مناسبسازی محیط به معنای ایجاد قابلیت دسترسی افراد آسیبمند به ساختمانهای عمومی و اماکن موجب برابری فرصتها برای آسیبمندان به منظور حضور در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میشود.
مناسبسازی واحدهای مسکونی و محیط شهری، آرامش معنوی را برای فرد آسیبمند به همراه میآورد. فرد آسیبمند به علل مختلف دچار ضایعات و نقایص جسمی و روحی میشود و در اجرای نقشها و وظایف خود با مشکل مواجه است. مشکلات فرد آسیبمند از یک دیدگاه صرفا به موانع فیزیکی در خانه یا اجتماع مربوط است، اما وجود این موانع به مرور اثرات منفی خود را در روح و ذهن فرد معلول به جا میگذارد و به ایجاد مقاومت در ذهن فرد معلول نسبت به تحرک و فعالیت در زندگی روزمره منجر میشود. فردی که هر روز، هر ساعت و هر دقیقه در جریان فعالیتهای روزانه با موانعی در تردد برخورد میکند، به مرور دچار خستگی ذهنی میشود و گوشهنشینی آسان را به تحرک پردردسر و در مواردی عذابآور رجحان میبخشد. در این گونه موارد کسالت روحی نه تنها خود فرد آسیبمند را دستخوش تحولات روحی منفی میکند، بلکه به دلیل به تعویق افتادن وظایف و کارکردهایش اثرات مهم و قابل توجهی را بر خانواده و اطرافیان او وارد میآورد. این اثرات را میتوان در خانواده همسری (همسر و فرزندان) و در خانواده پدری (پدر و مادر، خواهر و برادر) مشاهده کرد.
اثرات مناسبسازی محیط بر خانواده
در تعریف خانواده میتوان گفت گروهی است که از پدر و مادر و فرزندان تشکیل شده و دارای کارکردهای بسیار مهم در شکل بخشیدن به شخصیت فرد و اجتماع است. از سوی دیگر، هر یک از اعضای خانواده نیز نقش و وظیفه یا نقشها و وظایف مشخص و معین در محیط خانواده دارند. همزیستی و پیوند و یگانگی میان اعضای خانواده مستلزم حسن اجرای وظایف و کارکردهای هر یک از اعضای خانواده است. به این معنا، نقش پدر، مادر، فرزند و همسر از طرفی از یکدیگر متمایز میشود و از طرف دیگر، مکمل یکدیگر و عامل وحدتبخش و تداوم خانواده است.
در این میان، اگر نقش و کارکرد عضوی از گروه به عللی دچار اختلال و خدشه شود، دور از انتظار نیست که خانواده تعادل خود را از دست بدهد و در نتیجه قادر به انجام وظایف و کارکردهای خود نباشد. در واقع خانوادهای که در اثر عوامل مختلف از جمله وارد آمدن فشارها و استرسهای گوناگون بر اعضاء تعادل خود را از دست داده است، با مشکلات زیادی در راه عمل کردن به وظایف خود مواجه میشود. فرد آسیبمند با از دست دادن اعضای بدن خود و کارکرد آنها یا از دست دادن قوای روحی و ذهنی خود در مقایسه با دیگر افراد جامعه از وضعیت طبیعی خارج میشود و قادر به ایفای نقشها و وظایف خود به نحو احسن مطابق با دیگر افراد جامعه نیست. در نتیجه بر تعادل خانواده و نقشها و کارکردهای آن نیز تاثیر میگذارد و لذا زمینه ایجاد مشکلاتی برای خانواده را فراهم خواهد آورد.
در بحث از عوامل بیرونی تاثیرگذار بر کارکرد اعضای خانواده، باید به جامعهای اشاره کرد که امکانات فعالیت و داشتن کارکرد درست را از افرادی که به نحوی دچار ضعف جسمی یا روحی شدهاند، سلب میکنند.
عضو فیزیکی که از بدن فرد جدا شده، یا کارکرد خود را از دست داده است، اکنون نیازمند جایگزینی با جسمی خارجی است که بتواند کارکردی مشابه با کارکرد عضو اصلی صدمه دیده داشته باشد. در چنین شرایطی، فضا و امکانات محیطی که فرد آسیبمند در آن زندگی میکند، بسیار موثر است. فردی که به علل مختلف از جمله مجروحیت جنگی، حادثه یا بیماری ناگزیر از جایگزین کردن ویلچر به جای پاهای خود برای حرکت و فعالیت است، باید زمینهای مساعد برای حرکت چرخهای ویلچر نیز بیابد. وجود کوچهها و خیابانها با فرشهای غیرمسطح و ناصاف با موانع مختلف عبور و مرور نظیر فقدان سطوح شیبدار مناسب، پلهای ارتباطی، وجود میلههای مانع، کارکردهای اجتماعی فرد استفادهکننده از ویلچر را به تعویق میاندازد یا بکلی تخریب میکند.
صرف نظر از به تعویق افتادن کارکردهای اجتماعی سیاسی فرد در چنین مواردی، نبود امکانات مناسب و زمینه مساعد برای خروج معلولان جسمی حرکتی از خانه، دیگر کارکردهای او را نیز به تعویق میاندازد.
کارکردهایی که در نظر اول آنقدر عادی و طبیعی جلوه میکند که در بسیاری اوقات به دست فراموشی سپرده میشود، نظیر:
- پدری که با فرزند دلبندش برای گذراندن ساعتی از اوقات فراغت به پارک میآید.
- مردی که اوقاتی را با همسرش صرف مسافرت، گردشهای خارج از شهر و مهمانی میکند.
- مادری که میخواهد همچون دیگر افراد با همسر و فرزندش زندگی عادی روزمره داشته باشد.
- فردی که میخواهد وظیفه طبیعی فرزند بودن را برای پدر و مادرش ایفا کند و صدها نمونه دیگر از این کارکردهای طبیعی اعضای خانواده که برای افراد بدون نقص جسمانی بسیار عادی است. ولی برای آسیبمندان گاهی حتی به شکل آرزویی دور و دستنیافتنی جلوهگر میشود.
مناسب نبودن محیط زندگی جانبازان و معلولان جسمی حرکتی اعم از محیط داخل منازل آنها یا محیط شهری، موجبات کندی کارکرد و در بسیاری از موارد امحای کارکرد شخصی را فراهم میآورد تا آنجا که حتی در بسیاری از موارد روابط فرد در خانوادهاش را دچار خدشه میکند؛ خدشهای که گاه حتی تا از هم پاشیدن کانون خانواده نیز پیش خواهد رفت.
لیلا سنگلجی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم