2 مرد سارق که با مراجعه به دفتر کار یک وکیل ، منشی وی را گروگان گرفته و از یک صرافی 2 هزار دلار و هزار یورو به سرقت برده اند، تحت تعقیب پلیس تهران قرار گرفتند.
کد خبر: ۱۵۶۹۱۰
4 روز پیش مرد وکیلی به شعبه یکم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 2 تهران مراجعه و از 2 مرد سارق شکایت کرد. شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس قربانی گفت : روز گذشته برای رسیدگی به یک پرونده قضایی به یکی از دادگاه های تهران رفته بودم و منشی ام در دفتر وکالتم تنها بود. هنگام ظهر وقتی به محل کارم برگشتم چندین مرتبه زنگ دفترم را زدم ، اما منشی ام در را باز نکرد. مشکوک شدم و با کلیدی که همراهم بود، در را باز کردم و داخل شدم که صدای ناله های زن و مردی را شنیدم.
منشی جوان و کارمند صرافی با دست و پای بسته در دفتر وکالت
وقتی رد صدا را گرفتم ، متوجه شدم که منشی ام همراه مردی جوان با دست و پای بسته داخل اتاق افتاده اند، به کمکشان رفتم و پس از صحبت با آنها متوجه شدم در دام 2 سارق گرفتار شده اند. به دنبال این شکایت ، پرونده برای ادامه تحقیقات به پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران ارسال شد و ماموران به تحقیق از منشی و مرد جوان پرداختند.
موکلان دروغین حادثه آفریدند
منشی مرد وکیل در تشریح ماجرا به پلیس گفت: پس از خارج شدن وکیل از دفتر به بررسی زمان حضور موکلان در دفتر وکالت پرداختم که مردی چندین مرتبه تلفنی با دفتر تماس گرفت و سراغ وکیل را گرفت که گفتم وی برای رسیدگی به یک پرونده به یکی از مراجع قضایی مراجعه کرده است. ساعتی بعد مرد دیگری تلفن کرد و گفت که از موکلان مرد وکیل است و باید مدارکی را در اختیار وی قرار می داده که موفق به انجام این کار نشده است و از من خواست اجازه دهم مدارک را به دفتر کار وکیل بیاورد که قبول کردم.
سرقت از صرافی
وی ادامه داد: 30 دقیقه بعد، 2 مرد به دفتر آمدند و با زور و تهدید چاقو مرا به یکی از اتاق ها انتقال دادند و دست و پایم را بستند، داد و فریاد کردم تا شاید همسایه ها متوجه حضور آنها شوند و به کمکم بیایند که مردان مهاجم دهانم را با پارچه ای بستند. 10 دقیقه بعد، صدای یکی از آنها را شنیدم که با یک صرافی تماس گرفت و خود را به نام کارفرمایم معرفی کرد و از وی خواست تا 2 هزار دلار و یکهزار یورو به دفتر بیاورد. به دنبال تماس مرد سارق ، یکی از کارکنان صرافی ، پول های درخواستی را به دفتر آورد که مردان سارق او را هم با چاقو تهدید کردند و پس از بستن دست و پایش متواری شدند. ما در اتاق زندانی بودیم تا هنگام ظهر که کارفرمایم به دفتر وکالتش آمد و ما را نجات داد. به دنبال اظهارات دختر جوان ، کارمند صرافی هم گفته های وی را تایید کرد. بنابراین گزارش ، با اطلاعاتی که منشی جوان و کارمند صراف در اختیار ماموران قرار دادند، چهره نگاری رایانه ای از سارقان صورت گرفت و جستجو برای یافتن آنها آغاز شد.