در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجریگری در برنامه کودک تغییر عمدهای داشته است. دیگر از آن فضای رسمی که مجری فقط گوینده یکسری ملزومات برنامه بود خبری نیست. مجریان امروزه در برنامه کودک بیشتر از قبل ویژگیها و نیازهای بینندگان خود را لحاظ میکنند. ایجاد فضایی شاد همراه با تحریکات بصری و سمعی جذاب در برنامههای کودک شبکههای مختلف دیده میشود. گنجاندن بخشهای مختلف مثل بازی، مسابقه و شعر خوانی در خلال برنامهها به پربار کردن برنامه کودک کمک شایانی کرده که نشاندهنده توجه به جنبه آموزشی و تاثیر تلویزیون در یادگیری کودکان است و میتواند مایه خرسندی کسانی باشد که معتقد به تاثیرگذاری تلویزیون بر کودکان هستند. ولی گاهی اوقات تاکید بیش از حد در برخی از این بخشها موجبات ملال و خستگی کودکان را فراهم میکند. آموزش مستقیم به صورت صحبت و توصیه کردن در سنین کودکی توسط مجریان نه تنها موجبات یادگیری را فراهم نمیکند، بلکه باعث فرار کودک از مقابل تلویزیون و کنارگذاشتن آن بخش از برنامه میشود و بخصوص خردسالان که توانایی کمتری برای یکجا نشستن و تمرکز یافتن دارند. در این دوره کودکان قادر به تجزیه و تحلیل و درک همه دلایل و سخنانی که ما به عنوان توصیه و آموزش به آنها میگوییم نیستند و بیش از اینکه از گفتههای ما بیاموزند در خلال عمل، بازی، نمایش و قصه خوانی، ارزشهای مفید را فرا میگیرند و این فراگیری تاثیر عمیق و ماندگاری نیز در کودک باقی میگذارد.
طبق نظر متخصصان کودکان به دلایل مختلف به تماشای تلویزیون مینشینند لذت ناشی از سرگرم شدن و تماشای تلویزیون به عنوان سرگرمی اولین دلیل روی آوردن آنها به تلویزیون است. کودکان با توجه به جذابیت و هیجان انگیز بودن، برنامهها را طبقهبندی میکنند. در این وضعیت انفعالی، کودک تخیلات و رویاهای خود را در برنامهها تجربه میکند، گاهی به همانند سازی با شخصیتهای مورد علاقه و پر شور و نشاط میپردازد و گاهی بعضا برای فرار از واقعیات پیرامون خود به برنامههای تلویزیون روی میآورد. هرچند کارشناسان، کتاب را اولین رسانه جمعی کودک میدانند یعنی زمانی که پدر و مادر برای کودک کتاب میخوانند یا زمانی که به تصویرخوانی و ورق زدن کتاب در مقابل کودک میپردازند آشنایی کودک با این رسانه شروع میشود ولی از سن حدود 2 سالگی، تلویزیون به صورت رسانهای دیداری و شنیداری نقش خود را در زندگی کودک آغاز میکند و حدود 10 سال نقش پررنگ خود را همچنان حفظ میکند. هرچند در کودکی نخستین، کودک به همه برنامهها توجه نشان نمیدهد و فقط برخی از آنها برای او جذاب هستند؛ کم کم با افزایش سن، کودک دست به انتخاب میزند و به برنامههایی که مختص کودکان ساخته شده میپردازد. جنبه آموزش و یادگیری که بعد از جنبه سرگرمی دومین جنبه تاثیرگذاری تلویزیون است در ابتدا به صورت غیراختیاری و ضمنی صورت میگیرد. یعنی یادگیری ناآگاهانه و اتفاقی. به مرور زمان کودک در مییابد که با تماشای تلویزیون میتواند اطلاعات و دانستههای بیشتری بیاموزد و در روابط اجتماعی خود با همسالان و اطرافیان خود از آنها استفاده کند. ولی در این زمان نیز کودکان یادگیری اتفاقی از تلویزیون را بر یادگیری هدف دار عمدی ترجیح میدهند و مایلند تلویزیون را مطابق دلخواه خود تماشا کنند و لذت ببرند نه آنگونه که دیگران برایشان تکلیف کردهاند و همچنان جنبه سرگرمی بودن تلویزیون برایشان ارجحیت دارد. اگر برنامهای بهاین جنبه از تمایل کودکان توجه نداشته باشد خود به خود از فهرست برنامههای مورد علاقه آنها حذف میشود. در این موقعیت نیز کسانی که معتقدند کودک بر تلویزیون تاثیر میگذارد میتواند مصداق پیدا کند.
طبق نظر این گروه، کودکان در مقابل تلویزیون منفعل و تاثیر پذیر نیستند و در تعامل بین کودک و تلویزیون کودک فعالتر بوده و این کودک است که از تلویزیون استفاده میکند نه تلویزیون از کودک و تلویزیون را سالن غذا خوری میدانند که کودک هرچه بخواهد از بین آن انتخاب میکند. هر چند این نظریه میتواند جنبه افراط گرفته باشد؛ زیرا تاثیرگذاری تلویزیون بر کودک و تاثیر کودک بر تلویزیون از دو جنس متفاوتند و تاکید بر یکی و حذف دیگری نادیده گرفتن تاثیر دوجانبه و تعاملی که در این نوع ارتباط لزوما وجود دارد است.
جنبه تاثیرگذاری تلویزیون را که به یاد آوریم از شعر خوانی که از بخشهای مورد علاقه کودکان است نمیتوانیم براحتی بگذریم. استفاده از موسیقی همراه شعر خوانی همیشه جذابیتهای بسیاری برای کودکان داشته است.
موسیقی کودک شاخهای از موسیقی است که قاعده و قانون مختص خود را دارد. اشعاری که برای کودکان سروده میشود نیازمند موسیقی و آهنگ مخصوص همین اشعار است. خواندن اشعار بر اساس آهنگهایی که برای بزرگسالان ساخته شده شبیه پارازیتهایی است که به شدت گوش را آزار داده و مانع دریافت مفاهیمیمیشود که در ضمن اجرای شعر باید منتقل شود. این نوع شعرخوانیها بیش از آنکه موافق سن و سلیقه مخاطبان اصلی خود باشد مورد طبع بزرگسالان است. آهنگهایی که برای اشعار خاصی تولید شده انتقال اهداف مورد نظر مطالب سروده شده را تسهیل میکند؛ یعنی شعر و موسیقی وابسته به یکدیگرند و هر یک باعث تاثیرگذاری موثرتر دیگری میشود و هر موسیقی نمیتواند انتقال دهنده هر مفهومیباشد. برنامههایی که از شعر و موسیقی تشکیل شده، باید دارای آهنگسازی مخصوص کودک باشد تا بتوان روی تاثیرگذاری درست و جنبه آموزشی آن صحه گذاشت. سرگرمیهای کودکان با بزرگسالان تفاوتهای عمدهای دارد. برخی روانشناسان معتقدند رویارویی دائمیبا سرگرمیهای بزرگسالان تاثیرات نادرست و سریعی روی کودکان دارد و باعث نوعی بلوغ زودرس همراه با عدم اعتماد به بزرگسالان و حتی عدم تمایل به بزرگ شدن دارد. ایجاد هیجان و شور و نشاط همیشه برای کودکان جذاب است ولی هر چیز جذابی به معنای داشتن ارزش تربیتی نیست. هر چند بعضی چیزها موقتا ما را سرگرم میکنند، ولی ممکن است نه تنها ذهن ما را بارور و غنی نکند، بلکه مانعی بر رشد و توسعه قوای فکری بخصوص در سنین حساس کودکی باشد.
به هر حال تلویزیون به عنوان رسانهای جذاب بخشی از اوقات کودکان را به خود اختصاص میدهد. هر چند جنبه لذت و سرگرمیتلویزیون را به عنوان جنبهای غالب در نقش این رسانه بدانیم، وجه آموزشی آن غیر قابل انکار و در عین حال حساس و در خور توجه است. تلویزیون نه تنها در کودکان که در بزرگسالان نیز تاثیرات زیادی در جهت دهی افکار و اندیشهها و سلایق و ذائقهها دارد. چه بسیار برنامههایی که موج فرهنگی و حتی گرایشات مختلف فکری و اندیشهای ایجاد کرده است. این تاثیر در کودکان بیشتر و عمیق تر است.
قرار گرفتن کودک در شرایطی که دارای انواع محرکات دیداری و شنیداری غنی و حاوی مفاهیم اصیل و ارزشهای انسانی و هنری سالم و استوار است، ذوق و سلیقه زیباشناسی، هنری و فکری او را به سطح بالایی ارتقا میدهد و خواه ناخواه در بزرگسالی گرایش کمتری به آثار سخیف و کم ارزش پیدا میکند. این تاثیر در بزرگسالان نیز به همین صورت جهت دهنده و هدایتگر است.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: