حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مردی که سالها پیش نوشت: جامعهای که فقر را پذیرفته، آیینی که دوزخ را سرلوحه خویش قرار داده است و نوعدوستی که از جنگ سخن میراند، برای من کوچکترین ارزشی ندارد. پس با تمام اراده و توانی که در خویش سراغ داشتم، بر آن شدم که سرنوشت بشریت را دگرگون کنم و از این روست که «بینوایان» را نگاشتم. برای من بینوایان کتابی است که اساسش برادری و کمالش پیشرفت است.
هوگو در این رمان 5 قسمتی که به مثابه پرترهای روایی به ترسیم زندگی طبقات مستمند جامعه آن زمان فرانسه میپردازد، روند روایت را با مرور رخدادهای تاریخی مهمی چون نبرد واترلو و در قالب حاشیههای مطول در هم میشکند.
وارگاس یوسا که رسالهای در معرفی این کتاب نوشته است، هدف خویش را از ارائه این رساله، اصلاح این میداند که بینوایان رمانی است رئالیستی. تئوری اصلی وارگاس این است که آنچه برای هوگو مطرح است رئالیسم نیست بلکه واقعیت خیالی است. وارگاس تئوری رئالیستی بودن این رمان را با ارائه دلایل بسیاری رد میکند.
وارگاس، راوی دانای کل این رمان را که ریتم و موضوع داستان را به صلاحدید خود پیش برده و به دلخواه وارد حاشیهها شده و به تفسیر و تشریح میپردازد، یک تندنویس خداگونه مینامد.
به گفته وارگاس، تکگوییهای گسترده و بیشمار شخصیتهای رمان بسیار غیرحقیقی به نظر میرسد بویژه که جزییات تاریخی بوضوح ناشناخته مانده یا به طور سطحی به آنها پرداخته شده است.
وی معتقد است هوگو در ترسیم سیاهروزی بینوایان بسیار مبالغه کرده است برای نمونه این موضوع نمیتواند درست باشد که کسی برای دزدیدن یک تکه نان به مجازاتی چند ساله در زندان محکوم شود. همچنان که صحنههای مربوط به سنگرهای خیابانی با حضور شخصیتهایی چون گاوروش که یک پسر بچه خیابانی است، بیش از آن که زمینهای تاریخی داشته باشد، گویای یک خیالپردازی است.
وی به کمک پیشگفتار فلسفی و البته منتشر نشده هوگو درباره کتاب بینوایان توانست به این شناخت دست یابد که رئالیسم برای هوگو کمترین اهمیتی نداشته است. بویژه که خود هوگو نیز رمانش را بیشتر به عنوان نمایشنامهای مینگرد که عامل پایانناپذیری در آن حائز کمال اهمیت است.
به گفته کارشناسان، نزدیکی وارگاس به ویکتور هوگو درنقد جزء به جزء این رمان از غنای قابلتوجهی برخوردار است و بهترین لحظات آن جایی است که روند شناخت وی به نوعی دیالوگ کارگاهی میان نویسنده مرده و نویسنده زنده میانجامد.
زهرا صابری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....