دوبله برگزار کنند. به همین دلیل در این آزمون شرکت کردم؛ البته در آن زمان نوعی افراط و تفریط بر فضای دوبلاژ حاکم بود. طوری عنوان شده بود که دوبلورهای قدیمی به واسطه دوبلورهای جدید کنار گذاشته می‌شوند و برخوردهای مدیر وقت امور دوبلاژ تلویزیون بر شدت این سوءتفاهم‌ها دامن زده بود. به هر حال بعد از 6 ماه گذراندن کلاس‌های فشرده زیر نظر استادانی چون اسماعیل شنگله، جابر عناصری و دیگران، چیزی شبیه مدرک به گروه ما دادند که این دوره را گذرانده‌اید و به عنوان تعهد کاری باید 3 سال برای سازمان کار کنید. در این مدت اولین کارمان به طور رسمی دوبله مجموعه جزیره گریز بود؛ البته پیش از آن در دوبله فیلم پخش نشده شاهزاده و گدا به مدیریت دوبلاژ زنده‌یاد عزت‌الله مقبلی نیز حضور داشتم که در آنجا 3 تیپ صدایی را گفتم و زنده‌یاد مقبلی هم لطف داشتند و به من گفتند تو گوینده خواهی شد. مدیر دوبلاژی جزیره گریز به عهده آقای عباس نباتی بود که با گروه گویندگان تازه‌ وارد مانند حمیدرضا آشتیانی‌پور، همت مومیوند، شوکت حجت، فاطمه نیرومند و... کار شد که در اینجا نیز 3 تیپ گفتم. در آن روزها به دلیل جو نامناسبی که حاکم بود حالت تضادی با انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم داشتیم.

شما عضو انجمن شده بودید؟

خیر. تنها برای سازمان [صداوسیما] کار می‌کردیم. پس از آن آقای غلامعلی افشاریه از ما در دوبله کارها استفاده می‌کردند تا این که سال 1369، استاد احمد رسول‌زاده اعلام کردند از این لحظه ما و شما یکی هستیم و در کنار یکدیگر این مسیر را ادامه می‌دهیم. به شخصه از سال 73 به طور تمام‌وقت مشغول به کار شدم.

با وجود این مشکلات، چه عاملی این انگیزه را بیشتر در شما تقویت کرد که در دوبلاژ همچنان ادامه مسیر دهید؟

یک فیلم سینمایی از محرم زینال‌زاده به نام ساز و ستاره را دوبله کردیم که مورد تشویق حرفه‌ای‌های این کار مانند محسن مخملباف قرار گرفت و متوجه شدم کارهایمان دیده می‌شود و همین عامل مصادف شد با دوبله فیلمی که علیرضا داوودنژاد در آن نقش یک مرد فلسطینی را بازی می‌کرد و همانجا به سبک خاص صحبتش با آن حالت کشش‌ها در گفتار، نقش‌گویی کردم و همین نقش این انگیزه را به من داد که با دقت و فرصت بیشتر، می‌توانم کارهای بهتری ارائه کنم.

در اینجا می‌رسیم به نقطه درخشان کارنامه‌ کاری‌تان که نوع تیپ‌سازی‌‌های صدایی شماست که مثال بارزش نقش‌گویی به جای محمدرضا پهلوی و امیرعباس هویدا در سریال پدرخوانده (به مدیریت دوبلاژ ناصر طهماسب)‌ بود، طوری که نظر بسیاری از منتقدان و بینندگان را جلب کرد. چه طور به بعد واقعی یا مستند صدای این شخصیت‌ها نزدیک می‌شوید؟

برای اولین بار به جای محمدرضا پهلوی در سریال شاه چراغ (ساخته امیر قویدل)‌ صحبت کردم که نقشش را رضا بنفشه‌خواه بازی می‌کرد. در مشورت با بهرام زند (مدیر دوبلاژ سریال)‌ وکارگردان، نواری از صدای شاه را به من دادند که پس از شنیدن در استودیو حاضر شوم و دیالوگ‌ها را اجرا کنم. آقای زند آنجا گفتند که اگر صدایت پذیرفته نشد ناراحت نمی‌شوی؟

به ایشان گفتم به دلیل علاقه‌ای که دارم همه تبعاتش را می‌پذیرم. پس از شنیدن نوار، برای اداره کردن رل بسیار تمرین می‌کردم. وقتی صدایم را ضبط کردند نظر کارشناسان را جویا شدند و در مجموع مورد تایید واقع شد و دوبله کار را ادامه دادیم. در پایان کار، تهیه‌کننده و کارگردان شاه چراغ مرا مورد لطف قرار دادند و گفتند مطمئن باش از این پس فیلم یا سریالی از تاریخ معاصر ایران ساخته شود این نقش را تو خواهی گفت. بعدها محمدرضا ورزی هم برای سریال پدرخوانده اعلام کرد که ما همان صدا را می‌خواهیم. در 6 قسمت اول که تا وقایع سال 1342 می‌پرداخت صدای نقش شاه مخلوع را گفتم و برای‌6 قسمت بعدی که داستانش تا سال 57 بود صدای نقش‌های امیرعباس هویدا (با بازی محمد ابهری)‌ و سرلشکر ازهاری نیز بدان اضافه شد که کار را بسیار سخت کرد. برای رسیدن به صدای هویدا به آرشیو سازمان رفتم و حدود 2 ساعت صدای هویدا را گوش کردم. با همکاری صدابردار، این نقش‌ها را جداگانه ضبط کردیم تا این تفاوت صدایی شخصیت‌ها به طور ملموس حس شود.

 اواخر سال گذشته و پس از پایان سریال پدرخوانده، طی مراسمی مورد تقدیر ریاست سازمان صدا و سیما نیز قرار گرفتید.

بله. به نمایندگی گویندگان سریال به این مراسم رفتم و از آقای مهندس ضرغامی باز هم تشکر می‌کنم نه به خاطر کاری که انجام داده‌ام، بلکه ایشان خیلی خوب سریال ها را دنبال می‌کنند، فارغ از این‌که آثار توسط چه گروه و اشخاصی تولید شده و در همین راستا تشویق نیز می‌کنند.

به خاطر دارم شما تجربه نقش‌گویی به جای استاد شهید مرتضی مطهری را نیز دارید؟

فیلمی ویدئویی از زندگی ایشان توسط خسرو معصومی با نقش‌آفرینی دکتر محمود عزیزی ساخته شد. ریاست وقت سازمان آقای لاریجانی که داماد استاد شهید هم هستند از نوع اجرای صدای بازیگر فیلم راضی نبودند.
همکارم آقای سیامک اطلسی مرا به گروه سازنده فیلم معرفی کردند و چون به شخصیت شهیدمطهری خیلی علاقه‌ دارم و بارها نوار سخنرانی‌هایشان را گوش داده بودم به کارگردان گفتم در حد توانم می‌توانم به جای استاد صحبت کنم. باز هم صدایم ضبط شد که برای تاییدیه فرستادند و خوشبختانه مورد قبول واقع شد.

در دوبله فیلم‌های خارجی، از کدام نقش‌گویی‌هایتان بیشتر لذت بردید؟

دوبله فیلم‌های برجسته که بسیار است اما نقش‌گویی دنی دویتو در دوبله فیلم هوفا (به مدیر دوبلاژی ایرج سنجری)‌ که در کنار آقای ناصر طهماسب که نقش جک نیکلسن را می‌گفتند همچنین در الیورتویست (اثر رومن پولانسکی)‌ که به جای فاگین (با بازی بن کینگزلی)‌ به مدیر دوبلاژی سعید مظفری نقش گفتم بسیار برایم لذتبخش بود و این سعی را داشتم که تمام ریزه‌کاری‌ها را از صدای خود هنرپیشه بگیرم. شما بهتر می‌دانید که سینما از لحاظ فرم و ساختار بسیار متحول شده و به تناسب گویش و نحوه اجرای دیالوگ‌ها نیز تغییر کرده است یعنی آن گویش‌های کلاسیک یا به اصطلاح آرتیستی جایش را به لحن و صدای روزمره و واقع‌گرایانه داده است.

احساس می‌کنم هم‌اکنون بازیگران خیلی عادی صحبت می‌کنند یا حداقل دیگر آن گویش‌های اغراق‌آمیز را ندارند و ما دوبلورها تلاش می‌کنیم که به این باورپذیری در صدا نزدیک شویم.

همچنین در دوبله فیلم 4 شگفت‌انگیز 1 و 2 (به کارگردانی تیم استوری)‌ علی‌رغم تغییر مدیر دوبلاژ در هر دو قسمت حضور ثابت و موفقی به جای پرسوناژ بن گریم یا همان مرد سنگی (مایکل چیکلیس)‌ داشتید که در دو حالت مختلف صدای این شخصیت را اجرا کردید.

تمام تلاشم این بود که به صدای نسخه اصلی فیلم نزدیک شوم که در دوبله به این نوع صدا می‌گویند صدای الکترونیکی که به شخصه انجام دادم .

باورش خیلی مشکل است، چون به هنگام تماشای فیلم احساس می‌کردم که روی صدایتان در استودیو افکت گذاشته‌‌اند.

همان اجرای دست نخورده خودم بود. این نحوه اجرا برمی‌گردد به شناخت گوینده از ساختار حنجره‌اش که چطور صدا را به تعبیری از درون حنجره بگوید تا تبدیل به آن حالت صدای الکترونیکی یا رایانه‌ای شود. قبل از دوبله 4 شگفت انگیز، تجربه این کار را در دوبله فیلم گروه استثنایی (به مدیر دوبلاژی حسین خدادادبیگی)‌ و صحبت به جای پرسوناژ دکتر جکیل نیز داشتم و در کارتون لاک‌پشت‌های نینجا صدا به جای استادشان نوعی دیگری بود.

در گفتگو با شما به این نکته رسیدیم که شنوایی درکارتان اهمیت بسیاری دارد و برای این نوع تیپ‌سازی، نیازمند به آرشیو ذهنی قوی هستید. به چه شکل این دو عامل را لحاظ می‌کنید؟

اصطلاحا برای یادگیری زبان هم از چگونگی نحوه گفتن کلمات مشابه استفاده می‌شود. ما نیز بدین طریق به صدای نقش نزدیک می‌شویم. خود گوینده بهتر از هر کس باید متوجه شود چه صدایی را می‌تواند بگوید یا خیر.
خودم براساس انعطاف صدایم انتخاب می‌کنم. در تاریخچه دوبلاژ برخی بوده‌اند که انتخاب‌های اشتباهی داشته‌اند و از سوی مردم دیده نشدند.

شما به‌عنوان یک حرفه‌ای در حرفه دوبلاژ و هم به‌عنوان علاقه‌مند، دوبله ایران در مقام مقایسه با سایر کشورها چه شاخصه‌هایی دارد؟

با احترام به همه اساتید این حرفه، بعضی از گویندگان ما مانند استاد منوچهر اسماعیلی سعی می‌کنند در عین حال که حس و حالت‌های صدای نقش را پیدا کنند خودشان را نیز به صدای اصلی هنرپیشه نزدیک کنند. به تجربه دیده‌ایم صداهایی که به جنس صدا نزدیک شده و هم حس و حال گوینده اجرای قوی داشته است منجر به ثبت در حافظه تاریخی مخاطب می‌شود، نمونه بارزش صدای آقای اسماعیلی به‌‌جای آنتونی کویین. هیچ‌جای بروبرگردی ندارد که صدای نقش‌های کویین تعلق به اسماعیلی دارد. جاهایی هم هست که ایشان برای نقشی تیپ اختراع می‌کند مانند ستوان کلمبو که مورد پذیرش مخاطب هم قرار می‌‌گیرد.

برخی در اجراهایشان اصلا کاری به صدای اصلی شخصیت نداشتند. امروزه به‌دلیل دسترسی عموم به نسخه‌های اصلی آثار سینمایی، دوبله دچار تحول شده و جذب مخاطب با توجه به حافظه شنوایی‌اش، خیلی دشوار شده است. خیلی‌ها می‌گویند دوبله به انتهای مسیرش رسیده، اما معتقدم تازه دوبله ما به شکوفایی رسیده چون تجارب گذشتگان را در اختیار داریم و مسوولیم فیلم‌ها را مناسب دوبله کنیم. در نتیجه برای رسیدن به تیپ صدایی ماندگار باید به حس و حال صدا نزدیک شویم. در این رابطه تیپ‌گوها در دوبلاژ بهترین کسانی هستند که می‌توانند این کار را ارائه کنند.

پس شما اعتقاد دارید که گویندگان را می‌توان در 3 حوزه دوبله آثار داستانی، مستند و انیمیشن تفکیک کرد با توجه به این‌که افراد با تجربه‌ای چون ناصر طهماسب، اکبر منافی و عباس نباتی توانایی نقش‌گویی در این 3 حوزه را دارند.

اگر برای کار‌های مستند، نریتور نیاز باشد، گوینده این آثار باید صدایی رسا و قوی داشته باشد که صدا‌های آشنایی چون استاد منوچهر لطیف‌پور، ناصر ممدوح و ... از آن جمله‌اند. برای صداهایی از جنس صدای خودم، مستند‌های موضوعی گزینه‌های بهتری هستند البته با لحاظ نمودن بعضی از ظرایف درکار. در دوبله کارتون نحوه نقش‌گویی خیلی اگزجره و فانتزی است که کاملا تفاوت دارد با فیلم داستانی که باید به اندازه هنرپیشه صحبت کنیم. تمام این تقسیم‌بندی‌ها براساس نوع و جنس صدای دوبلورها صورت می‌گیرد و به مرور حالت پیدا می‌کند به قول استاد علی کسمایی چند سال طول می‌کشد تا صدای گوینده‌ای پخته شود و این موضوع با کلیشه شدن تفاوت دارد؛ مانند صدای زنده‌یاد مقبلی به جای ادوارد جی. رابینسون که بسیار جدی نقش‌ می‌گفتند در مقابل نقش‌های لویی دوفونس و الیورهاردی. الان دوبله ما نیاز به صداهایی با طیف‌های گوناگون دارد نه صداهایی از یک جنس و شبیه به یکدیگر.

تفاوت‌ تقلید ‌‌‌با ‌‌دوبله

می‌شود گفت تلفیقی از هر دو. هنرپیشه‌ای را که دوست دارید به طور طبیعی صدایی را که بر چهره‌اش نشسته نیز دوست خواهید داشت. مثلا گری‌گوری‌پک را دوست داشتم و وقتی با صدای آقای منوچهر اسماعیلی تلفیق می‌شد در من بیننده علاقه ایجاد می‌کرد و شاید به طور ناخودآگاه این میزان علاقه منجر به تقلید صدا هم شد، اما تقلید صدای صرف به‌تنهایی با دوبله متفاوت است. یعنی خیلی‌‌ها این اشتباه را می‌کنند که می‌‌گویند ما توانایی داریم 3 تا 4 صدا را تقلیدکنیم و بسیار علاقه‌مند به کار دوبله هستیم،‌در حالی که ابتدا، صدای طبیعی شخص و شیوه ادای کلمات اهمیت دارد، پس از آن در اصطلاح اداره کردن رل و تابع بودن با صدای فیلم بسیار مهم است، نه آن چیزی که خودتان اجرا می‌کنید. به عنوان گوینده باید افت و خیزها و ریتم‌ کند و تند صدای اصلی فیلم را در نوع نقش‌گویی‌اش به کار برد. برای نمونه در دوبله آثار انیمیشن، ارائه تیپ جدید اهمیت دارد. اگر نه تقلید از کار گویندگان پیشکسوت، هنر نیست و باید برای هر نقش‌تان نوآوری به وجود آورید.

نیروان غنی‌پور


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها