دوری از ابتذال

دومین فیلم مهرداد فرید در مقام فیلمساز بر خلاف اثر قبلی او چندان پیچیده نیست. فرید در فیلم قبلی خود داستانی با مایه های فلسفی و موضوع های مرتبط با مرگ و زندگی و تقدیر محتوم آدمی در جهان را دستمایه کار خود قرار داده بود، اما فیلم جدید او بیشتر اثری اجتماعی است که روی روایت یک داستان تاکید دارد و در روایت این قصه چندان دچار پراکنده گویی نمی شود.
کد خبر: ۱۵۹۴۸۵
 
فیلم حال و هوایی کاملا جوان پسند دارد و با انتخاب عناصری مانند ریتم تند، بازیگران جوان و کمتر دیده شده ، موسیقی محسن نامجو و... تلاش کرده تا مخاطب عام خود را نیز در نظر داشته باشد. بیتا سحرخیز در نقش مهسا، اولین تجربه طولانی خود را در مقابل دوربین ایفا کرده و سیمای معصوم و کودکانه او به گونه ای است که مخاطب نسبت به سرنوشت او علاقه مند می شود.

علیرضا اشکان هم که سال 85با سریال تلویزیونی «نرگس» در نقش همسر نرگس دیده شد، این بار حضوری بیش از یک حضور صرفا فیزیکی دارد و کاملا بازی می کند. شاید بتوان مهم ترین ویژگی فیلم را این نکته دانست که قصه آن فضایی کاملا مناسب فراهم می کند تا مخاطب با این داستان و این اثر همذات پنداری کند. مشکل مسکن ، واقعیت تلخی است که هر یک از ما در مقاطع مختلف زندگی خود با آن مواجه شده ایم.

این که دختری شهرستانی با چنین مشکلی مواجه شود هم واقعیت دیگری است که این مساله را تشدید می کند. بر پایه همین مساله است که داستان سنگ بنای اصلی خود را می چیند و با قرار دادن مهسا و جمشید در زیر یک سقف ، فضایی را فراهم می کند که دنبال کردن سرنوشت این آدم ها برای مخاطب پرسش برانگیز است. از دیگر ویژگی های فیلم می توان به عنوان بندی ابتدایی آن اشاره کرد که روی صحنه هایی پر تحرک ، همه اطلاعات مقدماتی را به مخاطب ارائه و ذهن تماشاگر را برای درگیر شدن با قصه آماده می کند.

صحنه جالب توجه دیگری هم ابتدای فیلم هست که در آن مهسا به مردان مختلفی پیشنهاد می کند تا نقش همسر او را ایفا کنند. واکنش های این افراد که همه از عوامل فیلم هستند نیز از صحنه های قابل توجه فیلم است.
«همخانه» از چند نقطه قوت برخوردار است که بدون اشاره به آنها این مطلب لطفی ندارد. یکی از این موارد انتخاب بازیگران است و دیگری دیالوگ نویسی فیلم که ترکیب این دو در کنار هم ، نتیجه خوبی داشته است ؛ مثلا درباره انتخاب ارژنگ امیرفضلی در نقش مرد معتاد و عسل بدیعی در نقش زنی خیابانی.

صحنه ها علاوه بر آن که جدیت لازم یک فیلم اجتماعی را دارند، از یک طنز ظریف هم بهره گرفته اند. این سبک از دیالوگ نویسی در صحنه های جروبحث مهسا و جمشید نیز بخوبی به کمک کار آمده است.

حفظ لحن ، یکی از توفیق هایی است که همخانه به آن دست یافته است. با وجود حضور دختر و پسری جوان در کنار یکدیگر، داستان هیچ گاه به ورطه ابتذال نمی افتد. اشکال های موجود در فیلم هم بیشتر به صحنه هایی باز می گردد که در آن کارگردان ، مجذوب حال و هوای قصه شده و در نتیجه عنصر مهم ایجاز را فراموش کرده است.

صحنه تنها ماندن بیتا در خانه پس از خروج پیرزن تا بازگشت مجدد پیرزن ، صحنه برگزاری عروسی در خانه ، صحنه راه انداختن پیرزن پیش از رفتن به سفر و... برخی از این بخش هاست که می تواند با تجدید نظر کارگردان شکل بهتری به فیلم بدهد.


رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها