نسل سومیها باور نمیکنند
بهمن عبدی، کاریکاتوریست
روز 22 بهمن کجا بودید و چه میکردید؟
روز 22 بهمن در میدان فوزیه امام حسین (ع) بودم و از صحنههای درگیری فیلمبرداری میکردم. ساعت 30/4 اعلام کرده بودند که حکومت نظامی است، اما امام گفت لغو است.
من هم با دوربین سوپر 8 کانن در خیابانها فیلمبرداری میکردم. آن زمان 27 سالم بود و کارمند تلویزیون بودم، چون تلویزیون تعطیل بود، من هم با دوربین خودم در سطح شهر میرفتم و فیلمبرداری میکردم. ساعت 5 بعدازظهر که با ماشین ژیانم به یوسفآباد رسیدم، اعلام کردند که انقلاب پیروز شده است.
چه کار کردید؟
همه خوشحال بودند. جزو انقلابیون نبودم ولی حال و هوایش را داشتم، با این که خودم در تظاهرات نقشی نداشتم، ولی فیلمبرداری میکردم.
کاریکاتور هم تعطیل بود؟
بله! چون همه مطبوعات تعطیل بودند، دیگر جایی نداشتیم که کاریکاتورهایمان را ارائه دهیم.
الان با شنیدن نام دهه فجر و پیروزی انقلاب یاد چی میافتید؟
سالهای زیادی از آن زمان گذشته است و خیلی چیزها عادی شده است. مگر این که دوباره همان فیلمها را بگذارم و نگاه کنم و یاد آن زمانها برایم زنده شود.
پس آن حال و هواها را چطور به نسل سوم منتقل میکنید؟
نسل سوم اصلا ماجرای آن زمان را باور نمیکنند.
چرا؟
یک امر طبیعی است، باید این تجربه را داشته باشند. هر چه صحبت بوده، کردهایم و حرف زیاد زدهایم تا آنها در جریان قرار بگیرند. یک فیلم جنگی و انقلابی خوب نساختهایم تا بتوانیم مثال بزنیم، همه فیلمها مقطعی بوده است.
کاریکاتوریست چه کار میتواند انجام دهد؟
آنها هم هیچ کار نمیتوانند انجام دهند. در آن زمان همه چیز سانسور بود. سال 58 و 59 که مطبوعات دوباره فعال شدند، در سالگرد انقلاب از شریف امامی و ازهاری کاریکاتور میکشیدیم، ولی به مرور زمان این گونه سوژهها رنگ باخت. الان تنها عکس و فیلمهای خبری میتواند، گویای خوبی از آن زمان باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم