حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
قتلهای ناموسی پدیده تلخ اجتماعی است که فقط به ایران اختصاص ندارد و بسیاری از جوامع از آن رنج میبرند بهگونهای که براساس آمار سازمان ملل متحد سالیانه حدود 5 هزار زن و دختر جوان بهنام ناموس و حیثیت کشته میشوند. در این میان هر چند اقدامات صورت گرفته در ایران و راهکارهای فرهنگی اتخاذ شده توانسته تا حد زیادی این معضل را کمرنگ کند اما همچنان شاهد تکرار اینگونه جنایتها هستیم.
حمید یکی از متهمان به قتل است که با انگیزه ناموسی جوانی را کشته. او میگوید: «10 سال پیش به همراه خانوادهام به لواسان رفتیم و در آنجا ساکن شدیم از همان زمان بود که با مقتول آشنا شدم و او هر ازگاهی از من اخاذی میکرد اما دلیل این که او را کشتم این مساله نبود. بلکه آن جوان، مزاحم دخترم میشد و قصد داشت با او رابطه برقرار کند. روز حادثه پس از آن که به خانه برگشتم مقتول و دخترم را در زیر زمین خانه دیدم و دیگر نتوانستم این شرایط را تحمل کنم، به همین خاطر او را کشتم و سپس جسدش را در یک ملحفه پیچیدم و در طویلهای رها کردم.»
این مرد در حالی مدعی قتل با انگیزه ناموسی است که دختر جوان او هنگامی که در جلسه محاکمه در برابر قضات دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت ارتباط با مقتول را منکر شد.
نادر یکی دیگر از متهمان به قتل با انگیزه ناموسی درباره جنایتی که مرتکب شده است، میگوید: «من قصد کشتن «ع» را نداشتم ماجرا از آنجا شروع شد که چند بار شنیدم او برای خواهرم مزاحمت ایجاد کرده و بارها سد راه او شده تا به وی شماره تلفن بدهد. به همین خاطر به سراغ «ع» رفتم و به او تذکر دادم دست از رفتارش بردارد ولی وی همچنان به رفتارهایش ادامه میداد تا اینکه بالاخره یک شب با وی درگیر شدم و با شمشیر ضربهای به او زدم اما نمیخواستم باعث مرگش شوم و اکنون از کاری که کردهام پشیمان هستم.»
اکثر قاتلان ناموسی پس از بازداشت و محاکمه از ارتکاب قتل ابراز پشیمانی میکنند و این ندامت بهخاطر آن است که با نگاه عمیق و دقیقتر به وقایع به بیپایه و اساس بودن تصوراتشان پی میبرند. از سویی اگر چه زنان و مردان هر دو از قربانیان چنین جنایتهایی هستند اما تحقیقات نشان داده است زنان و دختران جوان بیش از مردان در معرض این قتلها قرار دارند و جنایتهای ناموسی بیشتر در درون خانوادهها به وقوع میپیوندد.
صفر خاکی نماینده دادستان تهران درباره علل قتلهای ناموسی میگوید: «بهلحاظ روانی چنین قاتلانی تحت شرایط اجبار معنوی قرار میگیرند یعنی کنترل ذهنی و روحی خود را از دست میدهند و به نوعی جنون آنی به آنها دست میدهد و برای رهایی از این احساس و عصبانیت مرتکب قتل میشوند و پس از این کار احساس آرامش میکنند. البته در اکثر موارد بویژه همسرکشیهای ناموسی، شک بیمورد منجر به قتل میشود.» طبق تحقیقاتی که شهلا معظمی عضو هیات علمی موسسه مطالعات جرمشناسی دانشگاه تهران انجام داده قتلهای ناموسی با اختصاص دادن 20درصد قتلهای کشور به خود، بیشترین نوع قتل در کشور محسوب و در میان این نوع قتلها همسرکشی نسبت به سایر انواع قتل بیشترین درصد کل قتلها را شامل میشود. این آسیبشناس اجتماعی معتقد است پس از همسرکشی عمدهترین حالات قتلهای ناموسی هنگامی است که دختری با جوان دیگری رابطه نامشروع برقرار میکند و این رابطه فاش میشود، در نتیجه نوعی سرشکستگی برای اعضای خانواده ایجاد میشود و در این موارد پدر یا برادر دختر اقدام به قتل او میکنند. در پارهای از موارد نیز زنان و دختران قربانی این قتلها میشوند که تخلفی انجام نداده یا این که خود قربانی جرایم و خشونت جنسی شدهاند.
«حمید رحمتی» آسیبشناس اجتماعی، نیز درباره علل و عوامل قتلهای ناموسی میگوید: «این نوع قتلها در جوامع مردسالار ریشه دارد.
هرگاه در جامعهای فرهنگ مردسالارانه غالب و نگاه به زن ابزاری باشد شاهد چنین حوادثی خواهیم بود چرا که در این جوامع زنان نقشی در اقتصاد خانواده ندارند و فقط موظف به کار در درون خانه هستند و حضور آنان در جامعه امری ناپسند تلقی میشود و هر رفتار آنها شک و بدبینی را به دنبال دارد. بنابراین چنین قتلهایی در جوامع توسعه نیافته و کوچک مانند روستاها و قبایل بیشتر از هر جای دیگری دیده میشود.
البته در مواردی هم مردان قربانی قتلهای ناموسی در حادثه در دو حالت رخ میدهد نخست آن که مرد یا زنی از سوی مقتول مورد تعرض قرار گیرد یا اینکه مردی به حمایت از یکی از زنان عضو خانوادهاش به کشتن مردی دیگر مبادرت کند.»
وی خاطر نشان میکند: قتلهای ناموسی در میان خانوادههای مهاجر نیز زیاد دیده میشود چرا که پس از مهاجرت خانواده سنتی به یک کلانشهر، سنتها و فرهنگ آنها با فرهنگ موجود در کلانشهرها در تعارض قرار میگیرد و نوع روابط آدمها به گونهای دیگر است حال آن که فرد مهاجر نمیتواند چنین فرهنگ و آداب و رسومی را درک و هضم کند و به همین خاطر با کوچکترین مسالهای دچار سوءظن میشود. علاوه بر خانوادههایی که از روستاها به شهرهای بزرگ مهاجرت میکنند میتوان این معضل را به عنوان مثال در میان ایرانیانی که به خارج از کشور میروند نیز مشاهده کرد. سال گذشته مردی ایرانی که ساکن اورنج کانتی در لسآنجلس بود با انگیزهای شبیه به قتلهای ناموسی ابتدا همسر و سپس مادر زن خود را به قتل رساند. در واقع آن مرد قادر به پذیرفتن فرهنگ حاکم بر جامعه امریکا نبوده و به همین خاطر رفتارهای دیگران با همسرش و بالعکس را نوعی بیحرمتی تلقی میکرده است.
این آسیبشناسی اجتماعی تاکید میکند: «تعصب و سختگیریهای بیمورد در مورد زنان و دختران نقطه آغازی به این نوع قتلها و آسیبهای دیگر اجتماعی است چرا که در این خانوادهها امکان پدید آمدن سوءظن بیش از خانوادههایی است که اعضای آن روابطی منطبق بر منطق با یکدیگر دارند. از سویی در این خانوادهها گاه زنان و دختران برای فرار از فشارهای روحی و روانی به برقراری رابطه با مردی غریبه یا فرار از خانه اقدام میکنند که در نهایت باعث چنین فجایعی میشود. بنابراین قتلهای ناموسی ریشهای کاملا فرهنگی دارد و برای مقابله با آن نیز باید اقدامات فرهنگی انجام داد.»
رحمتی ادامه میدهد: «نکته دیگری که در این خصوص قابلتوجه است، این است که برخی مردان با ورود به زندگی زنان و دختران سبب میشوند آنان در معرض قتل قرار بگیرند حال آن که خود آنها از مجازات فرار میکنند. بنابراین مردان و بخصوص پسران جوان باید توجه داشته باشند تلاش آنها برای برقراری رابطه به صورت نامشروع و خلاف عرف نتایج هولناکی در پی دارد و آنان نیز باید با توسل به اصول دینی مذهبی از چنین روابطی خودداری کنند تا زمینهساز قتل و جنایت نشوند. از سویی دیگر باید به خانوادهها آموزش داد قتل، وسیلهای برای دفاع از حیثیت نیست و اگر افراد فکر میکنند دیگران با ورود به زندگیشان آبروی آنان را به بازی گرفتهاند چاره کار توسل به قانون است».
هرچند بسیاری از قاتلان ناموسی بر این عقیدهاند که با توجه به انگیزهشان از مجازات رهایی خواهند یافت اما قانون چنین پیشبینی را انجام نداده و بسیاری از این متهمان به قصاص محکوم میشوند. احمد ابراهیمی حقوقدان در این باره میگوید: «در قانون مجازات اسلامی قتل به 3 دسته عمد، غیرعمد و شبهعمد تقسیم و موضوعی به نام قتل ناموسی پیشبینی نشده است و فقط یک ماده قانونی در این رابطه وجود دارد که آن هم در مورد قتل همسر است. ماده 630 قانون مجازات اسلامی مقرر کرده است هرگاه مردی همسر خود را در فراش اجنبی مشاهده کند مجاز به قتل او است. بنابراین مورد مجاز بودن قتل همسر نیز بسیار ویژه است و مردان نمیتوانند صرفا براساس حدس و گمان یا حتی اطمینان از خیانت همسر او را در شرایط عادی به قتل برسانند.»
این حقوقدان اضافه میکند:«نکته دیگری که قاتلان ناموسی به آن تکیه میکنند ادعای مهدورالدم بودن مقتول است. اگرچه این ادعا طبق قانون قابل بررسی است اما اثبات آن بسیار دشوار است. اکثر متهمان به قتلهای ناموسی حدس و گمان را معیار کار خود قرار میدهند. حال آن که ثابت کردن مهدورالدم بودن مقتول نیاز به مدارک مستند و شرایط خاص دارد و به همین خاطر نیز اکثر این قاتلان به قصاص محکوم میشوند.»
ابراهیمی توضیح میدهد: «نوع دیگری از قتلهای ناموسی کشته شدن فرزند به دست پدر است که در این صورت پدر قصاص نخواهد شد. در واقع ماده 220 قانون مجازات اسلامی میگوید: «پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمیشود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر خواهد شد.» به هر حال با توجه به موارد ذکر شده توجه به اقدامات پیشگیرانه بیش از برخورد قانونی با قاتلان ناموسی اهمیت دارد و برای این کار باید اولا به شهروندان آموزش داد که مرجع قضایی برای رسیدگی به اختلافها و مشکلات تنها مرجع صالح است و دوم این که بسیاری از مشکلات را میتوان با تفکر و تعقل و بهرهگیری از متخصصان بویژه مشاوران حل و برطرف کرد.»
مرجان لقایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....