پلیس جوان عراق در راهی پر مخاطره

سعید جوان عراقی 23 ساله که از میان بیش از یک میلیون بیکار ثبت نام شده در وزارت کار توانسته وارد تشکیلات پلیس این کشور شود، در یک روز سرد دی ماه ، در یک پست ایست و بازرسی در مرکز بغداد، شاهد منفجر شدن یک مرد میانسال انتحاری بود که به آرامی به سمتش می‌آمد.
کد خبر: ۱۶۰۸۰۶

او در آن روز زمستانی که سوز سرما استخوانهایش را آزار می‌داد و سیلی بر گونه هایش می‌زد، برای اولین بار در لباس پلیس یک اقدام انفجاری را در فاصله چندمتری خود تجربه کرد.

سعید می‌گوید: پلیس دیگری که به تازگی با او آشنا و خیلی زود با هم صمیمی شده بودیم ، در مقابل چشمانم دست و پا زد و من همچنان گیج بودم، قدرت هیچ عکس العملی نداشتم.

"حسین"،  30ساله، حدود یک سال است که وارد تشکیلات پلیس عراق شده است، می گوید، سرگرم کنترل منطقه ماموریت در حوالی یکی از بازارهای پر رفت و آمد بغداد بودیم که یک نفر به ما نزدیک شد، در حالی که کاپشن زمستانی اش بصورت کاملا غیر طبیعی پف کرده بود، قبل از اینکه او را متوقف کنیم در چند متری ما منفجر شد.

او می‌گوید دوست پلیسم درگوشه خیابان و در کنار یک دیوار بتنی و در مقابل چشمان حیرت زده مردم دوبار دستش را به سمت ما دراز کرد و پیش از آنکه بالای سرش برسیم، برای همیشه آرام گرفت.

حسین و دیگر همقطارانش به کمک مردم ، دوست شهیدشان را به همراه تعدادی جسد و زخمی داخل یک وانت گذاشتند تا راهی آرامگاه ابدی شود.

اینها بخش کوچکی از زندگی روزانه پلیسی در بغداد است که از سال 2003 میلادی، هنگام اشغال عراق توسط ارتش آمریکا، بی‌وقفه ادامه یافته است.

روزی سه تا 8 کشته در میان پلیس

براساس آخرین گزارش‌های روزانه‌ای که منابع رسمی در عراق منتشر می‌کنند، دست کم سه و حداکثر هشت پلیس روزانه بطور متوسط در بغداد کشته و زخمی می شوند.

بطور میانگین، روزی 8 پلیس در بغداد،پایتخت عراق، کشته یا زخمی می شوند.

حمله به نیروهای پلیس و ارتش عراق همواره متنوع و با اشکال مختلف بوده است. برخی مواقع خودرو بمب‌گذاری شده را در اطراف و نزدیکی پست‌های ایست و بازرسی منفجر می‌کنند و بعضی مواقع نیز افراد انتحاری خود را منفجر می سازند، در حالی که کمربندهای انفجاری به خود بسته اند.

در ماههای اخیر یک شیوه جدید نیز به روشهای تروریستی دربغداد اضافه شده است، به گونه‌ای که ابتدا یک خودرو منفجر می‌شود و به محض تجمع مردم و نیروهای نظامی و امنیتی برای امداد رسانی و کنترل منطقه، خودرو بمب‌گذاری شده دیگر و یا فرد انتحاری دیگری خود را در میان آنان منفجر می‌کند که معمولا انفجار دوم پرتلفات تر است.

جابر پلیس 30ساله‌ای است که خاطره‌ای از یک حمله تروریستی مخوف دارد. او می‌گوید در یک اردوگاه آموزشی سرگرم طی کردن دوره‌ای بودیم که با حمله خمپاره‌ای به محوطه اردوگاه روبه رو شدیم.

او و دیگر نیروهای آموزشی به سرعت خود را به پناهگاهها و سنگرهای اطراف محوطه می‌رسانند تا از انفجار گلوله‌های خمپاره در امان بمانند، غافل از اینکه یک فرد نفوذی با مقدار زیادی مواد منفجره که به خود بسته بود، در میانشان حضور دارد و لحظاتی بعد خود را منفجر می‌کند.

جابر گفت: انفجار به حدی شدید بود که تعدادی کشته و مجروح شدند و تمام لباسم به غیر از کمربند برزنتی نظامی پاره شد.

القاعده، قاتل اصلی پلیس عراق

این حملات روزانه تنها متوجه ماموران جوان و پایین دستی نیست. مردان مسلح القاعده که پایشان از سال 2003 و پس از حمله آمریکا از مناطق مختلفی مانند افغانستان، عربستان، سوریه و اردن به عراق باز شده ، در ماه ژوئن  2007 به خانه سرهنگ علی الجورانی فرمانده نیروهای واکنش سریع پلیس شهر کنعان در استان دیاله در شرق عراق ریختند و همسرش را کشته و 3 فرزند او را با خود بردند، در حالی که هنگام ترک منطقه 13نفر دیگر را نیز در محل به قتل رساندند.

آخرین فرمانده پلیس عراق که در یک اقدام انتحاری به قتل رسید، سرتیپ علی الجبوری رییس پلیس استان نینوا بود. او صبح پنجشنبه 24 ژانویه امسال در حالی که تمام شب گذشته را نخوابیده و سرگرم بررسی و نظارت بر عملیات نیروهای تحت امرش در خصوص انفجار عصر چهارشنبه23 ژانویه در منطقه زنجیلی موصل بود، مورد سوء قصد قرار گرفت. الجبوری از سوی نوری المالکی نخست وزیر ماموریت یافته بود که شخصا موضوع انفجار بی‌رحمانه موصل را پیگیری و گزارشی در این خصوص به وی ارائه کند.

از جبوری در لحظاتی پیش از مرگ، چند عکس بجا مانده که نشان می‌دهد ساعات سختی را پشت سرگذاشته است.

او در اطراف ساختمان منهدم شده‌ای که از آن یک گودال عمیق و بزرگ برجای مانده ، مورد حمله یک فرد انتحاری قرار گرفت و کشته شد.

اخیرا مقامات پلیس و امنیتی عراق اعلام کرده‌اند که افراد انتحارکننده عموما زنان و مردان روانی هستند که توسط القاعده مورد سوء استفاده قرار می گیرند، اقدامی که به هر حال آثار روانی وحشتناکی بر نیروهای جوان پلیس عراق می‌گذارد و این تاثیرات روحی هم بطور فردی آزاردهنده است و هم اثرات آن به خانه و خانواده سرایت می‌کند.

یک فرمانده میانی پلیس در شهر بغداد که تمایلی به ذکر نامش ندارد، می گوید کار پلیس در عراق خیلی سخت و دشوار است. هر صبح که از خانه بیرون می‌زنیم ، آخرین نگاهها را به زن و فرزندانمان می‌کنیم، شاید دفعه بعدی وجود نداشته باشد.

یک پلیس عراقی: هر صبح که از خانه بیرون می‌زنیم ، آخرین نگاهها را به زن و فرزندانمان می‌کنیم، شاید دفعه بعدی وجود نداشته باشد.

او در مورد خطرات کار پلیسی در عراق می‌گوید: اکنون چند ماموریت برای پلیس عراق تعریف شده که یکی از آنها "پلیس گشت"، دیگری "پلیس اماکن" و یکی نیز "پست‌های ایست و بازرسی" در محلات و نقاط مختلف شهر است.

این افسر پلیس ادامه می‌دهد: این نیروها در هیچ یک از سه ماموریت گفته شده ازحملات تروریستی مصون نیستند، بمب‌گذاران در مسیر گشتی‌ها ی پلیس حادثه می‌آفرینند و پلیس‌های غیر گشتی نیز در معرض حملات انتحاری، انفجاری و غافلگیرانه قرار دارند.

آخرین حمله مسلحانه غافلگیرانه اوایل بهمن ماه در میدان الزهرا ( س ) کاظمین در شمال بغداد رخ داد که منطقه‌ای شلوغ منتهی به حرمین امام موسی کاظم (ع) و امام جواد(ع) است.

مردان مسلح در روز پنجشنبه‌ای که مردم برای زیارت این اماکن مقدس مذهبی به آنجا روی می‌آورند، صاعقه وار در میدان ظاهر شدند و به سمت نیروهای ایست و بازرسی محل شلیک کردند.

شلیک‌ها و تیراندازی‌های پرحجم در همان لحظات اول تعدادی کشته و زخمی بر جا گذاشت و مردم هراسان و وحشت زده به اطراف پراکنده شده و پناه گرفتند تا درگیری‌ها فروکش کند.

منابع محلی گفتند ، آن روز سه جنازه که دو تن از آنان از نیروهای پلیس عراق بودند، به همراه حدود  10 زخمی به نزدیک‌ترین بیمارستان منطقه منتقل شدند.

تامین معیشت، مشکل اصلی

زندگی پلیسی در عراق، مشکلات مختلف دیگری هم دارد. آنان با تمامی سختی و مخاطرات ویژه‌ای که در برخورد با نیروهای تروریست وجود دارد، ازمشکلات معیشتی هم رنج می‌برند.

کمتر پلیسی به غیر از رده‌های بالا، می‌توان یافت که از وضعیت زندگی خود راضی باشد.

حسین می‌گوید: حدود  700 هزار دینار حقوق ماهانه دریافت می‌کند که از این مبلغ 250 هزار دینار آن را فقط برای اجاره خانه می‌پردازد، در حالی که هزینه‌های شخصی مانند رفت و آمد و خوراک روزانه‌اش نیز سر به 150 هزار دینار در ماه می‌زند.

جابر هم می‌گوید حقوق ماهانه‌اش کفاف زندگی او را نمی‌دهد، با این همه ، فضای روانی کار و زندگی روزانه نیروهای پلیس در عراق فقط به امنیت فردی و معیشت آنان بر نمی‌گردد.

وحشت و نگرانی از شناسایی و سوء قصد توسط عوامل تروریستی برای یک انسان برزخی می‌سازد که روح و روان را فرسوده می‌کند.

این نگرانی‌ها باعث شده تا خیلی ازنیروهای پلیس ، گردش‌های خانوادگی را از زندگی خود حذف کرده و خرید بازار را نیز شخصا انجام دهند و این "چقدر سخت و آزاردهنده است". این جمله‌ای است که جابر چند بار تکرار می‌کند.

البته نیروهای پلیس عراق در کنار این وضعیت روحی، روانی، خانوادگی و معیشیتی، مشکلات دیگری هم دارند که از جمله موضوع برخوردهای قضایی است که با آنان صورت می‌گیرد.

محمد با هیکل نسبتا درشتش، پلیسی است که تا حالا دوبار به دادگاه احضار شده و می‌گوید: با هزار بدبختی و دشواری فرد جنایتکار و آدم کش را دستگیر کرده ام و بعد بجای تشکر یک اقا یا خانم اتو کشیده مدعی می‌شود که من حقوق زندانی را نقض کرده ام ، "خب مگر با ناز و نوازش می‌توان جنایتکار دستگیر کرد؟"، اغلب اوقات فقط با خشونت می‌توان آنها را سوار خودرو و به مقر پلیس منتقل کرد.

          جنجالهای داخلی                  

با وجود تمامی این مشکلات کار پلیسی، برخی مسایل نیز بر تلاش این نیروها و ریسک هر روزه شان سایه افکنده و آن اتهامهایی است که بیشتر به نیروهای رده بالای پلیس زده می‌شود، مانند رشوه و فعالیت‌های خلاف قانون، در جریان آزادی زندانی و یا استخدام در پلیس عراق، موضوعی که فعلا بصورت شایعه رواج دارد .

علاوه بر این پلیس نوپای عراق، طی دو سال گذشته در عرصه سیاست داخلی عراق چند بار جنجال برانگیز شده است.

پلیس نوپای عراق، طی دو سال گذشته در عرصه سیاست داخلی عراق چند بار جنجال برانگیز شده است.

در پاییز 84، هنگامی که هنوز پلیس عراق دوران بالینی و شکل‌گیری خود را طی می‌کرد، موضوع کشف یک بازداشتگاه سری، دولت ابراهیم جعفری از ائتلاف یکپارچه عراق به رهبری عبدالعزیز حکیم را در وضعیت بدی قرار داد.جریان‌های سنی عراق ، سپاه بدر را به عنوان متهم اصلی معرفی کردند و سر و صدای زیادی هم بپا شد، اما "هادی عامری" رییس تشکیلات سپاه بدر و نماینده پارلمان عراق در رد اتهامات فاش ساخت که نیروهای آمریکایی در این محل حضور داشته و بر این بازداشتگاه نظارت داشته اند.

اگر چه نمی‌توان برخی اقدامات خودسرانه در نیروهای پلیس عراق را طی چهار سال گذشته نادیده گرفت، اما موضوع بازداشتگاه سری زمان زیادی لازم نداشت تا مشخص شود که تمام آن جنجالها صرفا برای تضعیف دولت جعفری و کاهش نفوذ و قدرت شیعه‌ها در حاکمیت، آن هم از سوی خود آمریکایی‌ها بود.

پاییز سال 1385نیز با دستگیری 56 تن از نیروهای پلیس در رده‌های مختلف، جنجال دیگری در گرفت.

آنان، شامل یک افسر عالی ارشد،19 افسر بلندپایه،19 افسر جزء و 17 مامور گشت بودند که به همکاری با گروههای آدمکش فرقه‌ای در جریان خشونت های مذهبی سالهای 2005 و 2006 و نیز شکنجه زندانیان متهم شدند.

دولت عراق نیز بلافاصله آنان را بخاطر تخلفات و نقض قوانین دستگیر کرد.

د ولت عراق طی سال‌های گذشته در حالی بخاطر اینگونه خودسری‌ها در نیروهای پلیس مورد انتقاد و حمله مخالفان خود قرار داشته که بر اساس مستندات و گزارش‌های منتشر شده، حکومت آمریکایی پل برمر در سال  1383چند ماه پس از سقوط دیکتاتور بغداد، زمانی که هنوز تروریسم بعثی و القاعده در عراق جان نگرفته بود، درهای ادارات پلیس را به روی 50 هزار تن از نیروهای بعثی باز کرد و آنان را با کمترین مقررات و گزینش سختگیرانه مورد نیاز، به استخدام در آورد.

"عدنان هادی الاسدی" مشاور ارشد وزارت کشور در همین سال ضمن اعلام استخدام  50 هزار نیروی بعثی در پلیس گفته بود که تعداد زیادی از نظامیان بعثی ارتش صدام نیز به ارتش بازگشته اند.

اکنون پلیس عراق مسوولیت تامین بخشی از امنیت عراق را در کنار نیروهای امنیتی ، نظامی و نیز ارش آمریکا در عراق بر عهده دارد و مقام‌های رسمی اعلام کرده‌اند که پلیس آمادگی پذیرش مسوولیت امنیت کل کشور را تا پایان سال 2008 میلادی کسب کرده است.

پلیس عراق با همه دشوارهایی که در مسیر پیش رو دارد، نقش غیر قابل کتمانی نیز در کاهش خشونت‌ها و مقابله با تروریسم طی این سالها ایفا کرده است.

اواخر دی ماه امسال، درجریان برگزاری روزملی پلیس درعراق،بخشی از آمادگی‌های پلیس از طریق شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی به نمایش گذاشته شد.

اوایل این هفته نیز همزمان با سالروز طرح امنیت بغداد که یک سال پیش چنین روزهایی با هدف پاکسازی پایتخت عراق از نیروهای تروریستی و بازگرداندن امنیت به آن آغاز شد، دولت عراق باردیگر از آمادگی نیروهای پلیس در به دست گرفتن مسوولیت امنیت بغداد و سایر مناطق عراق سخن گفتند.

برخی کارشناسان معتقدند که حضور نیروهای آمریکایی درعراق و دخالت آنان در سیاست‌های امنیتی و نیز اجتناب از سپردن مسوولیت امنیت کشور به نیروهای نظامی و پلیس عراق، این نیروهای ملی را دامنگیر مشکلات زیادی کرده است، بطوری که ادامه این روند احساس وابستگی به نیروهای برتر و احساس عدم اعتماد به نفس را در آنان درونی می‌کند.

این درحالی است که پلیس عراق، تشکیلاتی هنوز جوان و در آغاز راه محسوب می شود و با خیل نیروهایی جوان و کم تجربه ازیک سو و اندک نیروهایی نفوذی اما خطرناک از سوی دیگر سروکار دارد.
  

                                                                                                                                    ایرنا 

                                                                                  

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها