خودم می‌دونم که زشتم

نمی‌دانیم، یعنی ما نمی‌دانیم این چه بلایی است که گاهی اوقات دامن برخی از بر و بچه‌های اطراف‌مان را می‌گیرد و ما تا می‌خواهیم به خودمان بیاییم و کاری بکنیم، یکهو می‌بینیم که همه چیز به هم ریخته و دوست جان جانی‌مان بعد از 599 بار عمل جراحی بینی، به رکورد دست نیافتنی شونصدمین عمل هم دست یافته است.
کد خبر: ۱۵۹۴۳۹

اوایل بیشتر زوم کرده بودیم روی خود این جراحی‌ها و گاهی می‌رفتیم سراغ جنگ چاقوها و دماغ‌ها و گاهی می‌پرداختیم به «ماراتن زیبایی روی دماغ‌های بریده» اما حالا حکایت فرق کرده اصلا رفته‌ایم سراغ یک معضل اساسی‌تر، این که چرا بعضی‌ها فکر می‌کنند، زشت هستند.

  این که چرا اعتماد به نفس ندارند و کلی از این حرف‌های جدی که اگر طالبش نیستید، خودتان را الاف نکنید.

یکی از دلایل قابل تامل در توجه بیش از حد به آرایش چهره و انجام اعمال جراحی پلاستیک، ابتلای فرد به اختلال بدریختی بدن و اختلال شخصیت است. در این اختلال‌‌‌ها که اغلب در سنین 15 تا 20 سالگی به اوج خود می‌رسد فرد تصویر ناخوشایندی از بدن خود دارد، به حدی که تصور می‌کند اعضای بدنش دچار نقص و عیب است، بنابراین برای رفع آن به انواع شیوه‌ها پناه می‌برد.

مبتلایان به اختلال بدریختی در معرض ابتلا به افسردگی و اضطراب نیز قرار دارند و این در حالی است که این بیماران سعی می‌کنند به هر شیوه برای جلب توجه اطرافیان کوشش کنند.

چندی قبل «علی باغبانیان» رئیس کمیسیون بهداشت و درمان افزوده بود: حدود 75 درصد متقاضیان جراحی زیبایی مشکل روانی دارند. براساس مطالعات روان‌شناختی 80 درصد از زنان و 60 درصد از مردان تمایل به انجام اعمال جراحی دارند که تنها حدود 10 درصد آنان از چهره جدید خود راضی هستند و کار 50 درصد آنان به عمل دوباره می‌کشد.

کارشناسان بهداشتی کشور معتقدند: فرهنگ‌سازی غلط جامعه عامل مضاعفی شده است تا این تب تند به صورت یک اپیدمی در جامعه درآمده دربیاید.

آنان پایین بودن اعتماد به نفس، وجود فضاهای مجازی در جامعه، بی‌هویت شدن آدم‌های مجازی، پایین آمدن کیفیت زندگی و افزایش کمیت آن را از مواردی ذکر می‌کنند که گرایش به نیازهای کاذب در جامعه بویژه نسل جوان را سبب شده است.

افزایش بیماری‌های روانی در میان جوانان و نوجوانان بخصوص اختلال بدریختی از مهمترین عوامل روی آوردن جوانان به اعمال جراحی و آرایش‌های آنچنانی است که در این گزارش سعی شده است به این اختلال بپردازیم.

اختلال بدریختی‌

دکتر غلامحسین معتمدی روانپزشک درباره اختلال بدریختی می‌گوید: اختلال بدریختی مانند بسیاری از مشکلات رفتاری و روانی از یک طیف خاص است که در یکسو این طیف تصور خفیف بدشکل‌انگاری قرار دارد که می‌تواند بسیار خفیف باشد و بیماری تلقی نشود و در سوی دیگر طیف این بد شکل‌انگاری می‌تواند به صورت یک هذیان یا یک تصور مبالغه شده باشد. طبیعت از لحاظ فراوانی در جمعیت عمومی بیشتر بد شکل‌انگاری خفیف وجود دارد و بیماری حاد بد شکل‌انگاری فراوانی کمتری در جامعه دارد.

او می‌افزاید: بد شکل‌انگاری حاد وقتی به صورت هذیان ظاهر می‌شود در حقیقت شخص را دچار نوعی پسیکوز یا جنون می‌‌کند. این نوع بیماری در شکل تصور مبالغه شده آنچنان اختلالات شدید در زندگی فردی و اجتماعی فرد بیمار به وجود می‌آورد که روند زندگی را مختل می‌کند.

او یادآور می‌شود: معمولا در دوران بلوغ نوجوانان توجه بیش از اندازه‌ای به جسم خود پیدا می‌کنند که این توجه به جسم براساس معیارهای اجتماعی است و در واقع شامل تصویر‌های ایده‌آل جسمی است.

به عنوان مثال: در جوامع امروزی تصویر خاصی از افراد به عنوان تصویر ایده‌‌آل در سطح جوامع و حتی جامعه بین‌الملل اعمال می‌شود این که خانم‌ها باید ظاهری زیبا داشته باشند یا این که از نظر جسمانی بسیار لاغر و باریک به نظر برسند یا‌ آقایان باید از نظر جسمانی دارای اندامی ورزشکاری باشند و صورتشان عیب و نقصی نداشته باشد و این خصوصیات امروزه جهانشمول شده است.

بنابراین یک نوجوان همراه با توجهی که به جسمش پیدا می‌کند با این الگوهای فراگیر جهانشمول روبه‌رو می‌شود و خود را براساس آن می‌سنجد و مقایسه می‌کند و آن زمان است که دماغش را با دماغ فلان ورزشکار مقایسه می‌کند و اقدام به جراحی بینی می‌کند و با توجه به این که امروزه تکنیک‌های مختلف جراحی وجود دارند آمار زیادی از نوجوانان و جوانان اقدام به این عمل می‌کنند به طوری که کشور ما بالاترین میزان جراحی بینی را دارد.

او تاکید می‌کند: نوجوان به دلیل قرار گرفتن در مرحله بلوغ توجه مبالغه‌آمیزی به اندامش پیدا می‌کند و زمانی که با استانداردهای گفته شده خودش را مقایسه می‌کند احساس می‌کند که با این ایده‌آل‌ها انطباق ندارد از این‌رو به فکر تغییر می‌‌افتد. حال ممکن است وضع ظاهری فرد با نرمال‌های جامعه اختلاف کمی داشته باشد که قابل اغماض است. این مساله به این برمی‌گردد که فرد در کجای این ارزیابی از خودش قرار گرفته است.

طبیعی است که یک نوجوان و جوان در دوره بلوغ به یکی از انواع بیماری‌های روانی از یک نوروز یا یک پسیکوز مبتلا شود. جوان در دوران بلوغ با دلمشغولی بیش از اندازه به بدن خودش و صورتش توجه می‌کند که اگر در رده پسیکوز قرار بگیرد تبدیل به هذیان می‌شود و هذیان هم یک باور غیرمنطقی است که شخص علیرغم آگاهی‌هایی که از واقعیت دارد خلاف آن را باور می‌کند. فرض کنید نوجوانی می‌اندیشد که عده‌ای می‌خواهند به او صدمه بزنند و مسمومش کنند در حالی که این گونه نیست و این حالت‌ها بعدها تبدیل به هذیان می‌شود و نسبت به یک قسمت از بدن یا صورتش بدبین شود و احساس بدریختی کند. به طوری که خود را بدریخت‌ترین آدم روی کل زمین بپندارد.

این در حالی است که ناظر بیرونی که نوجوان یا جوان را می‌بیند به هیچ وجه عیبی در ظاهر او نمی‌یابد و یا اگر نقصی باشد آنقدر جزیی است که نباید منجر به یک چنین واکنش شدیدی شود.

دکتر معتمدی می‌گوید: بلوغ در دوران نوجوانی توام با بیدار شدن جسم است و این مقایسه‌ها در این دوران برای بسیاری از نوجوانان رنج خاصی را به دنبال دارد اما در حالت حاد بیماری که با جنون یا پسیکوز روبه‌رو هستیم قطعا یک نوع آسیب‌پذیری شخصی و ژنتیکی وجود دارد وگرنه شخص اگر این آسیب‌پذیری را نداشته باشد نمی‌تواند به بد شکل‌انگاری هذیانی مبتلا شود.

این روانپزشک می‌افزاید: باورهای هذیان‌گونه کم‌‌کم تبدیل به علایمی در زندگی اجتماعی فرد می‌شود و جوان به خاطر این که دارای بدشکل‌ترین دماغ دنیا است کم‌کم از جامعه منزوی می‌شود مدرسه نمی‌رود و در جامعه ظاهر نمی‌شود و بتدریج این انزوا برایش افسردگی به دنبال دارد و علایم پسیکوز جنون‌آمیز در او به وجود می‌آید. جوان به خاطر داشتن دماغ زشت به تصور خودش همه جهان را دشمن خود می‌پندارد.

او یادآوری می‌کند: اگر بیمار پسیکوتیک باشد طبعا مانند سایر بیماران اگر درمان نشود حالش رو به وخامت می‌گذارد اما اگر دچار یکسری اختلالات روانی باشد و در مورد وضعیت ظاهری‌اش دچار وسواس شود طبیعت به درمان‌ها بهتر جواب می‌دهد و بسیاری از بیماران با افزایش سن و ورود به میانسالی بیماری‌شان تخفیف پیدا می‌کند. طبیعی است که هر چقدر بیمار سن‌اش افزایش یابد توجه به جسم در او ضعیف می‌شود.

او در مورد این بیماری می‌گوید: در مورد بیمارانی که دچار هذیان شده‌اند درمان دارویی و بستری در بیمارستان توصیه می‌شود. در مورد بیمارانی که با افکار روان‌نژند مواجه شده‌‌اند و تصورات مبالغه‌آمیز در مورد خودشان و انواع و اقسام رفتارها دارند، مشاوره‌های خاصی توسط روانپزشک انجام می‌شود تا بتواند بیمار را از این تصورات دور کند و دوباره او را به سلامت روانی برساند.

جلب توجه دیگران‌

دکتر نوشین دشتبانی، روانپزشک هم در مورد این اختلال می‌گوید: بیمار مبتلا به اختلال بدشکلی بدن ممکن است متقاضی عمل پلاستیک باشد. این فرد بدون این که نقص یا نازیبایی در کار باشد اشتغال فکری بیمارگونه با ظاهر خودش دارد هر چند ذهنیت او به حد هذیان نمی‌رسد و با درمان‌های روانپزشکی، روان‌درمانی و درمان دارویی امکان بهبودی او وجود دارد.

او می‌افزاید: بیمارانی که به مبتلا به این اختلال هستند در استفاده از لوازم آرایش هم افراط می‌کنند. بیشترین اختلال شخصیتی که در جوانان منجر به استفاده از لوازم آرایشی می‌شود اختلال بدریختی است. فرد بیمار مایل است خود را در زمینه قدرت، هوش و زیبایی برتر از دیگران نشان دهد و از ظاهر جسمی خود برای جلب توجه دیگران استفاده کند. او می‌پندارد که ظاهرش بدون آرایش بسیار زشت و کریه است از این رو سعی می‌کند با استفاده از لوازم آرایشی زشتی‌های خودش را پنهان کند و به صورتی مبالغه‌آمیز خودش را تسکین دهد.

او یادآور می‌شود: استفاده از رنگ‌های تند و زننده در آرایش نمایشگر این اختلال شخصیت است که متاسفانه در میان جوانان بسرعت در حال افزایش است.

بسیاری از بیماران من که از پیدا کردن کار ناامید می‌شوند می‌اندیشند که به خاطر قیافه ساده‌ای که دارند کار پیدا نمی‌کنند از این رو ناکامی‌شان را به حساب سادگی‌شان می‌گذارند و به استفاده بی‌رویه از لوازم آرایشی مبادرت می‌کنند اما بعدها برای خلاص شدن از شر این عادت به وضعیت زجردهنده‌ای مبتلا می‌شوند.

این روانپزشک تاکید می‌کند: در جامعه ما ارزش‌هایی در حال شکل‌گیری است که در گذشته بسیار زشت تلقی می‌شد اما جوانان کشور به اشتباه تصور می‌کنند که اگر چنین نباشند متضرر می‌شوند.

او می‌گوید: تمایل برای جراحی پلاستیک زیبایی در سطوح گوناگون آسیب‌شناسی روانی فردی و اجتماعی قابل بررسی است. در شدیدترین وضعیت ما با بیماری روبه‌رو هستیم که به علت ابتلا به نوعی از اختلال هذیانی دچار این عقده هذیانی است. معمولا عده‌ای که از اختلال بد ریختی بدن رنج می‌برند خود از آن بی‌خبر هستند ولی به طور کلی در مورد این اختلال می‌توان گفت: اساس این اختلال، باور یا ترس قوی بیمار است از این که بیمار ظاهر جذابی ندارد و یا حتی نفرت انگیز و مشمئزکننده است.

 این بیماران به ندرت پذیرای این نکته می‌شوند که نصیحت دیگران را در خصوص عدم مشکل به کار گیرند.
 شایع‌ترین سن شروع بین 15 تا 30 سالگی است.

 در مجردها این نوع اختلال بیشتر دیده می‌شود.

 90 درصد این بیماران دچار افسردگی، 70 درصد دچار اختلالات اضطرابی و 30 درصد هم دچار روان‌پریشی هستند.
 20 درصد بیمارانی که دچار اختلال بدریختی بدن هستند دست به خودکشی می‌زنند.

 این بیماران دچار اشتغال فکری با محتوی نقص بدنی تخیلی یا اغراق‌آمیز هستند.

 ناراحتی ممکن است آنقدر شدید باشد که بیماران حتی از بیرون رفتن از خانه به خاطر ترس از در معرض تمسخر واقع شدن خودداری کنند. حدود 33 درصد از بیماران خانه‌نشین می‌شوند.

 معمولا در این بیماران شایع‌ترین ساختار بدنی که به صورت خیالی نامتناسب است، ساختار چهره خصوصا بینی است.

 معمولا وسواس برای نقص هذیانی و آداب تشریفاتی برای سرپوش نهادن بر آن این اختلال را همراهی می‌کند.

اختلال فکری و احساسی‌

دکتر علی منافی، فوق تخصص جراحی پلاستیک و زیبایی در مورد وسواس جوانان در جراحی‌های مکرر می‌گوید: اکثر کسانی که تقاضاهای مکرر برای اعمال جراحی زیبایی می‌کنند، دچار یک نوع اختلال فکری و احساسی به شکل ناخشنودی از یک قسمت از بدن بخصوص از صورت یا حتی به صورت خاص یک عضو مانند بینی است و فکر می‌کنند که بینی آنان زشت است و همین باعث زشت شدن کلی چهره آنان شده است.

زمانی که با یکی از این بیماران مواجه می‌شویم که تقاضا برای عمل جراحی پلاستیک دارند سعی می‌کنیم با صحبت کردن با بستگان درجه اول بیمار او را مجاب کنیم تا شخص مورد نظر را به روانپزشک ببرند و پس از درمان‌های لازم مراجعه کنند تا در مورد او تصمیم‌گیری شود و به هیچ وجه عمل جراحی عجولانه به صلاح نیست.

به طور کلی استعداد زنان برای ابتلا به این بیماری بیشتر است و دلیل این کار را باید در تغییرات متناوب هورمونی ماهانه بدن زنان، تغییرات بدنی و روحی آنان به دنبال زایمان‌ها و احتمال بیشتر بروز افسردگی‌ها و اضطراب در آنان جستجو کرد.

اظهارات و گله و شکایاتی که افراد مبتلا به این بیماری دارند، با سایر افراد نیز متفاوت است آنان به نوعی با تنفر اظهار نارضایتی از عضو بدن خود دارند نه نقص کوچکی که در عضو وجود دارد اکثریت این بیماران از یک نقص کوچک در سر و صورت خود یک تراژدی برای خود ترسیم می‌کنند اگر بینی قوز مختصری داشته باشد، به جای ابراز نارضایتی از آن قوز می‌گویند: از بینی‌ام متنفرم و صرف این عبارات و قبل از شنیدن بقیه صحبت‌ها نمی‌توان دست به جراحی زد.

او خاطرنشان می‌کند: اگر چه ریشه اکثر این مشکلات درونی و ریشه در تربیت زمان کودکی افراد یا در مورادی ژنتیک، وراثت و بعضی از مشکلات روانی از والدین به فرزندان دارد، ولی از نقش تنش‌های روانی خود در خانواده و اجتماع نمی‌توان غافل شد. طعنه‌ها و تمسخرهای احتمالی موجود در خانواده‌ها یا اجتماع یا محل کار می‌تواند عامل شروع یا تشدید کننده این بیماری بشود یا در درمان این افراد ایجاد اختلال کند.

عده‌ای از متخصصان روانپزشک داشتن سطح اقتصادی بالا را یکی دیگر از عوامل موثر در انجام اعمال جراحی مکرر می‌دانند و معتقدند که داشتن سطح اقتصادی بالا باعث می‌شود تا فرد احساس برتری نسبت به افراد دیگر در تمام زمینه‌ها پیدا کند و بخواهد هر طور شده است، کمبودهای ظاهری‌اش را نیز کمرنگ نماید.

عدم شناخت هویت‌

دکتر علی فرجام روانشناس اجتماعی هم در مورد علت گرایش جوانان به جراحی‌های پلاستیک می‌گوید: گسترش نامطلوب جراحی‌های زیبایی در یک جامعه متاثر از انگیزه‌های عاطفی و شناختی افراد آن است به طوری که نیازهای عاطفی جوانان بویژه نیاز به مورد توجه قرار گرفتن به وسیله جامعه از انگیزه‌های اصلی کسب زیبایی تصنعی است. از طرفی گروه‌های مرجع نتوانسته‌اند جوانان را در شناخت هویت خود یاری دهند. به این ترتیب ظاهری‌ترین لایه هویت هر فرد چنان برجسته می‌شود که دیگر ابعاد وجودی‌اش را به حاشیه می‌راند.

او می‌افزاید: بسیاری از جوانان ساعت‌ها جلوی آینه به صورت و اندام خود خیره می‌شوند و چیزهایی را کشف می‌کنند که از قبل هم وجود داشته، اما در آن موقع اصلا توجهی به آن نمی‌کردند. مهم‌ترین مساله در آنان تعادل روحی و روانی است. در تمام کشورهای پیشرفته دنیا و طبق پروتکل‌های جراحی‌های پلاستیک، همه متقاضیان باید قبل از عمل تحت مشاوره روانپزشک قرار بگیرند، زیرا بسیاری از بیمارانی که دچار اختلالات شخصیتی و اختلالات بد ریختی بدن هستند گزینه مناسبی برای این اعمال نیستند.

این بیماران به خاطر باورهای شبه هذیانی در ظاهر خود نقص می‌بینند و به طور مداوم از بدشکلی صورت و اندام خود شکایت دارند و در صورت وجود ایرادهای جزئی به صورت مبالغه‌آمیزی آن را بزرگ جلوه می‌دهند به طوری که در عملکرد اجتماعی آنان آثار شومی به بار می‌آورد.

او یادآور می‌شود: نکته مهم در این بیماران این است که جراحی‌های ترمیمی به نگرانی‌های روانی این بیماران پایان نمی‌دهد، چرا که آنان در مدت کوتاهی از ظاهر جدید خود هم احساس نارضایتی می‌کنند و در این حالت یا از جراح پلاستیک خود شکایت خواهند کرد یا اگر جراح خوش اقبال باشد به سراغ جراح دیگری خواهند رفت.

این روان‌شناس اجتماعی می‌گوید: متاسفانه آمار دقیقی در دست نسیت که چه میزان از مراجعه‌کنندگان به جراحان ترمیمی را بیماران با اختلالات شخصیتی و اختلالات شبه جمعی تشکیل می‌دهند، اما طبق مطالعاتی که دکتر نراقی انجام داده است، اختلالات شخصیتی، به طور معنادار در آقایانی که برای جراحی بینی مراجعه کرده‌اند بیشتر بوده است. به همین خاطر باید در جراحی آنان احتیاط بیشتر به خرج داد و با وسواس بیشتری بیمار را انتخاب کرد.

او می‌افزاید: از دلایل قابل توجه بیش از حد به اعمال جراحی و آرایش چهره، ابتلای فرد به اختلال بد ریختی بدن و اختلال شخصیت است.

در این اختلال‌ها که اغلب در سنین 15 تا 20 سالگی به اوج خود می‌رسد فرد تصویر ناخوشایندی از بدن خود دارد، به حدی که تصور می‌کند اعضای بدنش دچار نقص و عیب است، بنابراین برای رفع آن به انواع شیوه‌های نظیر آرایش پناه می‌برند.

مبتلایان به اختلال بد ریختی در معرض ابتلا به افسردگی و اضطراب نیز قرار دارند همچنین افراد مبتلا به اختلال شخصیت سعی می‌کنند به هر شیوه برای جلب توجه به اطرافیان روی آورند.

بیتا مهدوی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها