امریکای لاتین را در مهمترین نشریه ایرلند بخوانند که وی در آن بدون این که به این
شیون بوش وار استناد کند که چون ما خیلی خوبیم، جهانیان از ما متنفرند، به توضیح علت تحسین شدن چاوز کمک می کند: «در ونزوئلا که اقتصاد نفتی آن در طول دهه ها طبقه خاصی از ابرثروتمندان را ایجاد کرده است، یک چهارم از افراد زیر 15 سال گرسنه بودند و 60 درصد افراد بالای 59سال هیچگونه درآمدی نداشتند و کمتر از یک پنجم جمعیت از امنیت اجتماعی بهره مند بودند. تحت فرمانروایی هوگو چاوز، سرهنگ سابق چترباز که سال 1998 به ریاست جمهوری انتخاب شد در جامعه ای غنی ولی دارای شکاف طبقاتی عمیق، فقط مدت کوتاهی است که خدمات پزشکی برای اکثریت فقرزده به واقعیت تبدیل شده است.
از وقتی وی در جریان یک انتخابات دموکراتیک، قدرت را به دست گرفت، بهداشت و رفاه بتدریج میان توده های جمعیت شیوع پیدا کرد و پیشرفت آهسته ای شروع شد. با این حال، پیشرفت به طور محسوسی صورت می پذیرد، بویژه به این دلیل که ونزوئلا در یک راهبرد بهداشتی مشترک به کوبا پیوست و حدود 20 هزار پزشک و دیگر متخصصان بهداشتی را به ونزوئلا آورد و آنها را در سراسر کشور از کاراکاس گرفته تا نقاط دوردستی که پزشکان ونزوئلایی حاضر به خدمت در آنجا نبودند، مستقر کرد.عملیات معجزه، الگویی را در سراسر منطقه کارائیب اشاعه می دهد که آشکارا تاثیر چشمگیری در میان اکثریت مردمان فقیر برجای گذاشته است.
در مارس 2004، ماموران ترویج دموکراسی که نگران بودند مبادا انتخابات السالوادور نتایج نامطلوبی در پی داشته باشد، هشدار دادند اگر مردم السالوادور، انتخاب نادرستی انجام دهند، علاوه بر پیامدهای دیگر، شاهرگ حیاتی السالوادور پول های ارسالی از سوی ایالات متحده یعنی رکن اصلی معجزه اقتصادی ممکن است قطع شود.
اینان همچنین با ارائه دستاوردهایشان در السالوادور به عنوان الگویی برای عراق ، ماموریت خود را نیز توضیح دادند.
توماس والکر، از برجسته ترین کارشناسان مسائل امریکای مرکزی، در واکنش به پوشش خبری دلخواه از این وضعیت شرم آور، نامه ای سرگشاده را میان روزنامه های کشور توزیع کرد و واقعیت این انتخابات آزاد را که تحت نظارت ایالات متحده انجام و مورد استقبال چنی، رامسفلد و دیگران قرار گرفت، بروشنی توصیف کرد.
والکر می گوید این انتخابات روی پیشینه ای از ترور دولتی انجام شد که جان ده ها هزار نفر از شهروندان بی گناه را گرفت، جامعه مدنی را از کار انداخت و رسانه های مخالف را ساکت کرد. علاوه بر این، نامزدها به طیف باریکی از دست راستی ها تا راست گرایان افراطی محدود بودند.
افرادی که از رای دادن خودداری می کردند به مرگ تهدید شدند و طراحی آرائ طوری بود که دارای شماره مسلسل بودند. برگه های رای قابل شناسایی در جعبه های پلاستیکی شفافی که مقابل سربازان مسلح قرار داشتند، ریخته می شدند. برگه های رای به قدری شفاف بودند که حتی اگر بخوبی هم تا می شدند، باز هم قابل خواندن بودند.اعلام شد که این گزارش کاملا اشتباه بوده است و این نامه سرگشاده تکذیب شد؛ البته این واکنش ها از نظر والکر چندان شگفت آور نبود.
والکر همچنین نویسنده مهمترین بررسی های علمی درباره نیکاراگوئه در دهه 1980 بود. زمانی که در آن دهه نیکاراگوئه بحث مهم روز بود.
وی در طول یک سال چند نامه سرگشاده به نیویورک تایمز فرستاد و البته باز هم گزارش های وی اشتباه پنداشته شد.
مروری برنامه های سرگشاده و سرمقاله های روزنامه های لیبرال ملی در اوج پوشش خبری نیکاراگوئه، دو دستگی میان جنگ طلبان و طرفداران صلح را آشکار کرد، یعنی حدود 50 به 50 که تعادل و صراحت را در مطبوعات آزاد نشان می دهد.
جنگ طلبان خواستار افزایش حملات تروریستی بین المللی شدند. صلح طلبان مخالفت کردند، زیرا معتقد بودند این نوع خشونت، موفقیت آمیز نخواهد بود، بنابراین ایالات متحده باید شیوه های دیگری برای وادار کردن نیکاراگوئه به اطاعت از وضعیت امریکای لاتین و اتخاذ استانداردهای منطقه ای دولت های مورد علاقه واشنگتن یعنی السالوادور و گواتمالا پیدا کند و سپس در ترور دولتی وحشتناکی درگیر شود.
والکر و دیگر کارشناسان مسائل امریکای لاتین عموما به خاطر خارج شدن از این طیف نگرشی و گاه به شیوه های شگفت انگیزی نادیده گرفته شدند.
مثالی دیگر و این بار هم مربوط به ترویج دموکراسی، انتخابات 1984 نیکاراگوئه است که نتایج غیرقابل قبولی را به دنبال داشت برنده شدن ساندنیست ها و از این رو اعلام شد که اصلا برگزار نشده است. گرچه بر این انتخابات ناظران بسیاری نظارت داشتند و صحت آن را مورد تایید قرار دادند، ولی این ناظران متخاصم و هیاتی از کارشناسان مسائل نیکاراگوئه که از طرف انجمن تخصصی پژوهشگران امریکای لاتین فرستاده شده بودند، همگی مجبور به سکوت شدند.
یکی از این ناظران، خوزه فیگوئرز از کاستاریکا بود که اعلام کرد، انتخابات سال 1984 نیکاراگوئه با توجه به استانداردهای امریکای لاتین، منصفانه بود و از این رو مورد بی اعتنایی قرار گرفت.
وی به طور کلی به این نتیجه رسید که علی رغم خواست گروه های پرشور ضدکمونیست و ضدساندنیست و حامیان پروپاقرص واشنگتن و شرکت های سرمایه گذاری امریکایی، باید مردم نیکاراگوئه را به حال خود واگذاشت تا خود به شیوه دلخواه به مقابله با مشکلات شان بپردازند. متعاقبا برجسته ترین شخصیت های دموکراسی امریکای لاتین در سراسر سال های جنگ تروریستی ریگان، یا به بیان مقبول تر، سال های ایثار برای ترویج دموکراسی، توسط مطبوعات بایکوت شدند، عادتی همیشگی همان طور که همواره شاهد آن بوده ایم.
مروجان دموکراسی دولت بوش در تمجید از الگوی السالوادور، به یکی از مهمترین بخش های جنگ ریگان علیه ترور اشاره ای نکردند. هم اکنون شرکت های امنیتی خصوصی در عراق، دومین بخش بزرگ ائتلاف علاقه مندانی هستند که گروه های باتجربه ای از مبارزان آموزش دیده را در اختیار دارند و تخمین زده می شود که حدود 70 درصد از جنگجویانشان، اهل السالوادور هستند.
اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی ورو جنی