با حمیرا ریاضی وقتی که همسفر «حلقه سبز» شد

نافرمانی ‌در ‌پوسته‌ای ‌از ‌آرامش‌

اولین حضورش در کارهای تلویزیونی با سریال همسایه‌ها به کارگردانی حسن فتحی بود و بعد کم‌کم به سمت سینما آمد. اگرچه در رشته کارگردانی تئاتر تحصیل کرده، اما شوق بیشتری برای حضور در کارهای تصویری داشته است؛ ولی تئاتر هم به نوبه خود برای او جایگاه مقدسی دارد. بازی‌اش در فیلم‌های زیر پوست شهر و رنگ شب از بهترین نقش‌آفرینی‌های کارنامه هنری‌اش محسوب می‌شود. هنوز هم همه او را به واسطه نقش زنی آذری که در سریال‌های روزگار جوانی داشت، می‌شناسند. به هر حال او توانسته پس از سال‌ها حضور در عرصه بازیگری تجربه بازی در پلان‌های حاتمی‌کیا را هم تجربه کند که برایش بسیار متفاوت بوده است.
کد خبر: ۱۶۱۶۲۰

شما جزو بازیگرانی هستید که اولین تجربه بازیگری‌شان را در کنار کارگردان مطرحی آغاز کرده‌اند. اگر اشتباه نکنم سریال همسایه‌ها به کارگردانی حسن فتحی اولین کار شما در تلویزیون بود.

بله، درست است. در سال 73 بود که برای اولین بار با بازی در سریال همسایه‌ها به تلویزیون آمدم. همسایه‌ها، یک سریال مناسبتی بود که در شب‌های رمضان پخش می‌شد. پس از آن در 2 سریال دیگر «پهلوانان نمی‌میرند» و «هفت‌سنگ» بازی کردم. در کنار اینها تجربه بازی در تله‌تئاتر را هم داشتم که بسیار برایم جذاب بود.

پس چرا طی این سالها کمتر به سراغ تله‌تئاتر رفته‌اید؟

بی‌صبرانه منتظر هستم که بتوانم در یک تله‌تئاتر دیگر بازی کنم، اما متاسفانه تا امروز نتوانسته‌ام؛ البته این را هم باید بگویم که به این نوع نمایش‌ها و جایگاه خاص آنها در تلویزیون بها داده نمی‌شود و همیشه کمترین بودجه به تله‌تئاتر تعلق می‌گیرد. در صورتی که ما می‌توانیم از متون نمایش ایرانی و حتی نمایشنامه‌های کشورهای دیگر استفاده کنیم. به طور یقین در صورت داشتن بستری مناسب برای تولید این نوع کارها، دریچه جدیدی به دنیای رنگارنگ تلویزیون گشوده خواهد شد.

به کدام وجه بازیگری وابسته هستید؛ تجربه زندگی دیگران، شهرت یا...؟

بازیگری برایم تجربه‌ای نیست که بتوانم در یک کلمه، جمله یا کتاب آن را توصیف کنم؛ البته شاید اگر چند سالی سپری شود و تجربه لازم و کافی را پیدا کنم (که غیرممکن است) و همین‌طور پختگی، آن وقت شاید بتوانم تعریف جامع‌‌تری از زوایای نامکشوف آن ارائه کنم و در مورد ارکان وابستگی‌ام به بازیگری توضیح دهم. باور کنید هنوز بازیگری برایم مثل نگاه کردن بچه‌ها به صفحه مدور شیشه‌ای شهرفرنگی است با همان هیجان و با همان لذت، در واقع یک نگاه دزدکی به دنیای رنگارنگ و ناشناخته آن طرف تخیل آدمی.

هر بازیگری برای خود ویژگی‌هایی به همراه دارد. ویژگی خاص شما به عنوان یک بازیگر چیست؟

شاید رگه‌هایی از سرکشی و نافرمانی در پوسته‌ای از آرامش تا آنجا که قلمرو نقش اجازه می‌دهد. این مساله‌ای است که در حال تجربه آن هستم. به نوعی یک نیروی بازدارنده در مقابل نیروی محرک، هرچند که ضعیف باشد، اما در نهایت عامل پیش‌برنده خواهد بود.

خانم ریاضی! شما نگاه‌های خاصی به حرفه و دنیای اطرافتان دارید. این طرز نگاه نشات گرفته از چیست؟

ببینید، تفسیر همه چیز در این دنیا به طرز نگاه‌هایمان بستگی دارد. از دریچه نگاه تو ممکن است آدم‌ها عام یا خاص اطلاق شوند. مشکلات پذیرفتنی یا حل‌نشدنی باشند. این مساله و طرز نگاه شاید برگرفته از همین دنیای جادویی بازیگری باشد؛ دنیایی که در آن تجربه کردن اولین درس است.

به نقش‌هایتان از چه زاویه دیدی نگاه می‌کنید؟

شاید همیشه بتوان به تمام کاراکترهای یک قصه خوب یا یک اثر نمایشی نگاه خاصی داشت، طوری که مختصات جدیدی از خطوط شخصیت‌ها پررنگ‌تر شوند، طوری که تماشاگرت حس نکند که برای رسیدن به این نقطه مراحلی را طی کردی تا آدمی را نشان دهی که همه ما هر روز و هر روز براحتی و با نهایت آرامش از کنارش می‌گذریم یا حتی نمی‌گذریم. به هر حال طرز نگاه من به نقش‌هایم به گونه‌ای است که بتوانم اول خوب آن را بشناسم و تعریفش کنم و بعد هم زندگی‌اش کنم. اگر این اتفاق بیفتد به هدفم در ارائه بهتر نقشم نزدیک شده‌ام.

قبل از حلقه سبز، حاتمی‌کیا را به عنوان یک کارگردان چقدر می‌شناختید؟

او را بخوبی می‌شناختم و همیشه دیدن آثار او یکی از لذت‌های رنج‌آور زندگی‌ام بود.

رنج‌آور از چه نظر؟

معمولا حاتمی‌کیا در آثارش یک نوع نجوا یا فریاد از تماشاگرش طلب می‌کند که البته این نوع طلب صرفا به دلیل طرز نگاه و دیدی است که نسبت به شرایط و مسائل اطرافش دارد. او دردها را می‌شناسد و آنها را در قالبی متفاوت به معرض نمایش می‌گذارد و مخاطب ناخودآگاه با این دردها همذات‌پنداری می‌کند.

بهترین اثر حاتمی‌کیا که روی شما تاثیر گذاشت؟

آژانس‌ شیشه‌ای و با فاصله کم ارتفاع پست. این دو فیلم از کارهای قابل توجه حاتمی‌کیاست.

به نظر شما در فیلم‌های حاتمی‌کیا چه چیز خاصی وجود دارد که منحصر به خود اوست؟

معمولا یک نوع سنت‌شکنی در کارهای ایشان وجود دارد، البته منظورم از سنت‌شکنی، ساختارهای کلیشه‌ای باب شده در بعضی از آثار موجود به خصوص در حیطه دفاع مقدس است که به صورت سنتی غلط در فرهنگ ملت  ما ریشه دوانده است و از این نظر سنت‌شکنی بجای حاتمی‌کیا را در فیلم‌هایش بسیار می‌پسندم.

غیر از حضور حاتمی‌کیا به عنوان کارگردان چه عوامل دیگری باعث شد در حلقه سبز بازی کنید؟

غیر از حضور حاتمی‌کیا، شاید یکی دیگر از عوامل موثر در این مورد لذت تجربه در شرایط خاص بود، شرایطی که تا پیش از آن کمتر تجربه کرده بودم.

منظورتان چه نوع تجربه‌ای است؟

حلقه سبز دارای ویژگی‌های خاصی از نظر قصه، موقعیت و مجموع عوامل دیگر بود؛ اما به دلیل محدود بودن نقش و حجم کم آن متاسفانه لذت همکاری طولانی با کارگردانی مانند حاتمی‌کیا ماند تا آینده.

با محدودیت نقش‌تان در این کار مشکلی نداشتید؟

خیر، چون با کارگردانی کار می‌کردم که به هر حال صاحب سبک و با تجربه بود و در همین حد هم از حضورم در این کار خوشحالم.

تا چه حد توانستید با نقش‌تان ارتباط برقرار کنید؟

نقشم را به دلیل شرایط فیزیکی‌اش بسیار دوست داشتم، ضمن این‌که او در نقطه عطف داستان، وارد قصه می‌شود که از این نظر بسیار جذاب بود. این را هم باید اضافه کنم که کوتاهی نقشم، وجه‌های مثبتی را هم در بر داشت.

مثل چی؟

مثل این‌که ایجاز و به عبارتی کوتاه بودن آن باعث می‌شد از کوچک‌ترین لحظه بهره ببرم تا بتوانم او را زندگی کنم. به هر حال شخصیت زهرا به اندازه‌ای که در داستان اجازه حضور پیدا کرده بود می‌توانست نمایان شود و اصلا قرار این بود که حرکت ظریف داستان فرعی زندگی زهرا در تار و پود قصه گلبهار و حسن تنیده شود تا همزمان داستان اصلی و فرعی به سرانجام کار منتهی شود.

کدام وجه از شخصیت زهرا برایتان جذاب‌تر بود و حس کنجکاوی‌تان را بر می‌انگیخت؟

در شخصیت زهرا یک دوگانگی ظریف وجود داشت که در نگاه اول با وضعیت ظاهری او در تضاد است که همین مساله موجب دنبال‌کردن زندگی این زن می‌شود، به هر حال خصلت دوگانه برایم جذاب و بسیار قابل لمس بود.

قصه حلقه سبز برای شما قابل لمس و باور بود؟

همیشه وقتی که با داستان، قصه یا یک اثر مکتوب نمایشی در قالب‌های مختلف روبه‌رو می‌شویم، برایمان جنبه‌های مختلفی دارد. حلقه سبز هم همین‌طور بود. بعضی مواقع موضوعاتی منطبق بر باورهای شخصی و اعتقادی جزو انسان می‌شود که از آن ناگزیر خواهیم بود. به هر حال داستان روح و عالم پس از مرگ هم برایم از این قاعده مستثنا نیست و به آن اعتقاد دارم. پس قصه‌ حلقه سبز را هم باور کردم.

به نظر شما برای رسیدن به جایگاهی مطلوب‌تر در ژانرهای متافیزیکی نیازمند چه نوع نگاه‌ها و حساسیت‌هایی هستیم؟

فکر می‌کنم برای رسیدن به یک جایگاه درست و معقول در این زمینه، نیازمند کسب تجربه در گونه‌های مختلف و همین طور داستان‌های بهتری هستیم؛ چرا که اسکلت کارهای هنری از متون نمایش به وجود می‌آید. ما زمانی می‌توانیم دارای متون نمایشی قوی باشیم که در پرداخت موضوع‌های جدید دستمان کاملا باز و جسارت فکر جدید وجود هم داشته باشد. به هر حال سریال‌های متافیزیکی زمانی جذاب‌تر و رو به رشدتر خواهند بود که در آنها نوع نگاه، داستان و خلاقیت بالایی وجود داشته باشد.

به گفته حاتمی‌کیا حلقه سبز برای مخاطب عام و گسترده تلویزیون ساخته شده است. فکر می‌کنید این طیف گسترده‌ توانسته‌اند با این اثر ارتباط برقرار کنند؟

بله چرا که نه، ما در عصری زندگی می‌کنیم که به علل مختلف، انسان نیاز به توجه روزافزون به متافیزیک و عالم معنی پیدا کرده است.

به هر حال موضوع سریال حلقه‌سبز جذاب و قابل توجه است، البته ممکن است در پرداخت و نوع ساختار مخاطب در وهله اول نتواند ارتباط برقرار کند، اما من به عنوان مخاطب و به دور از هرگونه تعصب وقتی کار را می‌بینم به جنبه‌های ظریف و قابل تاملی در آن برمی‌خورم که بسیار هم منحصر به فرد است و به مرور، تماشاگر جذب قصه و کاراکترها خواهد شد.

حاتمی یک کارگردان حساس و سختگیر است. این حساسیت بازیگر را خسته نمی‌کند؟

خیر. دقت موشکافانه ایشان در کارگردانی امری نیست که فقط من در این مدت کوتاه همکاری‌ام با ایشان تجربه کرده باشم. به هر حال حساسیت و تمرکز فوق‌العاده ایشان در هر پلان باعث ایجاد نرمش و یکنواختی عمیقی در کل اثر می‌شود.

به هر حال خیلی خوب است که بازیگر حضور دائمی و عقاب‌و‌ار (به لحاظ دید قوی) کارگردان را در لحظه لحظه بازی‌اش بتواند حس کند.

آیا حضور در حلقه سبز، یک برگ برنده برای شما محسوب می‌شود؟

بله، حتما همین طور است و البته حضور و تجربه در نقش خاص با نگاهی ویژه می‌تواند برایم شروع‌کننده پیروزی معنوی هم باشد.

حمیرا ریاضی به کدام ژانر تعلق خاطر بیشتری دارد؟

سعی می‌کنم اصلا تعلق خاطر به ژانری خاص نداشته باشم و اگر زمانی این اتفاق برایم بیفتد مطمئن باشید برای مدتی طولانی کار نخواهم کرد و در سکوت به مرور اشتباهات کارنامه‌ام خواهم پرداخت.

چرا این گونه فکر می‌کنید؟

چون اگر به یک ژانر خاص محدود شوم از قافله تجربه‌هایم عقب خواهم ماند و دیگر رشد نخواهم کرد.

شما در رشته کارگردانی تحصیل کرده‌اید؛ اما هیچ وقت به سراغ این کار نرفته‌اید،  چرا؟

بله. فقط یک بار برای پایان‌نامه‌ام کارگردانی کردم و پس از آن دیگر کار نکردم؛ چون علاقه خاصی به این کار ندارم و بیشتر ترجیح می‌دهم تمرکزم را روی بازیگری بگذارم.

پس چرا در این زمینه تحصیل کردید؟

به خاطر این که بتوانم راحت‌تر به نقش‌هایم برسم و آنها  را درک کنم. زاویه و شناخت کارگردان بسیار روی بازی بازیگر اثرگذار است.

قشنگ‌ترین تجربه

مهم‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه، ارتباط با مخاطب بود؛ چیزی که شاید دوستان، واژه محبوب بودن یا محبوب شدن را به آن اطلاق می‌کنند. وقتی می‌توانی از طریق یک کار با مردم ارتباط برقرار کنی، مثل این می‌ماند که انگار سال‌هاست در همسایگی آنها زندگی می‌کنی. آنها گاهی تو را نقد و گاهی تشویق می‌کنند. به هر حال این ارتباط بی‌واسطه و زلال برایم بسیار لذت‌بخش بوده است و گاهی منطبق شدن روح تو و مردم و مسوولیت بیش از حد تصور، تو را می‌‌ترساند که نکند یک اشتباه کوچک باعث شود آن ارتباط از میان برود.

محبوبه ریاستی‌

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها