خانه دوست

کمی سخاوتمند باشید

مریم. ق از مرودشت: پشه ها روزها کجا میرن؟ می‌خوای کجا برن؟ به جایی پشت پرده یا زیر مبل قایم شدن تا شب بشه دوباره سروکله شون پیدا بشه. در واقع دارن خستگی پرکاری شب قبل را درمیارن. باورتون نمیشه؟ همین الان برید گوشه و کنار خونه یواشکی نگاه کنید. وقتی پرده را کنار زدید اگر یه پشه چپ چپ نگاهتون نکرد و نگفت چرا، اون وقت بیاین جایزه بهترین جواب را بدین به من که اینقدر آدم خلاقی‌ام!
کد خبر: ۱۶۷۴۷۰
سینا دهقانی از تبریز: ای بابا می‌خوای کجا برن این پشه‌ها؟
خب معلومه، یا رفتن استخر و سونا، یا سالن بدنسازی که کالری بسوزونن،‌ آخه نه این‌که شب قبلش همچنین درست و حسابی از خجالت خودشون و البته آدم‌ها در اومدن و خون مکیدن؟ حالا برای تناسب اندام شون رفتن استخر و ورزش که خدای نکرده چاق نشن. در ضمن باید برای شب جا داشته باشن که دوباره خون امثال من و شما را بمکن دیگه؟

فریدون امیری از دماوند: پشه‌ها روزها میرن یه گوشه‌ می‌نشینند و هی دعا می‌کنند که زودتر شب بشه چون از روزها بیزارن، چشم‌هاشون رو می‌بندن و به خودشون میگن: آروم باش! آروم باش! الان تموم میشه، دوباره شب میاد و ما از دست این روز لعنتی راحت می‌شیم!

زهرا عنایت از کرمان: ای بابا! نه که شب‌ها خیلی تحویل شون می‌گیرین! ظاهرش اینه که اونا به خون ما تشنه هستند، ولی واقعیت اینه که ما به خون او‌ن‌ها تشنه هستیم تا می‌بینم‌شون یا پیف پاف دستمان می‌گیریم یا مگس‌کش و چنان دنبالشان می‌افتیم که انگار دشمن چند صد ساله‌مان را دیده‌ایم. یک نفر هم نیست بگوید بابا خب این بیچاره‌ها هم باید غذا بخورن دیگه! دیگه یکی، دو قطره خون که این همه جار و جنجال نداره. یک کمی سخاوتمند باشید.

ارشیا از قم: راِه، می‌خوای جاشون رو لو بدم که بری سروقت شون؟

سمیه خانم از اهواز: هم وسط اون همه درس و مشق باز لطف کرده و واسه کافه نامه نوشته (می‌بینید که کافه کاغذی در سال جدید بسیار مؤدب شده و به‌به! به‌به! خیلی ممنونم!) سمیه خانم نوشته: «حال اون رفیق شفیق‌ات چطوره؟... می‌دونی منم به درد تو گرفتارم، من هم یه دوست شتر دارم که عین پلنگ (تو بخون بختک) روسرم هوار شده و به دلیل خاصیت گاو بودنش نمی‌فهمه که دلیل بودن سروگردن من بیچاره چیزی به جز ‌آویزون شدن این موجود عجیب‌الخقله به اونهاست. اما می‌دونی حتما تو هم حس کردی که وقتی یه همچین دوستی داری نمی‌تونی به نبودن‌اش فکر کنی چون متاسفانه این جور دوست‌ها به زور هم که شده یه جوری خودشون رو تویه جایی از زندگی آدم جا می‌کنن و وقتی هم که جا گرفتن دیگه نمیشه از اونجا تکان شان داد و نبودشان باعث یه جور آزادی غیرقابل باور میشه که این حس ناباوری خیلی ناجوره و نباید اون رو با دلتنگی یا یه چیزی توی این مایه‌ها اشتباه گرفت که صدالبته اگه کسی حتی درصدی آی‌کیو داشته باشه به همچین اشتباه فاحشی دچار نمیشه...»
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها