راه‌های هموار ایران‌شناسی در روسیه‌

ثبت و آغاز به کار بنیاد بین‌المللی ایران‌شناسی در روسیه با پیگیری‌های مستمر ایران‌شناسان روس و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو خبری بود که اواخر دی ماه امسال روی خط رسانه‌ها قرار گرفت ولی در خور شأن موضوع به آن پرداخته نشد. هدف اصلی این بنیاد که با عضویت(28 نفر) 27 تن از ایران شناسان سرشناس روسیه و رایزن فرهنگی ایران در مسکو و عضو موسس (تنها عضو ایرانی) به ثبت رسمی رسیده است توسعه و گسترش روابط علمی و فرهنگی ایران و روسیه و پژوهش در حوزه ایران‌شناسی و مطالعه علم و فرهنگ ایرانی ذکر شده است. در این اختصار ابتدا به تاریخچه کوتاهی درباره ایران‌شناسی در جهان و موضوع ایران‌شناسی می‌پردازیم و در ادامه وضعیت فعلی آن را در روسیه به طور اجمال بررسی می‌کنیم، سپس اهمیت و ضرورت تاسیس بنیاد بین المللی ایران‌شناسی در روسیه بویژه با مشارکت رایزنی فرهنگی کشورمان را یادآور می شویم.
کد خبر: ۱۶۵۲۳۷

مطالعاتی که از قدیم‌ترین ایام درباره ایران وجود دارد، از 2 دسته خارج نیست: دسته اول آنهایی که بدون نگاه و دید و نقد علمی و غالبا بر اثر مشاهدات یا مسموعات تالیف و تنظیبم شده‌اند. این‌گونه آثار اغلب به دوران تاریخی یا "پیش علمی" مربوط هستند؛ مانند آثار نویسندگان یونان و روم یا عرب و چین و آثار سیاحان و بازرگانان. دسته دوم، تحقیقات و مطالعاتی که به اصطلاح با دید انتقادی و به قصد روشن شدن تمدن و فرهنگ ایران و معرفی آن به انجام رسیده‌اند.

ایران‌شناسی را به عنوان "مجموعه‌ای از مطالعات منظم و علمی مربوط به وجوه گوناگون تمدن و فرهنگ و تاریخ ایران" اروپاییان بنیان کردند. اگر این عقیده را بپذیریم که ایران‌شناسی جزئی از تمهیدات استعمار برای تسلط بر شرق بوده است پس باید با پایان یافتن استعمار کلاسیک، بحث درباره ایران‌شناسی نیز بی‌فایده باشد، در حالی که آنچه در گذشته به ایران‌شناسی جنبه سیاسی می‌داد، پیوستگی‌اش به تاریخ استعمار بود و آنچه امروز ایران‌شناسی را به عرصه مناقشات سیاسی می‌کشاند، از یک سو فزونی آگاهی و بیداری قومی و از سوی دیگر گسترش روز افزون دامنه نفوذ و نظارت دولت‌هاست.

ایران یکی از منابع مهم عرفان، اخلاق و معنویت، ادبیات ایران، زبان فارسی و علوم مختلف بشری است. اگر ایران‌شناسی پرداختن به سابقه مدنیت، فرهنگ و هنر و علوم گوناگون را رها کند، خود در فضا معلق خواهد ماند. برای نمونه ایران‌شناسان در پژوهش‌های خود دریافته‌اند که واژه‌های جبر، شیمی‌، الگوریتم و صفر از واژه‌های اصیل عربی و فارسی هستند که به همه زبان‌های اروپایی راه یافته‌اند و امروز اروپا بی‌آن که نیازی داشته باشد که به یاد ما بیفتد با همین 4 واژه که نمونه آوردم می‌تازد.

خوشبختانه برای اولین بار مرز مشخصی میان ایران‌شناسی کلاسیک و شناخت کاربردی ایران تشخیص داده شده است، شناختی که به کمک آن می‌توان در دنیای امروز (دنیای تحولات، فناوری، اطلاعات، ارتباطات و مدیریت‌های موثر) با بهره‌گیری از همه امکانات موجود به آینده‌ای مطلوب رسید.

بنیاد ایران‌شناسی نیز در تعریف این اصطلاح آورده است: ایران‌شناسی به عنوان قلمروی اصلی و اساسی فعالیت‌ها، مطالعات، تحقیقات بنیاد شامل تمامی مباحث و مسائل مربوط به جلوه‌های گوناگون فرهنگ و تمدن ایرانی در معنای وسیع کلمه است.

ایران‌شناسی در روسیه‌


ایران‌شناسی از لحاظ زبان و ادبیات ایران شامل آثاری است که در موزه آسیایی انستیتو شرق‌شناسی (آثار خطی شرقی) اتحاد شوروی در لنینگراد (سنت پترزبورگ فعلی) از سال 1818 تا به امروز موجود است. بسط و توسعه این رشته‌ها در چارچوب موزه آسیایی سابق با اسامی دانشمندان بزرگ علمی داخلی و جهانی از جمله ب.آ.دورن، ک.گ. زالمان، پروفسور و.آ. ژوکوفسکی عضو علی‌البدل آکادمی علوم اتحاد شوروی،آ.آ.فریمان و برتلس پیوند ناگسستنی دارد. به وسیله آثار این دانشمندان و شاگردان آنها مکتب وطنی ادبیات و زبان ایران شکل گرفته که شامل یک سلسله رشته‌های چند شاخه‌ای ایران‌شناسی است. مطالعه آثاری که به خط قدیم ایران نوشته شده تا تاریخ ادبیات نوین فارسی‌زبانان جهان و زبان‌شناسی تطبیقی ایران، مطالعه ریشه زبان‌ها و لهجه‌های متداول در ایران را در بر می‌گیرد.

آکادمیسین ب. آ. دورن (سال‌های 1881  1805) شرق‌شناس، مدیر موزه آسیایی و اولین دانشمندی  بود که در موزه آسیایی لنینگراد به زبان‌شناسی ایرانی و مطالعه زبان‌های ایرانی قدیمی پرداخت. وی در زمینه جغرافیا، زبان‌شناسی و تدریس زبان‌های فارسی، پشتو، عربی، سانسکریت و زبان‌های دیگر تخصص داشت.

بعد از وفات دورن، آکادمیسین زالمان (1916  1849)، بزرگ‌ترین ایران‌شناس روسی و مدیر موزه آسیایی اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20، به پژوهش‌ها در این زمینه ادامه داد. کار محوری زالمان، مطالعه زبان فارسی میانه (زبان پهلوی) بود و او نگارنده اولین دستور علمی زبان فارسی میانه است. این اثر که بر متون چاپ شده و خطی پهلوی استوار بود، مرحله مهم توسعه زبان‌شناسی ایرانی را تشکیل داد و تا به حال اهمیت خود را حفظ کرده است.

"در روسیه همیشه برای مطالعه همه‌جانبه ایران اهمیت زیادی قائل بوده‌اند. علت این توجه فقط آن نیست که این کشور همسایه نزدیک روسیه است که در طول قرن‌ها اوضاع مرزهای جنوبی روسیه به سیاست آن وابسته بود. تاریخ غنی ایران، امکانات بالفعل و بالقوه اقتصادی و نقش کشور، تمدن و فرهنگ جهانی، توجه شرق‌شناسان را به خود جلب کرده است. پژوهش ادبیات جهانی بدون توجه به میراث منحصر به فرد بزرگان کلاسیک ادب فارسی مانند فردوسی، مولوی، خیام، سعدی و دیگران ممکن نیست، چرا که ناکامل خواهد بود."
براساس گزارش اصلی کنفرانس علمی ایران‌شناسان مسکو در سال 2000 میلادی ایران‌شناسی یکی از توسعه یافته‌ترین شاخه‌های شرق‌شناسی در روسیه اعلام شد.

ایران‌شناسان روسیه در مطالعه تاریخ قرون وسطی و باستانی ایران به موفقیت‌هایی نائل آمده‌اند. به دلیل وجود انبوه نسخ خطی فارسی مؤلفان ایرانی در قرون وسطی این امکانی به وجود آمد که ایران شناسان، این اسناد و مدارک را مورد بررسی و تشریح قرار دهند.

ایران‌شناسی روسیه همیشه علم جامعی به شمار می‌رفته است از زمان شکل‌گیری ایران‌شناسی به عنوان یک رشته علمی، یعنی از اواسط قرن نوزدهم دانشمندان بسیاری آثار خود را در رشته زبان، ادبیات و تاریخ فرهنگ ایران به جای گذاشته‌اند. در زمره دانشمندان معروف شخصیت‌هایی نظیر و.بارتولد، ب .میلر، آ. کریمسکی، آ. روماسیکویچ، ک. ایتوسترانتسف، و .ژوکوفسکی و... قرار دارند.

با آغاز دوران شوروی، ایران‌شناسی تغییرات جدیدی داشت. تغییر ایدئولوژی دولتی موجب پیدایش اسلوب‌های جدید علمی شد. بسیاری از مسائل ایران‌شناسی که نه‌تنها با عصر حاضر، بلکه با تاریخ، فرهنگ و مطالعه آثار خطی قدیمی ارتباط داشتند و فقط از مواضع مارکسیسم  لنینیسم مطالعه می‌شدند. این امر بویژه در زمینه ارزیابی جنبش‌های ملی و رهبران آنها مشهود بود. سیاست خارجی عملی اتحاد شوروی و اولویت روابط با کشورهای مختلف بر همین اساس تعیین می‌شد. ساختار موضوعی ایران‌شناسی هم با تغییرات زیادی روبه‌رو شد. در کنار پژوهش زبان‌ها، ادبیات و تاریخ که قبل از انقلاب در مقام اول قرار داشت، مسائل تاریخ نوین مورد توجه فزاینده‌ای قرار گرفتند. به عبارتی مسائل ایران‌شناسی "صرفا از دریچه آموزه‌های مارکس و لنین دیده شدند. این اسلوب پژوهشی، ناگزیر به مطالعات واقعی علمی لطمه وارد کرد. با وجود این، در دوران شوروی هم بسیاری از آثار ایران‌شناسی باعث شناخت خیلی از شرق‌شناسان جهان شد.

انقلاب اکتبر سرآغاز مرحله جدیدی در توسعه شرق‌شناسی و ایران‌شناسی شد. در سال‌های 1930‌ 1920 انستیتوها و سازمان‌های زیادی راه‌اندازی شدند که به مطالعه مسائل شرق پرداخته و کادرهای محققان عملی و علمی در عرصه شرق‌شناسی تربیت کردند.

قبل از انقلاب 1917 شهرهای سنت‌پترزبورگ و مسکو مراکز اصلی ایران‌شناسی بودند. در دوران شوروی چنین مراکز پژوهشی در شهرهای دیگر، عمدتا در پایتخت‌ جمهوری‌های ماورای قفقاز و آسیای میانه به وجود آمدند. البته، در مسکو که پایتخت شوروی بود و نهادهای دولتی مرکزی واقع در آنجا به اطلاعات و داده‌های جاری نیازمند بودند، به مسائل تاریخ جدید و نوین توجه زیادی می‌شد. ولی موضوعات ایران‌شناسی سنت‌پترزبورگ تغییری نکرده بود. سنت‌پترزبورگ اکنون هم مرکز اساسی پژوهش‌های آثار خطی، زبان، فرهنگ، ادبیات و تاریخ ایران باستان و قرون وسطی است. در مراکز جدید ایران‌شناسی نیز یک نوع "تقسیم کار" پدید آمده است.

دانشگاه دولتی داغستان نیز در سال 1932 میلادی با بخش‌های مختلف راه‌اندازی شد. تدریس زبان فارسی از سال 1995 در رشته تاریخ به عنوان زبان اول با آموزش تاریخ و ادبیات زبان فارسی آغاز به کار کرد.

مسائل پیش رو


خانم ن. ممدوا، رئیس بخش ایران انستیتوی شرق‌شناسی مسکو می‌گوید "باید نتایج فعالیت‌های ایران‌شناسان طی سال‌های متمادی را جمع‌بندی و مسائل کنونی این رشته علمی را بررسی کنیم. مسائل زیاد است چراکه در مرحله اخیر، در برابر چشمان ما حوادثی چون انقلاب اسلامی در ایران و فروپاشی اتحاد شوروی رخ دادند که نظر ما را درباره تحولات متعدد 10 ساله اخیر و گذشته بسیار دور، تغییر داده است. وضعیت ایدئولوژیک کشورمان تغییر کرد، اسناد آرشیوی زیادی باز شدند و حالا ما، ایران‌شناسان، می‌توانیم با دید تازه‌ای به تحولات مورد علاقه خود نگاه کنیم." این بیان نیز نشانگر ضرورت توسعه ایران‌شناسی روسی در مطالعه تاریخ ایران است که نقش اندیشمندان ایرانی می‌تواند محوری باشد.

طی 20 سال اخیر در توسعه ایران‌شناسی تغییرات جدیدی پدید آمده است. این تغییرات با مهم‌ترین رویدادهای سیاسی این دوران یعنی ظهور جمهوری اسلامی ایران روی نقشه سیاسی جهان در سال 1979 ارتباط دارد. در همه مراکز ایران‌شناسی اتحاد شوروی و بخصوص در مسکو به تجزیه و تحلیل علل وقوع انقلاب اسلامی در ایران پرداختند... تغییر اوضاع ژئوپلتیک منطقه و جهان بر اثر مواضع ضدامریکایی جمهوری اسلامی ایران به ارزیابی نظریات اقتصادی و اجتماعی مدرنیزاسیون، رشد اقتصادی و مسائل دیگر محتوای جدیدی بخشید.

از بین رفتن هماهنگی پژوهش‌های مراکز ایران‌شناسی در جمهوری‌های مختلف جامعه مشترک‌المنافع بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، حتی بسیاری از مراکز ایران‌شناسی به مراکز خارجی تبدیل شدند. حتی در صورت هماهنگی پژوهش‌ها در آسیای میانه، ایران‌شناسی نمی‌تواند واحد باشد؛ زیرا هر یک از دولتهای جدید دارای منافع خود و نظریه ملی خود است.

مساله سوم که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی برای ایران‌شناسی روسی مطرح شد، با تامین مالی ارتباط دارد. کاهش بودجه به خاطر مشکلات مالی کشور بر کسی پوشیده نیست با این حال، گرایش دولت روسیه به توسعه مناسبات همه‌جانبه با ایران، علاقه به مطالعه درباره این کشور را ایجاد می‌کند. نیاز به ایران‌شناسان کاهش نمی‌یابد، تعداد روزافزون دانشجویان وارد این رشته تحصیلی می‌شوند؛ ولی بدیهی است که کاهش پژوهش‌های بنیادین بر کیفیت مواد درسی اثر منفی می‌گذارد.

ساماندهی و هدایت جریان مطالعات ایرانی در جهان از دغدغه‌های مهم مسوولان فرهنگی کشورمان است. مهدی ایمانی‌پور، عضو موسس این بنیاد می‌گوید: مکتب ایران‌شناسی روسیه و ایران‌شناسان این کشور خدمات ارزنده‌ای در حوزه مطالعات ایرانی داشته و دارند، اما این جمع ارزشمند هیچ گاه به عنوان یک جامعه، در محافل علمی حضور نداشته‌اند. ایجاد بنیاد بین‌المللی ایران‌شناسی ضمن فراهم آوردن این فرصت، زمینه توسعه همکاری‌های این جامعه را با جوامع متناظر مهیا می‌کند. علاوه براین، با تاسیس بنیاد ایران‌شناسی در روسیه امکان ساماندهی، حمایت و هدایت جریان مطالعات ایرانی نیز فراهم‌تر خواهد شد.

این نکته‌ای است که می‌تواند به هماهنگ شدن مطالعات ایرانی در 18 مرکز روسیه بدون شک و در کشورهای مختلف در سراسر جهان به لحاظ جایگاه ژئوپلتیکی و تاثیرگذاری روسیه بویژه کشورهای آسیای میانه و مشترک‌المنافع کمک شایانی کند و در واقع چنین مراکزی می‌تواند کانالی غیرمستقیم در هدایت این گونه مطالعات باشد. مهدی صفری، سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه نیز درباره جایگاه ایران‌شناسی در روسیه می‌گوید. در روسیه محققان و دانشمندان آن به مطالعه مسائل ایران توجه زیادی دارند.

هم‌اکنون 18 مرکز و دانشگاه در سه شهر و منطقه کشور روسیه به مطالعات و تحقیقات در زمینه ایران‌شناسی می‌پردازند. انستیتوی کشورهای آسیا و آفریقا، دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه، آکادمی دیپلماتیک وابسته به وزارت امور خارجه فدراسیون روسیه، انستیتوی دولتی روابط بین‌المللی مسکو، انستیتو (دانشگاه) نظامی زبان‌های خارجی، آکادمی سازمان فدرال ضدجاسوسی، دفتر ایران‌شناسی شعبه خاورمیانه و نزدیک، شعبه ادبیات ملل آسیا، شعبه ایران‌شناسی انستیتوی زبان‌شناسی آکادمی علوم فدراسیون روسیه و انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم فدراسیون روسیه ازجمله موسسات ایران‌شناسی در مسکو هستند.

از کرسی زبان‌شناسی و ادبیات ایران دانشکده خاورشناسی دانشگاه سنت‌پترزبورگ، شعبه انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم فدراسیون روسیه در شهر سنت‌پترزبورگ، شعبه انستیتوی زبان‌شناسی در شهر سنت‌پترزبورگ وابسته به آکادمی علوم فدراسیون روسیه، موزه ارمیتاژ از موسسات ایران‌شناسی در سنت‌پترزبورگ می‌توان نام برد.

موسسات ایران‌شناسی در دانشگاه‌های جمهوری‌های خودمختار داغستان، باشقیرستان، اوستیای شمالی و انستیتوی دولتی علوم انسانی تاتارستان را باید به این مجموعه افزود.

منابع در روزنامه‌ محفوظ است.

سعید محمدی‌

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها