حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مادرزاد از چرخ و فلک راضی اند. سال ها در محضر استادان بزرگی چون حسین قوللر آغاسی ، محمد مدبر، عباس بلوکی فر و ... قلم زده اند و رستم و سهراب ها و زندگی نامه ائمه اطهار را بر سینه سپید کاغذ نقش کرده اند و امروز هر چند صدای به هم خوردن استکان نعلبکی های قهوه خانه ها و طنین گرم نقالان و پرده خوانان در لایه های پرشتاب دنیا گمشده است ، اما باز هم راضی اند و به حکم خدا رضایت دارند. باز هم با تلفیق موضوعات روز، سعی می کنند نقاشی قهوه خانه ای را از زوالی که بدان دچار است رهایی بخشند. گزارشی که در پی می آید، حاصل کارگاه هنر عاشورایی است که از نهم بهمن ماه افتتاح شده و تا پایان بهمن ماه ادامه دارد.
احمد خلیلی یکی از پیشکسوتان عرصه نقاشی قهوه خانه ای است که درباره این کارگاه اعتقاد دارد: فرهنگستان هنر و موزه هنرهای معاصر فلسطین به نقاشان قهوه خانه ای پیشنهاد داده اند تا در قالب این نقاشی ، عاشورای هزار و پانصد سال پیش و عاشورای امروز را به همراه مضامین انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تلفیق کنیم که این حرکت با استقبال نقاشان قهوه خانه ای روبه رو شد. البته این کار برای ما تجربه ای تازه محسوب می شود. شاید به این دلیل که ما سال هاست به کشیدن شمایل و تصویر ائمه اطهار پرداخته ایم . حتی در اثری که در حال حاضر مشغول کشیدن آن هستم و موضوع آن درباره دفاع مقدس است بخوبی می توان خط و خطوط نقاشی قهوه خانه ای را مشاهده کرد.
اما واقعیت این است که رویکردهای مدرن نمی تواند به آن شکلی که انتظار داریم ، جای خود را در نقاشی قهوه خانه ای یا خیالی سازی باز کند.آیدین آغداشلو که از پیشکسوتان نقاشی است و به هنر ایران و غرب اشراف و آشنایی کامل دارد، معتقد است : این سبک از نقاشی باید دست نخورده باقی بماند. خود من هم بر این باور هستم . البته امیدوارم نقاشی قهوه خانه ای بتدریج به دست نسل جوان و مشتاق دستخوش تغییراتی در فرم شود. اگر این اتفاق به وقوع بپیوندد، مسلما نقاشی قهوه خانه ای از زوال نجات پیدا می کند. با این تفاسیر از نظر من ، پیشرفت هایی که باید، در زمینه این نقاشی حاصل شده است ؛ هرچند نمی توان انتظار داشت نقاشانی که امروز به این سبک کار می کنند، خط و ربط استادان پیشین را صددرصد اجرا کنند. متاسفانه امروز هنرمندان باقیمانده از این نقاشی به اندازه تعداد انگشتان دست هستند و با درگذشت این هنرمندان یقین دارم پرونده نقاشی قهوه خانه ای برای همیشه بسته خواهد شد. هرچند طیف علاقه مند به این حیطه خاصه در میان نسل جوان به چشم می خورد؛ اما عملا حمایت هایی که لازم است انجام نمی شود. یکی از دلایل این که نقاشی قهوه خانه ای نتوانست شاگردانی همتراز استادان امروز تربیت کند، این است که این نقاشی از گذشته و شاید از بدو پیدایش و شکل گیری به شیوه استاد و شاگردی آموخته و منتقل می شد و هرگز هم جای خود را در دانشگاه ها باز نکرد. دلیل دیگرش این است که نقاشی قهوه خانه ای احتیاج به ممارست فراوان دارد؛ یعنی هنرجو، ماه ها و ساعت ها که هیچ باید سالها از محضر استادان این فن بهره گیرد تا بتواند به آن اشراف یابد. به طوری که هر کدام از ما سالها با استادان خود زندگی کرده ایم .
به هر حال شتابزدگی زندگی امروز و دغدغه های موجود باعث شده تا این نوع نقاشی و شیوه آموختن آن از حوصله ها خارج شود و وقت چندانی برای تصویر کردن آن در نظر گرفته نشود.نه تنها در حیطه نقاشی قهوه خانه ای که اصولا حیطه هنرهای تجسمی نیازمند صبر و حوصله فراوان است تا نتیجه مطلوب حاصل شود.به عنوان مثال هنرجوی نقاشی قهوه خانه ای اگر بخواهد به تصویر پرده ای از شاهنامه بپردازد می بایست اشراف نسبت به شاهنامه و پهلوانان و قصه های آن داشته باشد؛ اما فراموش شدن نقالان وگسست نسل امروز با متون پیشین به نظر می رسد، حلقه های مفقوده ای در این عرصه به وجود آمده است .
با رفتن نقالان ، هنر سخنوری نیز از میان برچیده شده و ادبیات کهن خواه ناخواه به واسطه تغییرات زمانه جای خود را به فناوری و مسائل نوین تر داد. با این وجود همین تعداد نقاشان قهوه خانه ای حاضرند در صورت فراهم شدن امکانات ، دانش و تجربه چندین ساله خود را در اختیار علاقه مندان قرار دهند.
اما دریغ و درد که نه تنها این وادی ، دلسوز و متولی ندارد، که حتی برای شکل گیری انجمن نقاشان قهوه خانه ای هم طی این سالها تلاشی صورت نگرفته است . در حالی که اگر به عنوان مثال مکانی حتی کوچک برای تدریس نقاشی قهوه خانه ای از سوی دولت در نظر گرفته شود، می توان به بهبود اوضاع این نقاشی امیدوار بود. نقاشی قهوه خانه ای گوهری گرانبهاست که مطمئنم اگر به فراموشی سپرده شود، بعدها با حسرت از آن یاد می شود.با وجود تمام این نواقص ، ما شاهد این مساله هستیم که نقاشی قهوه خانه ای در بازار اکسپوها و نمایشگاه های بین المللی حضور چشمگیری دارد یا حتی در انبار موزه ها جای گرفته است .
می خواهم به ارزش این هنر اشاره کنم و این که آنچه خودمان داریم را از بیگانه طلب می کنیم . به نظر می رسد آکادمیک نشدن نقاشی قهوه خانه ای در دانشگاه های هنر یا حتی جای نگرفتن آن میان واحدهای درسی دانشجویان ، آسیب بیشتری به این حیطه وارد کرده است . نقاشی قهوه خانه ای هنری است که نه تنها با نماد و سمبل میانه ای ندارد، بلکه هنری است که از توده مردم جوشیده و با متن جامعه پیوند خورده است .
مذهب ، ادبیات کهن یا فولکلور و فرهنگ عامه ، مهم ترین درونمایه های نقاشی قهوه خانه ای است . هیچ نقاشی ای به اندازه این هنر اینقدر طی سال ها با مردم کوچه و بازار عجین نبوده است .محمد فراهانی دیگر بازمانده از نسل نقاشان قهوه خانه ای است . او سال ها شاگرد زنده یاد حسین قوللرآغاسی بوده است و درباره نقاشی قهوه خانه ای اعتقاد دارد: این که چرا نمایشگاه های نقاشی قهوه خانه ای کمتر برگزار می شود به تصمیمات دست اندرکاران برمی گردد. من هم مانند سایر نقاشان قهوه خانه ای بر این باورم این نقاشی باید به شیوه شاگرد و استادی فراگرفته شود. واقعیت این است که نقاشی خیالی سازی مدت هاست در محاق فراموشی قرار گرفته است ، اما کسی به فکر آن نیست .
البته بتازگی با پیشنهاد فرهنگستان هنر، قرار شده در قالب این نقاشی ، مضامین امروزی را کار کنیم .
به عنوان مثال من در این کارگاه ، تابلویی با موضوع بمبگذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی کار می کنم . این اثر هرچند با سبک و سیاق نقاشی قهوه خانه ای تصویر می شود، اما حال و هوایی امروزی دارد. واقعیت این است که این کار، یعنی تلفیق موضوعات روز در نقاشی قهوه خانه ای ، باید از همان ابتدای رواج این نقاشی انجام می شد؛ اما اگر این نقاشی تا امروز به آن شکل که باید رشد نکرده است ، به دلیل وجود همان سوژه های کهنه است .
اما با وجود نادیده گرفتن جایگاه نقاشی قهوه خانه ای ، هنوز این آثار در حراجی ها یا در چنگ مجموعه داران به چشم می خورند. خود من با 71سال سن و داشتن سابقه طولانی در عرصه نقاشی قهوه خانه ای ، صدها پرده قهوه خانه ای کشیدم اما این آثار کجا هستند؟ مسلما به وسیله مجموعه داران و سفارش دهندگان یا به کشورهای اروپایی فرستاده شده اند یا به فروش می رسند.
علی اکبر لرنی دیگر نقاش قهوه خانه ای است که در این کارگاه ، نماز ظهر عاشورا را کار می کند. او تصویر جمعی از رزمندگان 8سال دفاع مقدس ، هنگام ظهر پشت سر امام حسین (ع ) نماز می خوانند.
ناگفته پیداست که سوژه ملموس دفاع مقدس با سبک و سیاق نقاشی قهوه خانه ای ترسیم شده است .لرنی در این باره می گوید: تصور می کنم آرزوی هر مسلمانی است که پشت سر امام حسین (ع ) نماز بخواند. از آنجا که نقاشی قهوه خانه ای به نقاشی خیالی سازی نیز موسوم است ، به تصویر کردن این اثر پرداخته ام .اما در مجموع وضعیت نقاشی قهوه خانه ای اسفبار است و دستخوش مشکلات فراوانی شده که باید مرتفع شود.
تابلوی تقابل حق علیه باطل دیگر اثری است که سیدحسین حسینی نقاش قهوه خانه ای به کار کردن روی آن مشغول است .این هنرمند نیز می گوید: نقاشی قهوه خانه ای ، هنر اصیل ایرانی است و آینه تمام نمای مذهب ، ملیت و فرهنگ است که اگر در احیای این سبک از نقاشی کوشیده شود، حتی می توان از بروز تهاجم فرهنگی نیز جلوگیری کرد.
مگر نه این است که تهاجم فرهنگی قصد تاراج فرهنگ و تاریخ اصیل یک ملت را دارد؟ با این وجود وقتی می توان به حمایت و سیاستگذاری صحیح از این هنر پرداخت ، چرا نسبت به آن کوتاهی می شود؟
کارگاه هنر عاشورایی با حضور محمد فراهانی ، احمد خلیلی ، منصور وفایی ، علی اکبر لرنی و سیدحسین حسینی تا اواخر هفته در موزه هنرهای معاصر فلسطین ادامه دارد.
آزاده صالحی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....