گفتگوی «جام‌جم» با دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر درباره اولویت‌های سال 87

مبارزه با نسل جدید مواد مخدر

کابوس‌ها چه زود تعبیر می‌شوند!‌ کمتر از یک‌دهه پیش، مصرف هروئین، آخر خط اعتیاد بود و امروز، براساس جدیدترین آمارها از اعتیاد که ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرده است، حدود نیمی از معتادان هروئین و کراک مصرف می‌کنند و غم‌انگیزتر آن‌که، درصد بالایی از آنان سقوط تدریجی اعتیاد از تریاک به هروئین و سرانجام کراک را نمی‌پیمایند و اعتیاد را از آخر خط آغاز می‌کنند، از خوفناک‌ترین مخدر، از کراک!
کد خبر: ۱۶۸۰۵۲
افزایش هروئین خالص در بازار مواد مخدر شاید تلنگری است که یادمان بیندازد دیوارهای امنیتی در مرزهای شرقی کشور، هر چقدر بلند باشند، در همسایگی بزرگترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان، کوتاهند؛ اما شیوع مصرف کراک و آمار نسبتا بالای معتادان، شاید هشداری از جنس دیگر هم باشد و آن، لزوم نقد و بازبینی سیاست‌های کلان در زمینه مبارزه با اعتیاد در کشور است.
وسوسه نقدی غیرمغرضانه در این باره باعث شد با دکتر اسماعیل احمدی‌مقدم، رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدر گپ و گفتی داشته باشیم که برای ما و سوال‌هایمان، کوتاه بود و برای فرمانده ناجا با مسوولیت‌ها و گرفتاری‌‌هایش در 3 منصب حساس دولتی، طولانی.
 
آقای دکتر در کشور ما، قوانین قوی و بازدارنده‌ای برای مبارزه با مواد مخدر وجود دارد. برای نمونه، حمل حتی 30 گرم هروئین مجازات اعدام دارد، اما هنوز ورود محموله‌های عظیم مواد مخدر به داخل کشور ادامه دارد چرا؟

نمی‌خواهم بگویم مجازات‌ها بی‌اثر هستند چون میزان موثر بودنشان وقتی ثابت می‌شود که بدانیم با حذفشان چه اتفاقی می‌افتد، اما قوانین هر چقدر هم قوی باشند بر معتادان کم اثرند، چون وابستگی آنان به مواد مخدر در حدی است که حاضرند برای دسترسی به آن، هر خطری را بپذیرند. به همین خاطر، قوانین کشور ما، به نوعی تنظیم شده‌اند که هدف اصلی آنها در قبال معتادان کاهش تقاضا و در مواجهه با قاچاقچیان قهری است، با این حال سود قاچاق مواد مخدر به حدی است که سوداگران، قانون را نادیده می‌گیرند و به خطر تن می‌دهند.

مثلا چقدر؟

برای مثال اگر در افغانستان تریاک کیلویی 100 دلار مبادله شود، قیمت آن در مرز ایران 300 دلار می‌شود، در تهران
به 800 دلار می‌رسد و در اروپا به 10 هزار دلار.

شما در نشستی خبری، از دیوارکشی و اقدامات امنیتی در مرزها گفتید. در فهرست کشفیات نیروی انتظامی، گزارش کشف محموله‌های چند تنی مواد مخدر به چشم می‌خورد. قاچاقچی‌ها چطور چهار یا پنج تن مواد مخدر را از مرزهایی که چنین نظارت دقیقی بر آنها می‌شود، می‌گذرانند؟

ببینید، امنیت مرز یک مساله دو طرفه است و ما نمی‌توانیم فقط از یک طرف همه اوضاع را کنترل کنیم. ایران 2 هزار کیلومتر مرز خاکی در شرق دارد که نه‌تنها پیچیدگی‌های جغرافیایی فراوان، نظارت بر آن را مشکل کرده است بلکه افغانستان و پاکستان به عنوان همسایگان شرقی ما، نظارتی بر آن ندارند. مرزهای مشترک ما با پاکستان، از نظر حفظ امنیت برای این کشور در اولویت نیستند؛ شاید چون مواد مخدری که وارد ایران می‌شود، برای آنان مشکلی ایجاد نمی‌کند.

از طرفی آنها این احتمال را هم می‌دهند که اگر جلوی ورود مواد را به کشور بگیرند، پاکستان به بارانداز مواد مخدر تبدیل می‌شود. درباره مرزهای مشترکمان با افغانستان هم وضع کاملا روشن است. این کشور هنوز ثبات ندارد و نمی‌تواند مرزهایش را کنترل کند.

در سوالتان از کشف محموله‌های چند تنی گفتید، در واقع این محموله‌ها معمولا به یک باره وارد کشور نمی‌شوند. ما محموله‌های مواد مخدر را از زمان بارگیری حتی از داخل افغانستان رصد می‌کنیم و هنگامی که در باراندازهای موقت به حجم قابل توجهی رسیدند، پلیس به آنان حمله‌ور می‌شود. این به معنای کیفیت بالای عملیات اطلاعاتی پلیس است.

شاید هم به معنی افزایش  کشت در افغانستان باشد.

به‌هر حال تولید مواد مخدر در افغانستان بشدت رو به افزایش است. این کشور در سال 2007،  حدود 8 هزار و 200 تن تریاک تولید کرد و سازمان ملل پیش‌بینی کرده است این میزان در سال 2008 به 10 تا 11 هزار تن برسد.

البته فکر می‌کنم علاوه بر بی‌توجهی همسایگان و پیچیدگی‌های جغرافیایی در مرزهای شرقی یکی از دلایل نفوذ مواد مخدر به داخل کشور نیمه‌کاره ماندن دیوارکشی در این بخش است. چرا دیوارکشی مرزهای شرقی که از سال 1385 آغاز شد، هنوز نیمه‌کاره مانده است؟

این طرح باید در سال 1386 تکمیل می‌شد اما زمانی که بودجه آن به وزارت کشور سپرده شد، این بودجه که قرار بود صرف تقویت موانع مرزی و افزایش پاسگاه و گشت‌ها در شرق کشور شود صرف فعالیت‌های عمرانی مانند ساخت راه، برق‌کشی و آبرسانی به مناطق محروم در سراسر کشور شد.

در واقع وزارت کشور این بودجه را به استانداری‌ها داد و استانداری‌ها در فاصله زمانی طولانی آن را به پیمانکارها سپردند، اما پیمانکارها به مناطق پر خطر نرفتند و لذا کمتر به بخش‌های شرقی کشور پرداخته شد. به همین دلیل شاهدیم که علی‌رغم اختصاص بودجه‌ای به تکمیل دیوارکشی در سال گذشته، هنوز در مرزهای شرقی آثار چندانی دیده نمی‌شود.

خوشبختانه امسال مجلس بار دیگر این اعتبار را به نیروی انتظامی سپرده و ما قصد داریم آن را به تقویت قرارگاه‌ها و واحدهای مرزی و تکمیل عملیات انسداد و کنترل مرزها با اولویت سیستان و بلوچستان اختصاص دهیم.

برنامه‌ای که امسال برای سیستان و بلوچستان در نظر گرفته‌اید صرفا بر مبارزه به قاچاق مواد مخدر متمرکز است یا دیگر جرایم را هم در برمی‌گیرد؟

مساله مواد مخدر و ناامنی در شرق کشور با هم پیوستگی دارند و کنترل امنیتی، مسیر را برای جابه‌جایی مواد نیز سخت می‌کند. البته در 2 سال گذشته، راه‌‌اندازی قرارگاه رسول اکرم، شاخص جرایم را در استان‌های شرقی تا 50 درصد کاهش داده است که این جرایم بخصوص از نوع جرایم خشن مثل آدم‌ربایی، گروگانگیری، راهزنی و سرقت مسلحانه بوده‌اند.

نکته مهم درباره سیستان و بلوچستان وجود دریاچه هامون است که در فصل‌های مختلف، آبدار، گلی یا خشک می‌شود. در این بخش به دژ نیاز داریم تا هم مسیر آب را نبندیم و هم حضوری دائمی در صفر مرزی داشته باشیم.

تعداد زیاد مراکز گذری ترک اعتیاد در شمال غرب کشور ثابت می‌کند که این بخش نه تنها دروازه خروجی مواد مخدر ایران محسوب می‌شود بلکه درصدی از ساکنان آن هم درگیر اعتیاد شده‌اند و بعید نیست تعدادشان در آینده‌ای نزدیک بیشتر شود. اقدامات امنیتی شما در این منطقه چگونه است؟

من آماری در ذهنم ندارم، ولی فکر نمی‌کنم تعداد معتادان در این منطقه خیلی بالا باشد.

افزایش نرخ اعتیاد در این منطقه فقط در برخی از بخش‌ها مثل ارومیه و حواشی آن است. البته تعداد معتادان ارومیه هم نسبت به برخی از استان‌ها چندان زیاد نیست ولی واضح است که در استان‌های درگیر با قاچاق مواد، آمار معتادان هم افزوده می‌شود. مرزهای غربی و بخصوص آذربایجان غربی از نظر اقدامات امنیتی، برای ما در اولویت دوم پس از سیستان و بلوچستان قرار دارند.

در این مناطق علاوه بر قاچاقچیان، گروه‌های غیر قانونی مسلح نیز فعالیت می‌کنند. خوشبختانه در مرزهای غربی، ترکیه همکاری مثبتی با ایران دارد و وضع آن منطقه با مرزهای طرف افغانستان و پاکستان کاملا متفاوت است. ما همکاری اطلاعاتی و عملیاتی موفقی با ترک ها داریم اما واضح است که اولویت‌ ما پیشگیری از ورود است نه جلوگیری از خروج.

سهم ایران از مواد مخدر تولیدی در افغانستان چقدر است؟

براساس آمارهای سازمان ملل، امسال حدود 2500 تن یعنی 31 درصد از مواد مخدر تولیدی در افغانستان وارد ایران شده است. ولی ما این آمار را قبول نداریم! 

این رقم از چه جنبه‌ای برای شما غیر قابل قبول است؟

فکر می‌کنیم این رقم بالاست.

شما فکر می‌کنید رقم واقعی چقدر باشد؟

مواد مخدر را ما نمی‌فروشیم که بتوانیم مقدار واقعی‌اش را تخمین بزنیم. ما معتقدیم مصرف داخل برابر با آمار معتادان است و با توجه به آخرین آمارها از تعداد معتادان، برآوردمان از مصرف داخل حدود 700 تن بر پایه تریاک در ماه است.سال پیش با برنامه‌های کاهش آسیب این رقم را به زیر 500 تن رساندیم و هدفمان برای امسال رساندن آن مقدار به 200 تن است.

آقای دکتر می‌خواهم بحثی را مطرح کنم که پیشتر آن را با جانشین‌تان هم مطرح کرده بودم اما قانع نشدم، ایران هم مرز افغانستان بزرگ‌ترین تولید کننده مواد مخدر در دنیاست و گرچه اصلی‌ترین مسیر ترانزیت مواد محسوب می‌شود، اما از آنجا که حمل مواد غیر قانونی است برخی از قاچاقچیان ترجیح می‌دهند به‌جای این‌که دو بار خطر کنند و مواد را یک مرتبه از مرزهای شرقی و بار دیگر از مرزهای غربی بگذرانند، آن را وارد کشور کنند و همین‌جا بفروشند. یعنی کشور ما بارانداز مواد مخدر شده است. در حالی که اگر ترانزیت مواد غیرقانونی نبود، شاید اوضاع فرق داشت. نظر شما چیست؟

نه مخالفم! ایران فقط یکی از مسیرهای عبور مواد مخدر است، نه اصلی‌ترین مسیر آن!‌

سازمان ملل در سال 2005 اعلام کرد 62/61 درصد مواد مخدر دنیا از ایران می‌گذرد. در سال 2006 گفت 41 درصد، سال 2007 این رقم شد 31درصد که همه آنها در واقع یک مقدار ثابت بودند چون در طول این سال‌ها مقدار مواد مخدر تولیدی افغانستان بیشتر و بیشتر شد که در نتیجه همه این ارقام معنی همان 2500 تن را می‌دهند. البته ما هیچ‌وقت این آمار و ارقام را قبول نداشته‌ایم و همیشه گفته‌ایم ارقام اعلام شده‌ از طرف آنان بیشتر از مقدار واقعی است؛ اما حتی اگر این درصدها را بپذیریم، می‌فهمیم که اقدامات کنترلی ما باعث شده مقدار مواد مخدر ورودی به کشورمان تابعی از افزایش تولید در افغانستان نباشد و ثابت بماند! در حال حاضر مسیر حمل و نقل مواد تغییر کرده است و همسایگان شمالی ما هم به فکر مبارزه جدی‌تر افتاده‌اند. چون حمل ونقل مواد مخدر از این مسیرها بیشتر شده است.

این جواب سوال من نبود! آیا شما قبول دارید که ایران سپر بلای اروپا شده است و بارانداز مواد مخدر محسوب می‌شود؟

خب اروپایی‌ها بیشتر مایلند ما راه خروج مواد مخدر را از کشور سد کنیم، نه راه ورودش را. سازمان‌های بین‌المللی همواره تقاضا دارند ما در مرزهای غربی سرمایه‌گذاری کنیم و مرزهای شرقی که در واقع راه ورود مواد به داخل کشور است برای آنها بی‌اهمیت محسوب می‌شود.

وقتی مواد مخدر از سمت افغانستان وارد ایران می‌شود اگر بازار مصرف داخلی داشته باشد دیگر نیازی نیست از کشور خارج شود و اگر از کشور خارج شود مفهومش این است که بازار داخلی دیگر کشش مصرف ندارد. لذا افزایش عرضه همیشه منجر به افزایش تقاضا نمی‌شود. کسی با افزایش عرضه معتاد نمی‌شود، چون معتاد هست، عرضه وجود دارد.

در ایران موانع آن‌قدر سخت و پیچیده نیستند که معتادان از دسترسی به مواد مخدر محروم شوند.

واضح است که همسایگی ما با کشوری مثل افغانستان باعث می‌شود هیچ وقت نتوانیم ورود مواد مخدر به ایران را کاملا متوقف کنیم. شاید به همین دلیل سیاست‌های ستاد بیشتر بر کاهش تقاضا از طریق ارائه شبه مخدر به معتادان متمرکز است؛ اما بعضی کارشناسان می‌گویند ارائه این مواد، نوعی پخش افیون از طریق دولت است، یعنی تسلیم شدن در برابر معتادان. تا چه حد موافقید؟

نام این عملکرد، کاهش آسیب‌ است، نه ترک دادن معتادان. اعتیاد به مواد مخدر، همیشه حواشی دارد. کسی که به‌دنبال مواد مخدر می‌رود، کم‌کم پله‌های بعدی را تجربه می‌کند؛ مثلا تریاکی‌ها پس از مدتی هروئین استنشاقی مصرف می‌کنند، اگر جواب نداد تزریقی و به همین ترتیب هر بار یک پله بالاتر. معتادان تزریقی که آلوده به ایدز و هپاتیت می‌شوند، بیماری را به خانواده و جامعه منتقل می‌کنند.

از طرف دیگر، معتاد برای تامین مواد به پول نیاز دارد و برای فراهم کردن این پول سراغ انواع بزه می‌رود. ما معتقدیم باید این حواشی را کنترل کنیم. برای این کار اول باید بپذیریم فرد معتاد است، بعد تلاش کنیم حداقل به ایدز و هپاتیت دچار نشود، اگر مبتلا شد، جلوی سرایت آن را به خانواده و جامعه بگیریم. در گام بعدی کاری کنیم که معتاد به خرید و فروش مواد اقدام نکند. برای این هدف، باید مواد در اختیارش قرار بگیرد و متادون که ما آن را برای گروهی از معتادان تجویز می‌کنیم، همین حکم را دارد یعنی وسیله‌ای برای جلوگیری از خرید و فروش و قاچاق مواد.

متادون ماده‌ای کم خطر است. در برخی کشورها مثل سوئیس، کاهش آسیب با هروئین انجام می‌شود. آنجا، قرص‌‌های هروئین را هر روز در اختیار معتاد قرار می‌‌دهند و به این ترتیب جلوی راه افتادن شبکه‌ها و باندهای موادمخدر را می‌گیرند. وضعیت متادون به همین شکل است، متادون هیچ‌جا آزاد نیست، فقط در مراکز درمانی وجود دارد. حتی داروخانه‌ها هم آن را عرضه نمی‌کنند. البته ممکن است در آینده تصمیمات دیگری در این زمینه گرفته شود. پس فرض شما مردود است این ماده تحت کنترل است،‌ زیرنظر پزشک و طبق پرو‌تکل‌‌های درمانی تجویز می‌شود و معتادانی که آن را مصرف می‌کنند، کارت‌ درمان دارند. پس انتخاب ما در این مقطع،‌ انتخاب بین خوب و بد نیست، انتخاب بین بد و بدتر است. روش‌‌های دیگر مثل ترک آنی یا سقوط آزاد، هم خطرناک است و هم امکان عودش بالاست. ترک باید تدریجی باشد و برای ترک تدریجی، متادون وسیله مناسبی است. پزشک این ماده را با یک دوز مشخص برای بیمار تجویز می‌کند و بعد ظرف 3 ماه یا 6 ماه یا 9 ماه میزان آن را به یک مقدار حداقل می‌رساند.
به این می‌گوییم درمان نگه‌دارنده. شما معتاد هروئین را باید از دست‌رفته حساب کنید. ما هر قدر بتوانیم او را برگردانیم، به خانواده و جامعه‌اش خدمت کرده‌ایم، حتی اگر این برگشت کامل نباشد. اما اگر کسی روشی بهتر از این دارد، می‌تواند آن را با ستاد مطرح کند. همیشه از راهکارهای جدید استقبال می‌کنیم.

به نظر شما علت به وجود آمدن بازار سیاه متادون در سال گذشته چه بود؟

علت اصلی کمبودش در بازار بود. تفاوت قیمت متادون آزاد و دولتی باعث شده بود بازار سیاه آن رونق بگیرد. اما حالا این فاصله‌‌ها در حال کاهش است.

فکر می‌کنید بازار سیاه متادون حالا شکسته شده است؟

بله باید شکسته شده باشد. چون دیگر نیاز نیست کسی این ماده را از بازار سیاه بخرد، بلکه می‌تواند آن را با مراجعه به پزشک و با ارزان‌ترین قیمت تهیه کند.

چرا بیشتر سازمان‌های مردم نهاد متادون درمانی را نمی‌پسندند؟

من نمی‌دانم کدام NGO مخالف است!

شما حتما بهتر می‌‌دانید. روش سازمان‌های مردم نهاد معمولا به درمان ایمان محور بدون دارو و شبه مخدر متمرکز است.

خیلی ازNGO‌ها هم از متادون استفاده می‌کنند. بعضی‌ها هم از روش‌ درمان گروهی که روش آنها را قبول داریم.

اما روش‌هایNGO ها و به طور کلی کیفیت کاری آنها هنوز از طرف ستاد ارزیابی نشده است تا بتوانید آنها را رد یا قبول کنید!

درمان گروهی یا اجتماع مدار روشی است به نام TC  که از نظر ما پذیرفته شده است. آنها به دنبال درمان جمعی هستند که به تقویت اراده منجر می‌شود. چون مهم‌ترین مشکل معتاد، ضعف اراده است. البته ما روش سقوط آزاد را تایید نمی‌کنیم.

مشکل ما با NGO ‌ها این است که پروتکلی برای آنها نداریم. البته در حال نوشتن یک اساسنامه در ستاد هستیم که منابع مالی، منابع پشتیبانی و خلاصه فعالیت‌‌های مجاز آنها را مشخص کنیم. ساماندهیNGO ها امسال در دستور کار ماست. تا بتوانیم خادمان واقعی و آنها که به دنبال سود مالی هستند را ، از هم جدا کنیم.

در گام اولNGO ها تجربه‌‌ای موفق بودند، اما اگر چارچوب منظمی نداشته باشند، ممکن است در ادامه کار با خلل‌هایی مواجه شوند. برخی رو‌ش‌های ترک اعتیاد در ابتدا موفق‌اند، اما در ادامه جواب نمی‌دهند.

شما از اواسط سال گذشته درباره راه‌اندازی خط تولید شربت تریاک تا پایان سال وعده‌هایی دادید. با توجه به آخرین آمار موسسه داریوش 5/44 درصد معتادان به کراک و هروئین اعتیاد دارند و شربت تریاک برای درمان آنها مناسب نیست. پس چرا ستاد بر تولید این شربت متمرکز شده است؟

اولا آن 44 درصد که مربوط به معتادان خانواده هروئین است، فقط یک تخمین محسوب می‌شود و نمی‌توان درباره صحت آن مطمئن بود. ثانیا ما درباره معتادان به هروئین هم سال گذشته اقدامات زیادی کردیم. مثلا در طرح نجات به دنبال هروئینی‌ها و تزریقی‌ها بودیم. چون هروئین مخرب‌ترین ماده است و معتادان به آن پرخطر محسوب می‌شوند. از این لحاظ اولویت‌ ما، ابتدا معتادان ولگرد، خیابانی‌ها و معتادان رها بودند، سپس هروئینی‌‌های دیگر و دست آخر تریاکی‌ها.

اما برای تریاکی‌ها هم بالاخره باید پروتکل‌هایی داشته باشیم و بدانیم تکلیفشان چیست. ما که نمی‌‌توانیم تریاکی‌ها را رها کنیم. در سال‌های گذشته مواد ناخالص آسیب‌‌های جدی‌ای به معتادان زده است. نباید اجازه بدهیم تریاکی‌ها وارد بازار قاچاق شوند. در دهه 50 کوپن تریاک بین معتادان تریاکی پخش می‌شد. با انقلاب این پروتکل‌ها به هم ریختند و فرمول‌های جدیدی پیشنهاد شدند. حالا هم باید بدانیم با کسی که نمی‌تواند ترک کند چه طور برخورد کنیم. یا باید تریاک در اختیارش بگذاریم که آسیب‌‌‌هایش جدی است و یا شربت تریاک که کم‌خطرتر است.

این همه اصرار ستاد برای راه‌اندازی خط تولید شربت تریاک و پوشش خبری وسیع در این زمینه فقط برای معتادان تریاکی است که نمی‌توانند ترک کنند؟

بله. قرار نیست بگوییم هر کس می‌خواهد معتاد شود بیاید شربت تریاک بگیرید. امروز دیگر جوان‌ها برای شروع تریاک را انتخاب نمی‌کنند. این ماده یک مخدر سنتی شده است. هدف‌گیری ما برای امسال، تحت درمان قرار دادن 840 هزار معتاد اعم از تریاکی و غیرتریاکی است.

چرا وزارت بهداشت در ابتدا با شربت تریاک مخالفت می‌کرد و پس از آن دائما راه‌اندازی خط تولیدش را به تعویق انداخت؟ حتی باوجود اصرار شما برای راه‌‌اندازی خط تولید تا پایان سال گذشته، وزیر بهداشت در ماه‌های پایانی سال، ادامه تحقیقات درباره آن را به امسال موکول کرد!

این پرسش‌ها طوری مطرح می‌شوند که انگار ما یک طرفیم و وزارت بهداشت یک طرف. در حالی که این وزارتخانه هم عضو این ستاد است. مسوولیت‌ درمان و کاهش آسیب را به عهده دارد.

نتیجه‌گیری رسانه‌‌ها، براساس گفته‌های پیشین مسوولان است.

وزارت بهداشت در برابر پیشنهاد تولید شربت تریاک مقاومتی نکرده است. بالاخره این وزارتخانه یک مجموعه تخصصی است و هر متخصص نظری می‌‌دهد، اما هیچ‌کدام غرضی ندارند و وقتی تصمیمی گرفته می‌شود، همه به صورت منضبط به دنبال اجرایش هستند. در همان دهه 50 متادون در ایران و دیگر کشورها استفاده می‌شد، اما ناگهان در دنیا منسوخ شد. حالا دوباره استفاده می‌شود و این روش را کشورهای دیگر دنیا هم پذیرفته‌اند. پس متادون درمانی، یک روش درمانی است که در دوره‌ای استفاده می‌شود و در دوره‌ای کنار می‌رود، ماجرای شربت تریاک هم چیزی شبیه متادون درمانی است. خطر شربت تریاک به اندازه تریاک نیست و تحت پروتکل درمانی و زیرنظر پزشک توزیع می‌شود.

نرخ رشد اعتیاد در کشور ما چگونه است؟

تعداد معتادان در مقایسه با کل جمعیت کشور، رو به کاهش است، ولی این کاهش، روندی کند دارد.

در سال 1384، وزیر بهداشت وقت از وجود حدود 4‌میلیون نفر معتاد در کشور حرف زد. در همان سال رئیس سازمان بهزیستی نیز در گفتگو با رسانه‌ها از وجود 6 میلیون معتاد در کشور خبر داد و گفت: هر سال حدود 600 هزار نفر به این تعداد افزوده می‌شوند. همچنین ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال گذشته تعداد معتادان را یک میلیون و 160 هزار نفر اعلام کرد. به نظر شما چطور ممکن است طی 2 سال تعداد معتادان تا این حد کاهش یابد؟

اگر ما 3 سال پیش 6 میلیون نفر معتاد داشتیم و سالی 600‌هزار نفر به آن اضافه می‌شدند، باید حالا حدود
8 میلیون معتاد داشته باشیم و این یعنی از هر 10 نفر ایرانی، تقریبا یک نفر باید معتاد باشد. در حالی که این آمار واقعیت ندارد. ارائه آمارهای غلط معمولا با هدف کسب بودجه است، اما مجامع جهانی این آمارها را ثبت می‌کنند و علیه ما به کار می‌برند.

اتفاقا یکی از فعالیت‌های ما در سال گذشته، ساماندهی آمارها بود. به همه سازمان‌ها ابلاغ کردیم هیچ آماری را درباره اعتیاد بدون تایید ستاد مبارزه با مواد مخدر، اعلام نکنند. حتی در طرح نجات به این نتیجه رسیدیم که همین آمار یک میلیون و 160 هزار نفری معتادان هم، اشکال دارد.

براساس این آمار، برآورد ما از تعداد کل معتادان تزریقی و ولگرد 50 تا 70 هزار نفر بود، اما در طرح نجات با دستگیری 19 هزار نفر همه معتادان ولگرد جمع‌آوری شدند و پس از آن اگر هم دستگیری انجام شد، همگی معتادانی بودند که کارت درمان داشتند. یعنی پیش‌تر دستگیر شده بودند. با این حال رقم واقعی معتادان در کشور باید حول و حوش همان یک میلیون و 160 هزار نفر باشد و همه مراکز تحقیقاتی در کشور درباره این رقم اتفاق نظر دارند.

آمار بالای شیوع کراک نسبت به زمان کوتاهی که وارد بازار مواد مخدر در ایران شده است بیانگر سرعت بالای افزایش اعتیاد به آن در جامعه است. چه برنامه‌ای برای کنترل کراک دارید؟

شیوع بالای اعتیاد به کراک نشان می‌دهد این ماده هم بشدت خطرناک است و هم عده‌ای از جوان‌ها تصور می‌کنند، کراک مخدر نیست یا وابستگی نمی‌آورد. امسال یکی از برنامه‌های اصلی ستاد، تمرکز بر حوزه پیشگیری، آموزش و فرهنگ‌سازی است که در این حوزه، کراک در اولویت قرار دارد. البته دلیل دیگر شیوع ناگهانی مصرف کراک در ایران، این است که هروئین در بازار، بسیار ناخالص است و این مساله معتادان را به مصرف هروئین با خلوص بالا یعنی کراک  وادار می‌کند.

پس برنامه شما برای کراک صرفا فرهنگی است؟

فعالیت ما فقط فرهنگی نیست. از نظر ما کراک و هروئین یکی است و برخوردمان با مصرف‌کنندگان، تولیدکنندگان و فروشنده‌هایش یکی خواهد بود.

کراک در داخل کشور تولید می‌شود یا منشایی در خارج از کشور دارد؟

هم در ایران ساخته می‌شود و هم از خارج به ایران حمل می‌شود.

پس چرا در گزارش‌های مربوط به کشفیات مواد مخدر، کمتر گزارشی از کشف لابراتوارهای تولید کراک وجود دارد؟

کشف لابراتوار کراک در داخل کشور، بندرت صورت می‌گیرد و آنچه کشف می‌کنیم هم در حد دیگی و قابلمه‌ای است، یعنی در مقیاس آشپزخانه‌ای.

شما که فکر نمی‌کنید کراک با این درصد شیوع بالا در جامعه، حاصل کار در مقیاس آشپزخانه‌ای باشد؟

کشفیات ما از کراک بیشتر در مرز خراسان و افغانستان است. در واقع آنچه کشف می‌کنیم، هروئین خالص یا سپید است که ما به آن کریستال می‌گوییم و البته با کریستال یا شیشه که جزو روانگردان‌ها محسوب می‌شود، متفاوت است. قاچاقچی‌ها پس از آن که هروئین سپید  که خلوص بالای 90 درصد دارد  را وارد کشور می‌کنند، موادی مثل کورتن یا استامینوفن به آن می‌افزایند و نامش را کراک می‌گذارند. خب می‌بینید که اضافه کردن این مواد، نیاز به لابراتوارهای آنچنانی هم ندارد.

من فکر می‌کنم یکی از کاستی‌های مهم در کشور ما برای مبارزه با مواد مخدر این است که وقتی یک مخدر جدید مثل کراک وارد کشور می‌شود، سازمان‌های متولی مبارزه با مواد مخدر نسبت به شناسایی آن و خطراتش سهل‌انگاری می‌کنند و تازه وقتی به معضلی همه‌گیر تبدیل شد، تصمیم می‌گیرند علیه‌اش واکنش جدی نشان دهند و برای آگاه کردن مردم اقدامی انجام دهند.

در همه چیز همین طور است. وبا یا آنفلوآنزای مرغی هم تا وقتی ناشناخته‌اند، کسی درباره‌شان چیزی نمی‌داند. وقتی شناخته شدند، سازمان‌های متولی به فکر می‌افتند مهارشان کنند.

اما مواد مخدر معضلی فراتر از این بیماری‌هاست که فرمودید. چون تک‌تک افراد جامعه را تهدید می‌کند. برای نمونه، اگر فرهنگ‌سازی لازم درباره کراک از بدو ورودش به ایران یا حتی پیش از آن رخ می‌داد، شاید حالا آمار شیوع آن بویژه در میان جوانان اینقدر بالا نبود.

نظر شما را قبول دارم. قصد داریم در گام پس از پیشگیری، سراغ پیش‌بینی برویم تا منفعل عمل نکنیم و ورود هر ماده مخدر جدید به کشور، مثل زلزله تکانمان ندهد!


افغانستان، واقعیتی درکمین ما

ایران بالاترین آمار کشفیات موادمخدر در دنیا را دارد و به دست آوردن این لقب اگر در همسایگی بزرگ‌ترین تولیدکننده موادمخدر در دنیا نبود، ممکن نمی‌شد.

ده‌ها سال است که افغانستان به اصلی‌ترین تولیدکننده موادمخدر تبدیل شده است که گروهی دلیل آن را نفوذ مافیای موادمخدر در میان سران بلندپایه این کشور می‌دانند و گروهی دست داشتن قدرت‌های جهانی در قاچاق مواد را دلیل تداوم پایدار تولید و قاچاق موادمخدر در آن ارزیابی می‌کنند، اما علت هر چه باشد یک اصل روشن است که افغانستان، واقعیتی است در کمین ما و به‌واسطه همسایگی با آن تا آینده‌ای نامعلوم به اقدامات امنیتی و پیشگیرانه شدید در زمینه موادمخدر نیاز خواهیم داشت. بر اساس گزارش مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد، افغانستان در‌حال حاضر بیش از 90‌درصد بازار قاچاق جهانی تریاک را به خود اختصاص داده است و بخش عمده هروئین به اروپا از افغانستان قاچاق می‌شود.

به عقیده کارشناسان مرکز اطلاعات سازمان ملل، بعضی از کشورها به جای این‌که تلاش اصلی خود را سیاستگذاری‌های کلان برای مبارزه با موادمخدر و دستگیری عمده‌فروشان افیون متمرکز کنند، اصلی‌ترین نیروی خود را صرف برخورد با معتادان و مجرمان خرده‌پا کرده‌اند. چالش دیگر، در مبارزه با موادمخدر نبود قانونی جامع و بین‌المللی برای مبارزه با قاچاقچیان موادمخدر در دنیاست. به طوری که مجازات جرم‌های با ماهیت یکسان در برخی کشورها بسیار شدید است و در گروهی دیگر با ملایمت درباره آنها تصمیم گرفته می‌شود که این ناهماهنگی از نظر فیلیپ امافو، رئیس هیات بین‌المللی کنترل موادمخدر سازمان سبب شده است تلاش برای اجرای کنوانسیون‌هایی که این قوانین قصد به اجرا‌گذاشتنشان را دارند، کم‌بازده باشد.

مریم یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها