در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا همه قبول دارند که یکی از عوامل پیروزی، بسیج عمومی مردم مسلمان ایران بود؛ یعنی دشمن در برابر سیل خروشان عظیم ملت قرار گرفته بود.
قشرهایی از جامعه ما مبارزات علنی و مخفی، در حد تبلیغ، در حد اقدامات نظامی یا اقدامات زیر زمینی و نیز اقدامات علنی داشتند. برای رژیم به زانو در آوردن یک گروه معین و یک عده خاص آسان بود و آن چند نفر یا عدهای از روحانیان مبارز و شجاع قابل سرکوبی و متلاشی شدن بودند، اما رزیم هیچ گاه نمیتوانست روبهروی مردم بایستد.
حتی بعضیها که در وزارتخانهها و ادارات شاغل بودند نحوه مبارزه شان متفاوت بود آنها یا کار نمیکردند یا کمکاری میکردند یا اطاعت نمیکردند. مهندسان، کارمندان و کارگران شرکتهای عظیم کارگری (مثل شرکت نفت که نقش عظیمی در به زانو در آوردن دشمن داشت) هم کار نمیکردند. مدارس، دانشگاهها و بازار تعطیل بودند، حتی شرکت واحد اتوبوسرانی هم تعطیل بود. این مورد در کارخانهها هم به صورت اعتصاب بروز پیدا میکرد.
حالا رژیمی که تا دندان مسلح بود، میخواست چه کند؟ با چه کسی درافتد؟ کجا را برای خود نگه دارد؟ با کدام اداره، وزارتخانه، کارگاه، مغازه، موسسه یا مدرسه و با چه کسی میخواهد زندگی کند؟ هر جا که سر میزده است زیر پایش خالی و سست بود. همه فهمیده بودند که با حرکت عمومی مردم، قدرت رژیم فروریخته است. حتی اگر به ارتش هم سر میزدید، به ظاهر پادگانها برقرار بود وگرنه آنجا هم با سیل خروشان فراریان سرباز و افسر و درجهدار مواجه میشدید. روحیه آنها ضعیف شده بود؛ آن حالتی که دیگر دلبستگی نداشتند و پشتوانه احساس نمیکردند و رابطهشان را با مردم قطع شده میدیدند. به خوبی این حالت در فرد فرد مردم جامعه لمس میشد که یک ملت با تمام جانش میگوید نه، دیگر طاغوت و استبداد و استعمار را نمیخواهد.
اگر مساله مردم نبود و فقط مبارزه یک قشر معین بود نتیجهاش پیروزی انقلاب نمیشد. فرض کنید 10 هزار چریک مسلح آماده به کار هم وجود داشت، اما مردم در جریان مبارزه نبودند، اینها در برابر 500 هزار سرباز ارتش مگر میتوانستند مقاومت کنند؟
بعضیها هنوز تعجب میکنند که در برابر قدرت عظیم دشمن و پشتوانه های خارجی و آن قدرت عظیم جاسوسی داخلی و ارتش و قوای انتظامی و این همه مهرههای خود فروختهای که سالیان دراز انواع راهها را برای حفظ رژیم تجربه کرده و کوشش نمودهاند، چگونه این نهضت تحقق یافت؟ میگویند چه شد که مردم بیسلاح و بیپناه بدون آن که وابسته به قدرتهای خارجی باشند در برابر این قدرت عظیم مسلط شدهاند؟ وقتی مردم میخواهند و تصمیم هم گرفتهاند و لو اینکه یک قبضه تفنگ هم ندارند موفق میشود. کار نمیکنند، همکاری نمیکنند، اما قوای رژیم مثلا با 200 نفر کماندو و به این وزارتخانه حمله میکنند، آدم میکشند و بعد با بوق و بلندگو تهدید میکنند که هر کس تا چند روز دیگر سر کار نرود حقوقش قطع میشود، تمام دستگاههای تبلیغاتی رژیم به کار میافتد، تمام قدرت نظامی هم فعال میشود، اما باز هم میبینند خبری نشد و این مردم نمیخواهند و اطاعت و هماری نمیکنند، اما همین مردم با یک فرمان از امام و از جانب انقلاب بپا میخیزند، در حالی که نه اسلحه و قدرت نظامی و نه قدرت تبلیغاتی در کار است، اما یک پیوند روحی و همکاری و وفاداری احساس میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: