این مرد که قبل از انقلاب حضور خیلی پررنگی در سینما نداشت و با نام جمشید آریا شناخته میشد، پس از انقلاب شد جمشید هاشمپور، مرور کارنامه بازیگریاش حسابی وقت میبرد و جا میخواهد، اما این را بدانید که او هر چقدر از این دهه فاصله گرفت، نقشهای متفاوتتری را ایفا کرد، نقشهایی بهیادماندنی مثل فیلم «هیوا»، «مادر» و ...
پشت شیشههای مه گرفته
اگرچه بیژن امکانیان هم در همان سالها خیلی گل کرد و خیلی هم طرفدار پیدا کرد، اما تا دهه 60 به پایان برسد، زمان زیادی باقی بود، زمانی که در آن ستارههای دیگری هم از راه میرسیدند، ستارههایی با فیلمهایی که محصول شرایط اجتماعی همان دوره بود.
«هامون» یکی از این فیلمها بود، جدال سنت و تجدد انگار بازهم ادامه داشت و خسرو شکیبایی و ادا و اطوارها و جملههایش یکهو شد ملکه ذهن همه آنهایی که یکجورهایی ژست روشنفکری میگرفتند، «هامون» حالا البته موافقان و مخالفان خاص خودش را دارد، اما چهکسی هست که یادش رفته باشد، هامون آن سالها چه غوغایی میکرد و شکیبایی به چه بتی تبدیل شده بود.
سفید مثل برف
دوره شکیبایی خیلی زیاد طول نکشید، جوانهای پشت در هم مجالی میخواستند برای نشان دادن خودشان، یکییکی از راه میرسیدند، مثل فریبرز عربنیا یا ابوالفضل پورعرب، آنها هم البته خیلی ماندگار نشدند، ستارههای تازهتر از اواخر دهه 70 تازه از راه میرسیدند، ستارههایی که چهرههای زیبایی داشتند و بعد از چندکار متوسط یواش یواش حس میکردند که باید بازیگری را جدیتر بگیرند، محمدرضا گلزار و بهرام رادان جزو این دسته بودند که حالا در اوج محبوبیت هستند، اما در همین حالا هم ستارههای تازهای در راه هستند، صبر کنید تا یواشیواش سر و کلهشان پیدا شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم