در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما چرا این نقشو قبول کردین؟
دلیلش مفصله. یعنی باید ابتدا به تاریخ هنر در این سرزمین مراجعه کرد...
نه ما نمیخواهیم تاریخ هنر این سرزمین را از زبان شما بشنویم، فقط میخواهیم بدانیم که شما که هیچ تجربهای در بازیگری نداشتهاید چهطور قبول کردهاید در نقشی بازی کنید که همه نسبت به آن کنجکاوند؟
مگه من چمه؟
چت نیست. سوالمو باید تکرار کنم؟
شما هیچ میدونین با کی دارین حرف میزنین؟
نه به اون صورت.
من یکی از مطرحترین چهرههای معاصر این زاد و بومم.
تو چه رشتهای؟
اونش به شما نیومده.
شناختی هم از هنر داشتین، قبل از این که این نقشو بپذیرین؟
من خودم تاریخ هنر این مملکتم. شما چهطور به خودتون اجازه میدین این حرفو بزنین؟ نقاشیهایی که من کشیدم، میلیاردها دلار پولشه.
این نقاشیها الان کجان؟
موزه لوور پاریس.
میدونین ما میتونیم تو فهرست لوور نگاه کنیم و مچتونو بگیریم؟
شما هیچی از هنر سردرنمیآرین.
آخه شما دارین خالی میبندین.
مگه کار هنر غیر از خالیبندیه؟ من تصاویر خیال خودم را به تصویر میکشم. خامهام را توی عسل میکنم و از کوه دماوند الهام میگیرم. خلاقیت عین خالیبندی است. اینو قبول ندارین؟
بگذریم. از بازی خودتون به نقش یک هنرمند بزرگ راضی هستین؟
هنرمند بزرگ کیه؟ منظورتون اون شاعر بیخاصیته؟ اون پیش من عددی نیست. من خودم شاعری بزرگتر از اویم.
اگر من نقش این مردک را بازی کردم، بدانید و آگاه باشید که باعث شهرت او شدم. یعنی او باید افتخار کند که هنرمندی چون من این نقش را ایفا کرده، وگرنه کسی او را نمیشناخت.
شما مطمئنین که کلهتون به سنگی، جایی نخورده؟
آه اگر بدانید که آتش هنر چهگونه در دلم تنوره میکشد. آه اگر بدانید که اینک من هنر را 9 ماهه حاملهام و دنبال بیمارستانی میگردم که وضع حمل هنر ، درد نداشته باشد. آه اگر بدانید که از اعماق قلبم چه چشمهسارانی که جاری است...
شرمنده، ما نمیدونیم.
پس واسه چی پاشدین اومدین اینجا؟
اومدیم بپرسیم که رابطه شما با کارگردان در طول کار چهگونه بود؟
کارگردان دیگه کدوم....یه؟! من میگم تاریخ هنر این مرز و بوم پیش پای من تعظیم میکند، اون وقت تو میگی کارگردان؟
خیلی عذر میخوام ببخشین...
ببین برای شما جوونا باید کلاس درس بذارن تا درست و حسابی بفهمین که دارین با کی حرف میزنین.
مگه شما چن سالتونه؟
35 سال.
ولی سیبیلاتون هنوز سبز نشده. البته میبخشینا!
سیبیل هیچ ربطی به هنر نداره.
حالا چهطوری به نقش نزدیک شدین.
راستش یک شب خوابیدم و در خواب این شاعر بیخاصیت را دیدم که آمده دم در خانه من و با اصرار و التماس میخواهد من را ببیند. در را باز کردم، ناگهان دیدم که به پایم افتاد و گریان و ضجهزنان ازم طلب کمک میکرد. من هم گفتم بگو مطلبت را تا اگر توانستم انجامش دهم. او گفت که من در تاریخ هنر این سرزمین هیچ چیز نشدم. تو بیا و آقایی کن و موقع بازی کردن، شخصیت منو جوری نشون بده که انگار چیزی بودم. من هم که اصولا طاقت گریه مرد را ندارم، به او قول دادم. به همین دلیل حالا برای خیلیها این سوءتفاهم ایجاد شده که یارو واقعا کسی بوده.
در حالی که این طوری نیست. من حتی چند تا از شعرهای خودم را توی دهن این شاعر گذاشتم تا تناش تو گور نلرزه. خلاصه کلی بهش حال دادم.
صحیح. حالا به عمق حرفتون پی بردیم که هنر عین خالیبندیه.
غضنفر هالیوودیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: