ارتش امریکا در آن زمان میکوشید با تروریسم مبارزه کرده، طالبان را سرکوب کند، به عراق حمله و آنجا را آرام کند و در عین حال خود را برای رویارویی با چالشهای استراتژیک آینده چه در چین و چه در کره یا آفریقا مهیا سازد.
کادی گفت: این تلاشها مانند «ساختن یک هواپیما در هنگام پرواز آن است.» ژنرال کادی هفته گذشته در کمیته خدمات مسلح سنای امریکا حضور یافت و گواهی داد که این شیوه مهندسی و سازندگی شکست خورده و ارتش امریکا امروز تعادل خود را از دست داده است. وی افزود: تقاضای کنونی برای افزایش نیروهای ما در عراق و افغانستان فراتر از امکانات موجود است و توانایی ما را برای تامین نیروهای آماده برای چالشهای دیگر محدود میکند. به اعتقاد کادی، نظامیان، خانوادهها، شبکههای حمایت و تجهیزات تحت فشار قرار دارند و بیش از توان خود پراکنده شدهاند.
در مجموع آمادگی ارتش امریکا به سرعتی بیشتر از آنچه که آن را به دست میآورد از بین میرود و اگر به این عدم تعادل رسیدگی نشود خطری جدی برای نیروی تماما داوطلب ما به وجود آورده و توانایی ارتش را برای نشان دادن واکنش بموقع به سایر چالشها تضعیف میکند.
ارتش در سال 2006 تعداد 8330 «خلافکار اخلاقی» را به خدمت گرفت یعنی این تعداد داوطلب را با سابقه اتهامات یا محکومیتهای کیفری پذیرفت. در همین حال، درصد فارغالتحصیلان دبیرستان که مایل به خدمت در ارتش هستند هر سال به شدت رو به کاهش است همچنان که نمرههای مربوط به امتحان شایستگی سربازان جدید مدام کمتر میشود. ارتش برای تشویق سربازان و افسران جوان برای ثبتنام مجدد پس از خدمت طولانی در عراق و افغانستان پاداشهای کلانی میدهد که از سال 2003 تا 2006 تقریبا 9 برابر افزایش یافته است.
در شرایط عادی وقتی یک ژنرال چهار ستاره شاغل در ارتش علنا میگوید که ارتش تحت چنان فشاری است که اگر درگیر جنگی دیگر شود ممکن است شکست بخورد یا برای داشتن سربازان کافی ممکن است نیاز به احضار سربازان جدید داشته باشد اظهارات او ممکن است باعث نگرانی یا اظهارنظر افرادی مثلا رئیسجمهوری ایالاتمتحده شود.
چندی پیش جورج بوش رسما خود را از مسوولیت سیاست خود در عراق و پیامدهای آن با سپردن امور جنگ به ژنرال پترائوس، همتای چهار ستاره ژنرال کادی و قهرمان و مدافع سیاست افزایش نیروهای امریکا در عراق که همین چند روز پیش در کمیته سرویسهای مسلح سنای امریکا شهادت داد، مبرا کرد.
پترائوس ژنرال وفادار ارتش است اما دیدگاههای مشخصی درباره سیاست نظامی دارد. او مدتها است که طرفدار تغییر در جهتگیری ارتش است که براساس آن ارتش از تدارکات و آمادگی برای جنگهای رسمی بین دولتها دور شود و در جهت چالشهای ضدشورشی و ملت سازی حرکت کند.
«یاد گرفتن خوردن سوپ با چاقو» عنوان کتابی است که پترائوس به اتفاق یکی از مشاورانش یعنی سرهنگ دوم جان.ای.ناگل نوشته است.
پترائوس برای به دست آوردن فرصت در عراق این اواخر در پنتاگون گفته بود روحیه ارتش امریکا باید تقویت شود و بهرغم فشارهایی که استقرار سربازان به وجود میآورد ارتش باید نیازهای خود را برای این گونه عملیات تامین کند و با این حرف باعث طرح بحثهایی نامطبوع در این باره شده که چگونه شکست و موفقیت در عراق را به دقیقترین شکل ممکن ارزیابی کنیم چنان که گویی چنین مناقشه دشوار و غیرشفافی را میتوان به شکلی علمی مانند مسائل مالی اندازهگیری کرد و سنجید.
البته شواهدی عملی از کاهش خشونت در عراق وجود دارد که با دوره فرماندهی پترائوس همزمان شده است.
سربازان اضافی که او درخواست کرد قطعا در این امر اثر داشتهاند اما حتی خود او هم نمیتواند تاثیر آن را مشخص کند. در بهترین شرایط میتوان گفت که او در طول سال گذشته به در هم شکستن بنبست وجود شبهنظامیان به شدت مسلح، خونآشام، توطئهگر و دارای انگیزههای مبهم در عراق کمک کرده است اما هیچکس نمیداند این وضع تا کی ادامه خواهد داشت.
جنگی که با دروغ آغاز شد حالا به پیچیدهترین مرحله خود رسیده است (حالا باید تلاش فراوان به عمل آوریم تا شاید به شرایط قبل از جنگ بازگردیم.)
دولت بوش هفته پیش ناچار شد ادعا کند شکست آشکار و مسلم نوری المالکی، نخستوزیر عراق با صدور فرمان حمله بدون آمادگی به گروههای رقیب شیعه در بصره که به علت ترک خدمت بسیاری از نیروهای دولتی شکست خورد یک موفقیت بوده است چون استقلال فکری دولت عراق را نشان میدهد.
در چنین محیط و شرایطی شاید شگفتآور نیست که ابراز نارضایتی صریح و وداعگونه ژنرال کادی درباره سلامت ارتش توجه چندانی را جلب نکرد. شهادت او نشانه علنی شدن نادر بحثهای جدلانگیز در پنتاگون درباره هزینههای افزایش نیروهای امریکا در عراق بود. این بحثها شامل مخالفتهای مرتبط درباره اصول (به ویژه اهمیت مبارزه با شورشیان)، اولویتهای جهانی (برای مثال عراق در مقابل افغانستان)، و منابع است اما در مرکز ثقل این بحثها سخن اساسی کادی قرار دارد. این که ارتش امریکا در عراق به روغنسوزی افتاده است اما پترائوس و همفکران او در زمینه افزایش نیروها در عراق تخت گاز به پیش میروند بدون این که مقصدی معلوم باشد.
افسران مستقل در ارتش دولت بوش یاد گرفتهاند که اگر خیلی جسورانه اظهارنظر کنند حاشیهنشین یا بازنشسته خواهند شد.
این دولت نقش مخالفان وفادار را تحمل نمیکند. ماه گذشته دریاسالار ویلیام فالون، فرمانده نیروهای امریکا در خاورمیانه تحت فشار کاخ سفید بازنشستگی زودهنگام خود را اعلام کرد زیرا در محفلی خصوصی گفته بود برای تقویت تلاشها در افغانستان و برای احیای موقعیت متعادلتر جهانی ارتش امریکا بهتر است نیروهای امریکایی سریعتر از عراق خارج شوند. فالون همچنین علنا گفته بود به صدا درآوردن طبل جنگ علیه ایران اشتباه محض است.
برای اجرای چنین استراتژیای لازم نیست عراق را به سرعت به حال خود رها کنیم اما حداقل ضروری خواهد بود هر چه سریعتر از تعداد سربازان امریکایی تا حدود صد هزار نفر بکاهیم.
منبع: نیویورکر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم