ایالات شکست خورده نقشه های محرمانه مشترک

یویورک تایمز معتقد است در سرزمین پایگاه های نظامی، ذخایر انرژی و دشمنان قدرتمند بزرگ، تحقق کمال مطلوب ها نیازمند شکیبایی فراوان است.
کد خبر: ۱۵۶۶۲۹

از این رو واشنگتن مجبور خواهد بود، اشتیاق خود برای دموکراسی و حقوق بشر را تعدیل کند. دلایل زیادی برای قدرت های امپریالیستی و نوچه های آن وجود دارد تا پافشاری کنند که ما بایستی گذشته را فراموش و رو به جلو حرکت کنیم؛ ترجیع بند آشنای تغییر طرز رفتار که هر چند سال یک بار بدان استناد می شود، ولی آنانی که ترجیح می دهند جهان را درک کنند، از جمله قربانیان، اعتراف خواهند کرد تاریخ درس های بسیار مهمتری به ما می آموزد. 2پژوهشگر در فارین افیرز می نویسند که تمامی این مسائل به دلیل حافظه یا فراموشی تاریخی ملی، می تواند عواقب سیاسی ملموسی در پی داشته باشند. دولت ها و جوامع همان گونه که به گذشتگان خود توجه می کنند، خود نیز به همان صورت پرورش می یابند.
ما این مساله را بخوبی می فهمیم و بدرستی آن را عمیقا نگران کننده می یابیم، بویژه زمانی که اتهام فراموشی بر دشمنان ما وارد شود، آنان در این باره بحث می کنند که چگونه حافظه تاریخی ملی در روسیه نتوانست با جنایات بلشویسم کنار بیاید.
از سوی دیگر، زمانی که ژاپن جنایات گذشته خود را به طور محدود به رسمیت شناخت، نگرانی های عمیقی ابراز شد، در دیگر مواردی که طبق همین معیار کاملا واضح، گلچین شده اند، وضعیت مشابهی حکمفرماست.
پاک نگه داشتن حافظه ملی از سوی دفاعیه نویسان، اهمیت زیادی برای پیروزمندان دائمی دارد، یعنی کسانی که فقط شهروندان کشور خودشان می توانند خواستار پاسخگویی شان شوند.
این امر بویژه زمانی که علل ساختاری اقدامات گذشته همچنان پا برجاست، صحت دارد.
آنانی که می خواهند جهان امروز را به خوبی درک کنند، می توانند به اقدامات انگلیس در روزهایی که عراق مدرن را با اطمینان از وابستگی آن به دلیل آسوده خیالی خود، ایجاد کرد توجه کنند و نباید اقدامات بعدی انگلیس تا زمانی که رژیم تحمیلی و مورد حمایت آن در 1958 سرنگون شد را نیز از نظر دور نگه داشت.
از سوی دیگر، نباید این نتیجه گیری وزارت خارجه انگلیس در جولای همان سال را نادیده گرفت که در عراق تحت سلطه انگلیس، ثروت و قدرت در دست عده اندکی از زمین داران ثروتمند و شیوخ قبایل متمرکز شده است که در این جامعه بی رحم و سرکوبگر، در اطراف دربار جمع شده اند.
سرنگونی رژیم مورد حمایت انگلیس در عراق از سوی عبدالکریم قاسم در 1958اولین گسست در سلطه مشترک آنگلوآمریکن بر یکی از مهمترین منابع انرژی جهان بود. ایالات متحده و انگلیس بلافاصله واکنش نشان دادند و هر دو با اقدام نظامی در لبنان و اردن و نقشه های محرمانه مشترک برای توسل به خشونت در صورت نیاز برای اطمینان از این که ویروس ملی گرایی مستقل، دیگران را آلوده نکند و به بیان خودشان بی رحمانه آماده مداخله در هر نقطه ای بودند که منبع تهدیدی برای سلطه آنان محسوب می شد. این نوع برنامه ریزی همچنان تا زمان جنگ 1991 پابرجا بود. ارزیابی های ناظران وابسته به امپریالیسم نگرانی ها راجع به رژیم عبدالکریم قاسم را تشدید کرد.
یکی از مقامات شرکت نفتی بریتانیا که نفت عراق را در کنترل داشت، به وزارت خارجه انگلیس اطلاع داد که اهداف عبدالکریم قاسم بسیار فراتر از استقلال سیاسی، عزت و اتحاد ملی بوده و همکاری برادرانه با دیگر اعراب را نیز شامل می شود.
قاسم همچنین قصد داشت ثروت ملی را افزایش دهد و آن را توزیع کند... تا یک جامعه جدید و دموکراسی نوینی را بنیان بگذارد و از این عراق قدرتمند، دموکراتیک و عربگرا به عنوان وسیله ای برای آزادسازی و تعالی دیگر اعراب و ملل آسیایی آفریقایی استفاده و به انهدام امپریالیسم کمک کند. منظور قاسم از امپریالیسم عمدتا نفوذ انگلیس در کشورهای توسعه نیافته بود.از سوی دیگر اگر این دلایل کافی قلمداد نمی شدند، این نگرانی نیز وجود داشت که عبدالکریم قاسم، برنامه های جمال عبدالناصر را در پیش گرفته و دلارهای نفتی سعودی را برای بهبود استانداردهای زندگی تمامی اعراب فقیر به کار گیرد.دالس ، وزیر خارجه ایالات متحده گله می کرد که یک ناصر کافی بود؛ دیکتاتوری توسعه طلب و از قماش هیتلر، یک هیولای تشنه قدرت که فلسفه انقلاب او به سختی قابل تمییز از مین کمپف بود.
آیزنهاور، رئیس جمهور امریکا با ترس مشاهده می کرد که ناصر در حال به دست آوردن وفاداری و دلبستگی مردم در سراسر منطقه است و هشدار داد که ناصر تلاش دارد کنترل نفت خاورمیانه را به دست آورد و از درآمد و قدرت حاصل از آن برای ویران کردن جهان غرب استفاده کند.آیزنهاور، کنگره را مجاب کرد که کودتای عراق و آشوب های لبنان و اردن را ناصر به راهنمایی کرملین، به وجود آورده است. دستگاه های اطلاعاتی غرب هشدار دادند احساسات عمومی در جهان عرب، حتی در کشورهایی مانند عربستان سعودی و کویت، عموما به نفع کودتای قاسم در عراق و بر علیه مداخله انگلیس و امریکاست و از این رو احتمال زیادی وجود دارد که عفونت انقلابی ، در سرتاسر منطقه گسترش یابد، حتی در دیکتاتوری های مورد حمایت ایالات متحده که منابع عمده نفتی جهان را در اختیار دارند، و یا حتی در لیبی، دیگر تولیدکننده مهم نفت که شدیدا تحت کنترل یک دیکتاتور مورد حمایت امریکا قرار داشت. واشنگتن، شروع به بازی با این نقشه کرد که قاسم یک ضد کمونیسم است ولی این گونه برنامه ها نتوانست قاسم را از تصمیم خود در سال 1961 منصرف کند و وی بیش از 5/99 درصد از مناطقی را که امتیاز بهره برداری از آنها به شرکت های چند ملیتی کنترل کننده نفت عراق واگذار شده بود، از جمله مناطق دارای ذخایر اثبات شده و میادین احتمالی که هنوز استخراج نشده بودند، ولی ذخایرشان عظیم تخمین زده می شد را از دست شرکت های چندملیتی خارج کرد.این ویروس انقلابی، بسیار خطرناک بود و از این رو باید از بین می رفت. این کار در سال 1963 انجام گرفت.
طبق گفته های راجر موریس، کارمند سابق شورای امنیت ملی که از سوی منابع دیگری نیز تایید شده است، سازمان اطلاعات و جاسوسی امریکا، در زمان ریاست جمهوری جان اف کندی، عملیات تغییر رژیم در بغداد را هدایت کرده و این کار را با همدستی صدام حسین و حزب بعث به انجام رساند.

اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی ورو جنی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها