با دکتر علی منتظری عضو پیشین شورای عالی انقلاب فرهنگی سیاست های متعدد؛ نتایج متفرق

بحث فرهنگ و رسیدگی به مشکلات و معضلات آن که هر از گاه به بحث جدی و مهم مسوولان و رسانه ها تبدیل می شود
کد خبر: ۱۵۵۵۸۰
، باز هم در ماه های جاری به یک بحث جدی و پر حرارت در میان دست اندرکاران فرهنگی کشور تبدیل شده است.
پس از طرح بحث مظلومیت فرهنگ از سوی رهبر معظم انقلاب، تلاش های بسیاری برای رفع مظلومیت در این حوزه کلیدی آغاز شد و هیات دولت با تشکیل یک کارگروه با حضور وزرای فرهنگی و دیگر مسوولان نخستین گام را برداشت و نمایندگان مردم در مجلس نیز خواستار اختصاص 10 درصد بودجه عمومی کشور به این بخش شدند. آنچه مهم می نماید این است که با همه تلاش ها برای سال آینده هم نمی توان چشم انداز امید بخشی برای فرهنگ و فعالیت های فرهنگی انتظار داشت. براین اساس با دکتر علی منتظری عضو پیشین شورای عالی انقلاب فرهنگی که حدود یک دهه رئیس جهاد دانشگاهی و عضو این شورا بوده است به بحث نشسته ایم.

با توجه به بحث های موجود و طرح مساله مظلومیت فرهنگ به نظر می رسد که ما هنوز به تعریف جامع و درستی درخصوص فرهنگ نرسیده ایم.
در مورد فرهنگ تعاریف فراوانی صورت گرفته است. به صورت کلاسیک هم در متون موجود است و می توان آن را پیدا کرد. به طور عملی هم شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1371 هنگامی که سیاست های فرهنگی نظام را تدوین کرد و در واقع روشن شده است که اصولا فرهنگ را چگونه تعریف کنیم و چگونه به آن نگاه کنیم، اما آنچه این روزها بیشتر در این حوزه مطرح می شود بحث فعالیت های فرهنگی است و نه فرهنگ.

البته من می خواستم نظر شما را درباره نداشتن تعریف از فرهنگ بدانم تا به این مقوله برسیم.
بله. فعالیت های فرهنگی در کشور ما مثل سایر کشورها شامل فعالیت های دینی، هنری، انتشاراتی و... می شود. حتی به نظر من ورزش هم در زمره فعالیت های فرهنگی می گنجد، هرچند ما ورزش را از فعالیت های فرهنگی جدا کرده باشیم. لذا بیشتر بحث از فعالیت های فرهنگی است تا خود فرهنگ. به هر حال من به چنین تفکیکی قائل هستم.

ببینید بحث من همین است که ما در همین زمینه هم به تفکیک نرسیده ایم و از فرهنگ یک نگاه کلی داریم و می خواهیم آن را در فعالیت های فرهنگی به کار گیریم و قرین موفقیت هم باشد.
درست است. اتفاقا یکی از مواردی که به ما آسیب رسانده همین است. اگر به بحث فعالیت ها به عنوان امر کلی فرهنگ نگاه کنیم معنایی نخواهد داشت . از این نگاه انتشار یک کتاب یا ساخت یک فیلم و مواردی از این دست نمی تواند جهتگیری کلی نظام یا مردم را تغییر دهد. آنچه در تعبیر رهبر معظم انقلاب وجود دارد عنوان تهاجم یا شبیخون فرهنگی است، یا تعبیر اخیرشان مهندسی فرهنگی این است که ما به آن اندازه از رشد و بلوغ دست پیدا کنیم که اصولا بدانیم فرهنگ یک مساله مجرد و انتزاعی نیست. فرهنگ را سیاست های اقتصادی، اجتماعی، قانونگذاری و حتی امور اجرایی تحت تاثیر خود قرار می دهد. وقتی ما به فرمایش شهید بهشتی معتقدیم که «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت» اگر مردم ببینند بزرگان ما برای قدرت تلاش های غیر اخلاقی و غیرمشروع انجام می دهند اولین اثر چنین مناقشاتی را باید در کجا جستجو کرد. بدون شک اولین محل اثرگذاری این مناقشات حوزه فرهنگ است و به فرهنگ ما آسیب می رساند.

با همه این بحث ها فکر می کنید چرا ما به اینجا رسیده ایم.
من در یک تقسیم بندی اعتقاد دارم که فرهنگ ما تحت تاثیر 3مولفه تعیین کننده قرار دارد.
اول: تاثیر سایر حوزه ها بر فرهنگ از جمله تاثیر حوزه های سیاسی، اقتصادی و...
دوم: تهاجم دشمن. از ابتدای پیروزی انقلاب، دشمنان با توطئه و برنامه ریزی های گوناگون فرهنگ ما را هدف قرار داده اند.
سوم: مدیریت فرهنگی و ضعف آن. این که می گوییم ضعف مدیریت فرهنگی به معنای مدیریت دولتی نیست. مدیریت دولتی، غیردولتی، نهادهای عمومی و... به نوعی دچار ضعف بوده ایم و لذا این 3 مولفه باعث وضعیت کنونی شده است.
روزی کسی به من گفت نظر شما درباره مهندسی فرهنگی چیست ؛ من گفتم: تا زمانی که زندگی تمام مسوولان ما همسطح زندگی مردم متوسط نباشد، فرهنگ ما شکل درستی پیدا نخواهد کرد. البته ممکن است در جامعه همچنان ناهنجاری های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی وجود داشته باشد.
در زمان پیامبر و امامان معصوم هم فساد وجود داشته است، اما برای رسیدن به وضعیت فرهنگی مطلوب باید توجه کنیم که نمی توان از یکسو از مردم بخواهیم در چارچوب هنجارهای اسلامی و انقلابی باشند و از سوی دیگر کسانی که باید در این عرصه پیشرو باشند، معیارها و استانداردها را زیر پا بگذارند. این، اثر فرهنگی خواهد گذاشت. مهندسی فرهنگی یعنی همین. با تشکیل جلسه و برگزاری سمینار کاری از پیش نمی رود. از جمله مسائلی که من بارها روی آن تاکید داشته ام و باز هم بر آن تاکید می کنم حذف کنکور است. این مساله فرهنگی ترین کاری است که باید صورت پذیرد. چه رابطه ای میان فرهنگ و کنکور وجود دارد؛ به نظر من رابطه فرهنگ و کنکور، رابطه هویت و جوانی و پیوستگی با دین، آیین و ملیت است. هر گاه بحث کنکور مطرح می شود، عده ای می گویند این امر نیاز به کارشناسی دارد، چون مساله خودشان که نیست. بعد نتیجه چه شد. حداقل هر سال بیش از 10میلیون نفر درگیر این مساله هستند. 2میلیون داوطلب و چندین هزار خانواده را که حساب کنیم می شود 10میلیون نفر. این درحالی است که 200، 300هزار نفر به دانشگاه راه می یابند و بقیه به حال خود رها می شوند و ناهنجاری ها و مشکلات از همین جا آغاز می شود. ممکن است کسی بگوید این اتفاقات به همین سادگی رخ نمی دهد؛ اما من می گویم به همین سادگی پیش می آید. این مساله جوان را از آینده خودش ناامید خواهد کرد. از کشور خودش ، از آیین خودش و از هویت ملی و اسلامی خودش دور خواهد کرد.

با توجه به این بحث ها گسست بین نسلی چقدر حاصل همین شرایط فرهنگی است. اگرچه نمی توان از دوران گذار هم غفلت کرد، اما سیاست های ما هم در این زمینه تاثیر بسیار داشته و دارد.
من به گسست میان نسل ها اعتقادی ندارم. تفاوت میان نسل ها وجود دارد و این به معنای گسست نیست. تحقیقات و مطالعات دقیق علمی نشان می دهد ما گسست نسلی ندارم، بلکه تفاوت فرهنگی وجود دارد. در گذشته هم وجود داشته است. شما باید برای این نسل فرصت های برابر ایجاد کنید. اگر فرصت های برابر برای همه ایجاد و فضایی برای انتخاب درست برای آنان فراهم شود، بخشی از این فاصله برداشته خواهد شد.

در این زمینه نمی توان از نقش ساختارهای فرهنگی غفلت کرد. این فاصله چقدر حاصل عملکرد این ساختارهاست؛
بسیار کم. البته در حوزه مدیریت فرهنگی این ساختارها نقش بسیاری داشته اند. در این حوزه گاهی ضعف مدیریت وجود داشته، گاهی غفلت و بی خبری و گاهی هم هر دوی اینها بر پیکر فرهنگ آسیب هایی وارد کرده، اما منشا بروز تفاوت نسل قدیم و جدید نبوده است.

مدیران به عنوان مجریان سیاست های تعیین شده کجا قرار می گیرند؛
باز هم بر موضع پیشین تاکید می کنم. بخشی از کوتاهی ها متوجه مدیران می شود. در این کوتاهی هم گاهی ضعف بوده ، گاهی غفلت و گاهی هردو، اما این مدیران هم نقش زیادی نداشته اند. شاید برخی از همین مدیران در شرایط خاص که از مظلومیت فرهنگ به تنگ آمده اند، فریادهایی هم زده اند، ولی توانش را نداشته اند که تغییری اساسی در وضعیت موجود پدید بیاورند. لذا باید منطقی و منصفانه قضاوت کرد.

این مشکل به ساختار بر می گردد یا افراد هم در آن دخیل بوده اند؛
این برمی گردد به نبود یک نگاه جامع به مساله فرهنگ. هم توان و جایگاه سیاسی، اجتماعی و قدرت افراد و هم ساختار ممکن است در به وجود آمدن چنین وضعیتی دخیل بوده باشد، اما به هر حال تفکیک اینها از هم کار آسانی نیست.

درخصوص موازی کاری که بسیار زیاد هم مطرح می شود؛
من با این حرف زیاد موافق نیستم که موازی کاری بد است. ما می توانیم سیاست فرهنگی واحد داشته باشیم، اما در اجرا ساختارهای مختلف وجود داشته باشند. مشکل ما در همه این سال ها وجود سیاست های متعدد بوده است. من قصد جسارت به کسی ندارم، اما بحث برسر این است که ما از یک سیاست واحد پیروی نکرده ایم. مثلا در سیاست های مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی آمده است که همه دستگاه ها موظفند هر 6 ماه یک بار گزارش عملکردها و فعالیت های خود را به شورا ارائه کنند. آیا دستگاه های فرهنگی و مدیران اجرایی ما از این سیاست ها اطلاعی دارند؛ در همه این سال ها چقدر می شنویم که ما سیاست فرهنگی نداریم. می شود گفت سیاست های ما کهنه شده و نیاز به بازنگری دارد و لازم است به روز شود، اما نمی توان گفت سیاست نداریم . من به تکثر نهادهای فرهنگی اعتقاد دارم، منوط به این که سیاست فرهنگی واحد نظام از سوی همه به اجرا در آید. شاید وضعیت ما در حال حاضر مطلوب نباشد، اما با سیاست واحد و اجرای متنوع و متکثر می توان به نقطه مطلوب رسید. آن گاه می توان حق انتخاب به مردم داد که هر نوع محصول و کالای فرهنگی را که می خواهند انتخاب کنند.

پس از طرح بحث مظلومیت فرهنگ از سوی رهبر معظم انقلاب کارگروهی در دولت تشکیل شد. بسیاری از مسوولان و نمایندگان مجلس و مدیران فرهنگی هم خواستار بودجه مناسب برای رفع این مظلومیت شدند. در حالی که برخی شخصیت ها هم اختصاص بودجه صرف را راهگشای مشکلات فرهنگ ندانستند. شما فکر می کنید با بودجه می توان گره از مشکلات فرهنگ گشود؛
من با نظر کسانی که معتقدند مشکل فرهنگ با اختصاص صرف بودجه حل نمی شود، موافقم. این رویکرد سطحی به کلام رهبری است. منظور ایشان توجه به نکاتی است که در طول این سال ها بارها هم بر آن نکات تاکید کرده اند. فرمایش های سال های اخیر معظم له نشان می دهد که مساله فرهنگ فراتر مسائل مالی و بودجه است. اگر این کلام را به اختصاص پول و بودجه به فرهنگ تنزل دهیم، به این نگاه روشنفکرانه جفا کرده ایم. وقتی از مظلومیت فرهنگ سخن می گوییم، مقصود این است که قوای سه گانه و تمام دستگاه های اجرایی و مدیریتی کشور باید در حوزه فعالیتی خود رویکرد فرهنگی داشته باشند و آثار مترتب برآن را در حوزه خود ببینند. ما نمی توانیم نشاط سیاسی را در جامعه سرکوب کنیم و آثار فرهنگی آن را نپذیریم و بعد وزیر ارشاد را مورد مواخذه قرار دهیم که چرا فلان کتاب در شمارگان 1000نسخه منتشر شده است. این مساله به معنای برخوردنکردن با کتاب های مخالف ارزش ها و شعایر اسلامی و ملی نیست. البته توجه به فرهنگ به معنای اختصاص ندادن بودجه هم نیست . بودجه می تواند راهگشای بخشی از مشکلات فعالیت های فرهنگی باشد و صد البته که ما در این زمینه هم نیازمند توجه جدی هستیم.

غلامرضا معصومی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها