از فلج شدگی روانی تا زندگی معنادار در بحران؛

نقش کلیدی مداخلات روانشناختی و یادگیری مهارت های زندگی

دکتر سهیلا سرایی،  پست دکترای روانشناسی و پژوهشگر دانشگاه جورج میسون آمریکا در گفت‌وگو با خبرنگار «جام‌جم آنلاین» به تحلیل عمیق پیامدهای روانی جنگ و بحران‌های قرن بیست‌ویکم بر جامعه ایران پرداخت.
دکتر سهیلا سرایی،  پست دکترای روانشناسی و پژوهشگر دانشگاه جورج میسون آمریکا در گفت‌وگو با خبرنگار «جام‌جم آنلاین» به تحلیل عمیق پیامدهای روانی جنگ و بحران‌های قرن بیست‌ویکم بر جامعه ایران پرداخت.
کد خبر: ۱۵۵۳۱۶۱
نویسنده مهدی صبوری نیک

وی با اشاره به اینکه هزاره سوم کوله‌باری از تحولات فرهنگی و شیوه‌های جدید زندگی را دوش مردم کرده است، اظهار داشت: «این تحولات، بسیاری از افراد را در برابر مسائل نوظهور، از انواع ویروس‌ها تا جنگ‌ها، بی‌دفاع و آسیب‌پذیر ساخته است. جنگ علاوه بر تخریب‌های فیزیکی، ضربات عمیقی بر سلامت روان افراد وارد می‌کند؛ به‌ویژه کسانی که پیش‌تر تجربیات بالایی از خشم، ترس یا آسیب‌های روحی داشته‌اند.»

سرایی با تأکید بر طیف وسیع اختلالات روانی در شرایط بحرانی افزود: «در چنین شرایطی، افراد ممکن است طیفی از اختلالات را تجربه کنند که از حملات پانیک و اضطراب مزمن گرفته تا افسردگی‌های شدید را شامل می‌شود. این اختلالات می‌توانند منجر به احساس استیصال و فلج‌شدن در زندگی روزمره شوند؛ به گونه‌ای که فرد تنها به معنای فیزیکی زنده می‌ماند، بدون آنکه بتواند زندگی واقعی و معناداری را تجربه کند.»

نویسنده کتاب تخصصی مهارت‌های زندگی درباره انتقال بین‌نسلی تروما هشدار داد: «این آسیب‌ها محدود به فرد آسیب‌دیده نیست و می‌تواند به فرزندان نیز منتقل شود. با توجه به اینکه حدود ۲۵ درصد از جمعیت ایران زیر ۱۵ سال هستند، ضرورت وجود مراقبین سالم و حمایت روانی پایدار برای کودکان و نوجوانان بیش از پیش آشکار می‌شود.»

وی با بیان اینکه کودکان به عنوان آینده‌سازان کشور نیازمند محیطی امن هستند، خاطرنشان کرد: «این نسل برای رشد سالم، نیاز به حمایت هیجانی و فرصت‌هایی برای بیان احساسات و پردازش تجربیات تلخ خود دارند. آن‌ها برای سازگاری با استرس‌های ناشی از موقعیت‌های مختلف و کشمکش‌های زندگی، به ابزارهایی نیاز دارند که به آن‌ها توانایی ایستادگی در برابر سیل مشکلات را بیاموزد.»

دکتر سرایی در ادامه به راهکارهای علمی برای مقابله با این بحران‌ها اشاره کرد و بیان داشت: «شواهد علمی گسترده نشان می‌دهد که مداخلات روان‌شناختی، اجتماعی و آموزش مهارت‌های زندگی می‌توانند آسیب‌های روانی ناشی از بحران‌ها و جنگ را به طور قابل‌توجهی کاهش دهند.»

وی با تأکید بر اهمیت آموزش مهارت‌های میان‌فردی و روان‌اجتماعی (دانش برای دانستن، برای بودن و برای همزیستی)، افزود: «از جمله مؤثرترین مداخلات، تقویت مهارت‌های مقابله‌ای مانند مدیریت استرس، حل مسئله و تنظیم هیجان‌هاست. همچنین ارائه مشاوره و روان‌درمانی فردی یا گروهی و ایجاد حمایت مستمر از سوی خانواده و شبکه‌های اجتماعی اجتماعی، نقش حیاتی ایفا می‌کند.»

پژوهشگر دانشگاه جورج میسون در پایان نتیجه‌گیری کرد: «این اقدامات نه تنها شدت اضطراب و سایر اختلالات را کاهش می‌دهند، بلکه به افراد کمک می‌کنند تا توانایی بازگشت به زندگی فعال و معنادار، بازسازی روابط اجتماعی و رشد شناختی و عاطفی سالم را دوباره به دست آورند. در نهایت، این فرآیند افراد را توانمند می‌سازد تا بتوانند نیازهایشان را مدیریت کنند، با محیط اجتماعی خود سازگار شوند و بهترین عملکرد ممکن را در بحران‌ها داشته باشند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها