در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایران در گروهش به رتبهای بالاتر از چهارمی نرسید و این پس از شکست در برابر برزیل، اوکراین و اسلوونی شکل گرفت. در پی آن ایران به جمع تیمهایی ارجاع شد که برای کسب رتبه 37 تا 48 میکوشیدند و به این ترتیب به همان پلههایی تنزل کردیم که در دوره قبلی مسابقههای جهانی نیز آن را تجربه کرده بودیم و نمیتوانست صعود و حرکت و پیشرفت برای ما به حساب آید. این موقعیت و رتبه در حالی برای ما حاصل شد که تقریبا با تمام دار و ندار تنیس روی میز خود به گوانگ ژو رفته بودیم و چند ماه تمرین و کار تدارکاتی نیز زمینه و پشتوانه کار ملیپوشان بود.
جوانانی مثل نوروزی، احدی و اخلاقپسند و پدیدهای همچون نوشاد عالمیان در معیت تیم ملی بودند و هر چه داشتند، ارائه کردند اما سقف توان و نهایت قدرت و ظرفیت تیم ملی به سبب تدارکات و روالکار پیاده شده در اردوهای تیم همانی بود که دیدیم و نمیشد انتظاری بیش از این داشت.
همین قسمت قضیه است که بیشتر از هر نکته دیگری اسباب نگرانی میشود و دغدغه ایجاد میکند، زیرا به ما متذکر میشود برای صعود بیشتر در سلسله مراتب این ورزش جذاب و مفرح و در عین حال سنگین، باید بسیاری از کارها و نیازها را تامین و به گونهای دیگر کار کنیم و تعداد قابل ملاحظهای از ضوابط و سیستمها را تغییر دهیم و بساط فعلی و آنچه تا به حال داشتهایم، اصلا جوابگو نیست.
جنگ در دو گروه
در مسابقههای جهانی پینگ پنگ 2008 مثل ادوار قبلی، تیمها به 2گروه اصلی تقسیم شده بودند. یکی گروهی که برای 24 رتبه ارشد و به واقع به قصد تصاحب عنوان قهرمانی میجنگیدند و دیگری گروهی که به ردههای پایینتر از 36 تعلق داشتند و به نوعی گروهB شناخته میشدند. تنها راه برای نقب زدن تیمهای این گروه به جمع تیمهای درجه اول و مدعی قهرمانی این بود که در گروه خود قهرمان شده و به مرحله نهایی صعود میکردند و حداقل به جمع 24 تیم اول جهان راه مییافتند که با توجه به دشواری کار برای تیم ملی در تقابل با رقبایش در گروه مربوطه نمیشد امیدی به این قضیه بست.
در نهایت نیز این طور نشد و ایران به همان جمعی ارجاع شد که از آغاز طبق برآوردها در آن قرار داشت.
فدراسیون تنیس روی میز ایران به عنوان متولی این ورزش باید ریشههای این توقف و ناکامی را بیابد و در خصوص آن توضیح بدهد. این باور و گفتار و دفاعیه تکراری که سقف پینگپنگ ما همین است و بالاتر از آن برای ما متصور نیست، به مثابه نوعی پذیرش ضعف و جا انداختن این طرز تلقی است که چون امکان پیشرفت بیشتر در جدول جهانی این ورزش برای ما وجود ندارد، باید ادامه کار و لزوم افزودن بر تلاش را به فراموشی سپرد و بههمین که هست راضی بود و چیزی فراتر نطلبید و همیشه این استدلال را آورد که برای ما ورود به جمع 30تیم اول دنیا ناممکن است و بر این اساس باید راضی باشیم.
چین حکومت میکند، اما...
از قضا وضعیت تنیس روی میز جهان ظرف دهههای اخیر نشانگر چیزی خلاف باور فوق و مبین این واقعیت است که هر کس بیشتر کار کند، بخت بیشتری برای توفیق دارد و نمیتوان (و نباید) موقعیتها وموفقیتها را بههمان قدرتهای همیشگی و چهرههای ثابت و نفرات دائمی ربط داد و معتقد بود که همیشه در بر همین پاشنه میچرخد و همان رتبهها و جداول و ردهبندیها مدام تکرار خواهند شد.
درست است که چین در سالهای اخیر و در واقع در دهههای اخیر مدالهای جهانی و المپیک را درو کرده و حتی در یکی دو دوره پیکارهای جهانی از 7 طلای ممکن هر 7 طلا را صاحب شد، اما در عین حال رسیدن تعدادی از مدالهای جهانی و اروپایی به کشورهای ظاهرا درجه دوم و تقسیم شدن مدالها بین کشورها با وسعتی بیشتر از گذشته وضعی تازه در این ورزش به وجود آورده است و ادامه پیروزیهای چین نیز نباید انگیزهها را در سایرین بکشد و باعث تکرار و تجدید رویدادهای گذشته شود. لااقل این را میدانیم که برای سایرین چنین نشده است و فقط ماهستیم که بهگونهای درجا زدن در رتبههای قبلی را برای خود توجیه و تعریف کرده و به آنچه داریم، راضی و قانع شدهایم. در این بین قصد جدی برای عبور از مرزهای موجود یا وجود ندارد یا اگر دارد، به بار نمینشیند.
اگر در گذشته تیم ملی پینگ پنگ ما به پیر بودن و پویا نبودن متهم میشد، پس از تغییرات سالهای اخیر و کنار رفتن تدریجی شماری از مسنترها و جا افتادن بیشتر جوانها در ترکیب تیم، دیگر چنان خصلتی ندارد و معدل سنی تیم ملی ما پایین آمده، اما به همان میزان اصل آموزش و ارتقای سطح کار این نفرات بهدرستی پیاده و تامین نشده است. تیم ملی پینگپنگ ما در سالهای اخیر از اصل آموزش پیشرفته و بهتر بگوییم وجود مربیان قابل ذکر خارجی نیز بیبهره نمانده و در این ارتباط مربیانی کرهای به ایران آمده و کار کردهاند، اما بهرهای که باید را نداشت. اگر جز این بود، نباید در مسابقههای جهانی و تورنمنتهای عمده سالهای اخیر به نتایجی میرسیدیم که دیدهایم و دیدهاید.
بدون تردید
ظهور نوجوان بالندهای مثل عالمیان در 2 سال اخیر و نتایج عالی او و پیش از آن خودنمایی نسبی اخلاقپسند و نوروزی حاکی از وجود نیروهای جوان بالقوه خوب در جامعه پینگپنگ ایران است و بنابراین فدراسیون باید سیستمهای تقویت آنان را ارتقا بخشد و اصل آموزش را برای آنان و نظایر آنها تغییر دهد. در کنار آن برنامههای تدارک تیم ملی را تقویت کند تا بتواند از نیروهای موجود حداکثر بهره را بگیرد و در غیر اینصورت رکود و توقف این رشته استمرار خواهد یافت و سناریوی اخیر گوانگ ژو در ادوار بعدی مسابقههای جهانی هم تکرار خواهد شد و در این قضیه هیچ شکی نباید کرد.
این طرحی است که شاهرخ شهنازی در مقام ریاست فدراسیون تنیس روی میز باید بریزد و هر چه سریعتر اجرا کند. هر چه باشد بهتر از کوشش نصف و نیمه برای حضور در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبالی و کاندیدا شدن غیر رسمی (و البته تکذیب شده) برای مدیر عاملی باشگاه استقلال یا عضویت در هیات مدیره آن است!
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: